ذوبآهن اصفهان؛ میراث ملی و لزوم حفظ همبستگی در سنگر تولید/ چرایی مماشات با تخریبگران در ذوبآهن اصفهان و لزوم پاسخگویی مدیران و واحدهای نظارتی
ذوبآهن اصفهان، بهعنوان مادر صنعت فولاد کشور، نه به استان اصفهان بلکه سرمایهای متعلق به تمامی ملت ایران است. از این رو، صیانت از آن وظیفهای ملی محسوب میشود و هرگونه سهمخواهیِ شخصی یا گروهی در آن، مطرود و غیرقابلقبول است.
به گزارش اسرار ،بیشک، هر فرد و در هر جایگاهی که در مسیر تحقق اهداف متعالی این صنعتِ استراتژیک سنگاندازی کند، باید در برابر افکار عمومی پاسخگو باشد.
آنچه نگارش این یادداشت را ضروری ساخت، مشاهده برخی تحرکات در فضای مجازی است که در پوشش مفاهیم مقدسی نظیر «عدالتخواهی» یا «معیشت کارگران»، با طرح ادعاهای بیاساس و القای ناامیدی، سعی در بر هم زدن اتحاد و همبستگی و گسستن پیوند میان پرسنل و مدیران دارند. اگرچه دغدغه معیشت کارکنان، اصلیترین وظیفه و دغدغه مدیریت هر مجموعهای است، اما نباید از نظر دور داشت که مطالبهگریِ بدون شناخت شرایط، نه تنها راهگشا نیست، بلکه نتیجه معکوس خواهد داشت. در شرایطی که سرپا نگاه داشتن یک ابرصنعت، خود بزرگترین خدمت به امنیت شغلی و معیشت کارگران است، هر اقدامی که این بنیان را سست کند، ضربهای مستقیم به پیکره معیشت جامعه هدف محسوب میشود.
شواهد و تحلیل عملکرد ذوبآهن گویای آن است که به مدد اتحاد و تلاش شبانهروزیِ پرسنل دلسوز و مدیریت مجموعه، علیرغم تمامی موانع، چرخهای این صنعت با شتاب در حرکت است. کسانی که در فضای مجازی دستاوردهای این مجموعه را زیر سؤال میبرند، یا از بدنه واقعی ذوبآهن نیستند و فرآیندهای پیچیده تولید را درک نمیکنند، و یا در صورت تعلق به بدنه، با نگاهی تقلیلیافته، تنها منافع شخصی و کوتاهمدت خود را دنبال میکنند.
امروز و در شرایطی که کشور به دلیل فشارها و چالشهای اقتصادی، با دشواریهای تأمین مواد اولیه و حفظ تولید دستبهگریبان است، ذوبآهن اصفهان با تکیه بر سرمایه انسانی ارزشمند خود، در خط مقدم جهاد اقتصادی ایستاده است. گزارشهای رسمی سامانه «کدال» و عملکرد شرکت در سال گذشته و ماههای اخیر، گواهی روشن بر بهبود شاخصها و بهرهوری است که ثمره آن متعلق به آحاد مردم ایران است. خانواده بزرگ ذوبآهن در برهههای حساس اخیر، با حفظ انسجام، اجازه نداد تا کوچکترین خللی در روند تولید ایجاد شود. صدای اصلیِ این مجموعه، صدای چرخهای تولید است؛ نه هیاهوی کسانی که با ایجاد یأس، در پی به حاشیه راندن این میراث ملی هستند.
در این میان، پرسشی جدی از مدیران مجموعه و نهادهای نظارتی مطرح است: تا چه زمانی قرار است فضا برای این جریانهای مخرب باز باشد؟ اگرچه مدیریت مجموعه، بهویژه مهندس سیداردشیر افضلی، همواره از نقد سازنده بهعنوان لازمه تحول و پیشرفت استقبال کردهاند، اما آیا ذینفعان ذوبآهن و کارگران پرتلاش آن حق ندارند خواستار آن باشند که سهمخواهیهای شخصی و باندی جایگزین مطالبهگری اصولی نشود و تخریب و مانعتراشی جای نقد منصفانه را نگیرد؟
آیا قرار است یک فردی تا این حد آزادی عمل داشته باشد که با سیاه نمایی و طرح مسائل کذب و بی اساس، به نام کارگران پرتلاش اما برای کام خود، روح همبستگی را نشانه برود؟
بهطور قطع، ذینفعانِ این صنعت ملی منتظر شفافسازی مدیران و اقدام قاطع واحدهای نظارتی در اینخصوص هستند. انتظار میرود مدیریت ذوبآهن، همانگونه که در مسیر ارتقای تولید و بهبود معیشت گام برمیدارد، با رفع تمام موانع تولید از جمله پایان دادن به فعالیت برهمزنندگان وحدت و آرامش مجموعه، مسیر را برای شکوفایی هرچه بیشتر این قطب صنعتی هموار سازد.





ثبت دیدگاه