وقتی صحبت از فرهنگ میشود نادیدهگرفتن هنر خطایی بزرگ است زیرا هنر در عرصه فرهنگ و فرهنگسازی جایگاه و اهمیت بسیار بالایی دارد. در اکثر جوامع دنیا هنر با زیرشاخههای خود فرهنگ را در بین سطوح و اقشار مختلف اجتماعی تسری میدهد و عمده بار سنگین مقوله فرهنگسازی در جامعه بر دوش شاخههای مختلف هنری و هنرمندانی است که در آن عرصهها فعالیت میکنند.از این رو جایگاه هنر و هنرمندان در بین سیاسیون و سیاستگذاران کشورهای مختلف به ویژه کشورهای در حال توسعه و توسعهیافته انکارناپذیر است.مگر میشود از فرهنگ و فرهنگسازی صحبت کرد ولی از سینما، تئاتر، موسیقی و هنرهای تجسمی شناخت نداشت و این عرصههای هنری و هنرمندان فعال در هر عرصه را نادیده گرفت؟
در کشورهایی که مقوله فرهنگ و فرهنگسازی از مهمترین مقولات مدنظر است، سینما، تئاتر، موسیقی، هنرهای تجسمی و ادبیات رشد قابل توجهی دارند زیرا نقش هنرمندان و این عرصههای هنری از سوی سیاستمداران و تصمیمگیرندگان سیاسی آن کشورها درک شده است.
نامزدهای ریاست جمهوری شناختی از هنر ندارند
در کشور ما نیز امر فرهنگ و فرهنگسازی مقولهای به ظاهر مهم است اما تصمیمگیریها و همچنین سیاستگذاریها در این خصوص همتراز ادعاهای مطرحشده از سوی مدیران و مسئولان تصمیمگیرنده و سیاستمداران دولتهای مختلف نیست.یکی از نکات مهمی که باعثشده توجه به فرهنگ از سوی چهرههای سیاسی در دولت و نهادهای سیاسی و تصمیمگیرنده دیگر فقط در حد کلام باقی بماند و در عمل اقدامی قابل تامل و مؤثر شکل نگیرد، نبود شناخت لازم نسبت به شاخههای مختلف هنری و تاثیرگذاری آنها در حوزه فرهنگ و فرهنگسازی است.
بسیاری از تصمیمگیرندگان سیاسی در ایران که در دولتها و دورههای مختلف مجلس شورای اسلامی مستقر شدند شناختی از هنر ندارند و وقتی صحبت از فرهنگ نیز میکنند فقط در تفکراتشان «کتاب و کتابخوانی» آن هم در سطحیترین شکل ممکن به عنوان «فرهنگ» و ابزار فرهنگسازی تعریف میشود و در بهترین شرایط نامی از سینما و چند فیلم سینمایی به زبان میآورند.
این شرایط حتی در اکثر موارد در میان چهرههایی که سکان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را به عنوان متولی فرهنگ و هنر در دولتها بر عهده میگیرند و همچنین اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی به عنوان کمیسیون تخصصی فرهنگ، دیده میشود. شاید از این افراد توقع داشتن نگاه تخصصی و فوق تخصصی در حوزههای ادبیات، سینما، تئاتر، موسیقی، هنرهای تجسمی و دیگر حوزههای هنر اشتباه باشد اما میتوان این توقع را داشت که حداقل افرادی که به عنوان متولی فرهنگی و هنری عهدهدار مسئولیت میشوند این شاخههای هنری را بشناسند و تعریف درستی از آنها داشته باشند.در کشور ما بحث فرهنگ و توجه به هنر و هنرمندان در بزنگاههای مختلف سیاسی به ویژه انتخابات ریاست جمهوری بالا میرود و چهرههای سیاسی برای جلب نظر فعالان فرهنگ و هنرمندان تلاش میکنند. نامزدهای ریاستجمهوری از طریق مشاوران خود به سراغ هنرمندان میروند تا بتوانند با همراه کردن برخی چهرههای هنری، توجه مردم و اقشار مختلف جامعه را به خود جلب کنند و حرفها و وعدههای مختلفی را در باب حمایت از هنر و هنرمندان مطرح میکنند.
استفاده کلیشهای از نامها و سینما
اما در اکثر موارد در دورههای مختلف دیدهشده که این حرفها و وعدهها در حد شعاری و کلیشهای و به زبان آوردن نام یک چهره مطرح موسیقی ایران که دیگر در قید حیات نیست یا چند فیلم سینمایی یا کارگردان مطرح سینمایی، محدود شده است.چهاردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نیز در حوزه مناظرات و برنامههای تبلیغاتی از این امر مستثنی نیست.
مناظرات نامزدهای چهاردهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری در حال برگزاری است و ۳ مناظره از ۵ مناظره درنظر گرفتهشده، برگزار شده اند. اصولاً هدف از برگزاری مناظره این است که مردم با نقطهنظرات کارشناسانه هر کدام از نامزدهای ریاستجمهوری در حوزههای مختلف آشنا شوند. نمیتوان انتظار داشت که هر کدام از نامزدها در فرصتهای محدود ۴ دقیقهای بتوانند درباره موضوعات مدنظر آن مناظره صحبتهایی دقیق و تخصصی داشته باشند اما صحبت از برخی نکات و موارد میتواند نشان دهد که هر کدام از نامزدها تا چه حد اشراف و آگاهی نسبت به موضوعات دارند.
جای خالی «هنر» در میزگردهای فرهنگی و مناظره فرهنگی نامزدها
در برنامههای تبلیغاتی طراحیشده از سوی سازمان صدا و سیما، در کنار برگزاری ۵ مناظره کلی، هر کدام از نامزدها به همراه همراهان خود در میزگردهایی با موضوعات مختلف از جمله «فرهنگی» نیز شرکت کردند.
در این میزگردها که با حضور کارشناسان فرهنگی نیز برگزار شد، همراهان برخی نامزدها به ذکر نکاتی درباره فرهنگ و به ویژه هنر پرداختند که باز هم جای تامل دارد. وقتی صحبت از میزگرد فرهنگی میشود این انتظار میرود که صحبتهای مطرحشده تخصصیتر و کارشناسانهتر باشند نه اینکه باز هم به صورت کلی درباره مقولات صحبت شود.
در میان صحبتهای مطرحشده در این میزگردهای فرهنگی بیشتر به وضعیت مدیریت فرهنگی و هنر و نبود ارتباط درست میان مدیران و مسئولان با جامعه هنری اشاره شد. حتی حجتاله ایوبی رئیس ستاد حجتالاسلام مصطفی پورمحمدی که خود در دورهای ریاست سازمان سینمایی وزارت ارشاد را بر عهده داشته و محمد بهشتی همراه مسعود پزشکیان در عرصه مدیریت سینما تجربه چندین دهه حضور و فعالیت را در کارنامه کاری خود به ثبت رسانده، به طرح موضوعات کلی درباره حوزه مدیریت و همچنین زیرساختهای سینما پرداختند و در تنها مورد به بلاتکلیفبودن حوزه موسیقی اشاره شد.
در این میزگردها هیچ حرفی از موسیقی، تئاتر و هنرهای تجسمی زده نشد و به راحتی از کنار این حوزههای مهم هنری عبور شد؛ حوزههای که هر کدام در عرصه فرهنگ و فرهنگسازی نقش بهسزایی را بر عهده دارند. یکی از دلایل این نادیده گرفتهشدن هم اشرافنداشتن کارشناسان حاضر در میزگردها که نقش پرسشگر از نامزدها و همراهانشان را بر عهده داشتند، نسبت به حوزههای هنر بود.
شاید حضور خبرنگاران باسابقه حوزههای مختلف فرهنگی و هنری به جای این کارشناسان در مقام پرسشگر و مطالبهگر میتوانست سطح کیفی میزگردهای فرهنگی را ارتقا دهد.
صداوسیما و تنها استفاده از پرسشگران ۲ حوزه
در ابتدای این بخش پرسشهای چند کارشناس مطرح شد که به غیر از یک پرسش مردمی، مجید شاهحسینی، ابوالقاسم طالبی، حسین شرفخانلو، علیرضا سحابینسب، گلعلی بابایی، پرسشهایی کلیشهای را به صورت کلی در حوزه سینما و کتاب مطرح کردند و باز هم در بین چهرههای پرسشگر خبری از هنرمندان و فعالان عرصههای موسیقی، تئاتر و تجسمی نبود. گویی در «ستاد انتخابات صداوسیما» نیز علیرغم نبود شناخت لازم و کافی نسبت به حوزه هنر، آگاهی لازم از تاثیرگذاری این حوزهها در بحث فرهنگ و فرهنگسازی وجود ندارد.بعد از طرح پرسشها، نامزدهای انتخابات ریاستجمهوری باز هم به صورت کلی درباره بخش فرهنگ و تولیدات فرهنگی و هنری صحبت کردند. هر کدام از نامزدها به صورت کلیشهای درباره بخش «کتاب» و دلایل پایینبودن سطح مطالعه در کشور صحبت کردند اما هیچکدام به مشکلات حوزه نشر، گرانبودن نرخ کاغذ و چرایی آن، وجود «ناشران پختهخوار»، همقیمت شدن کاغذ ایرانی با کاغذ خارجی و مشکلات دیگر این حوزه اشارهای نکردند.
همچنین سخنان کلیشهای در حوزه سینما نیز مطرح شد و در بهترین حالت ممکن فقط اشاراتی درباره افزایش ظرفیت سختافزاری سینما، نبود مدیریت فرهنگی و هنری و ارتباط مناسب با هنرمندان و ذکر نام چند کارگردان، فیلم، انیمیشن و سریال تلویزیونی، بحث مالکیت معنوی آثار و تولیدات فرهنگی و هنری، ارائه کارتی برای حمایت از خانوادههای برای استفاده ارزانتر از تولیدات فرهنگی، هنری و سرگرمی، صندوق اعتباری هنر و بیمه هنرمندان، نظارت و برخوردهای سلیقهای، دولتیشدن فرهنگ و همچنین نام چند پلتفرم شبکه نمایش خانگی، شد./مهر





ثبت دیدگاه