به گزارش اختصاصی پایگاه خبری اسرار آنلاین، داود فتحعلیبیگی، متولد سال ۱۳۲۹ (۱۹۵۰ میلادی) در تهران، از خانوادهای با سابقه در هنرهای نمایشی پرورش یافته و از کودکی با نمایشهای سنتی ایرانی آشنا شده است. وی فارغالتحصیل رشته تئاتر از دانشگاه تهران است و فعالیتهای گستردهای در پژوهشهای نمایشی داشته است. به عنوان استاد دانشگاه و مدرس، او یکی از متخصصان برجسته در حوزه نمایشهای سنتی ایرانی مانند تعزیه (نمایش مذهبی شیعی)، سیاهبازی، تختحوضی (نمایشهای کمدی سنتی) و نقالی محسوب میشود. فتحعلیبیگی تلاشهای بسیاری برای حفظ و احیای این هنرها انجام داده و کتابها و مقالات متعددی از جمله «تعزیه و نمایشهای سنتی ایران» را به نگارش درآورده است.
در عرصه سینما و تلویزیون، فتحعلیبیگی بیشتر به عنوان بازیگر و مشاور در پروژههای تاریخی و مذهبی شناخته میشود. از کارهای برجسته وی میتوان به نقشآفرینی در سریال «مختارنامه» (به کارگردانی داود میرباقری، ۱۳۸۹) در نقش یک شبیهخوان (تعزیهخوان) اشاره کرد که در صحنههای آیینی تأثیرگذار بود. همچنین در سریال «معمای شاه» (۱۳۹۴) و فیلمهایی مانند «روز واقعه» یا پروژههای مرتبط با تاریخ اسلام حضور داشته است. وی کارگردان نمایشهای متعددی بوده و در جشنوارههای تئاتر شرکت کرده، جوایزی همچون جایزه بهترین پژوهشگر تئاتر و تقدیر در جشنوارههای فجر را دریافت کرده است. فتحعلیبیگی به عنوان یک هنرمند متواضع و متعهد شناخته میشود که همواره بر اهمیت ریشههای فرهنگی ایرانی تأکید دارد و معتقد است نمایشهای سنتی مانند تعزیه نه تنها هنری هستند، بلکه بخشی از هویت ملی و مذهبی ایران را تشکیل میدهند.
داود فتحعلیبیگی در گفتگویی اختصاصی با رقیه دین محمدی خبرنگار پایگاه خبری اسرار آنلاین، با اشاره به عدم تعلق خاطر شبکههای خارجی نسبت به آیینهای سنتی ایرانی، اظهار داشت: اساساً شبکههای خارجی تعلق خاطری نسبت به آیینهای سنتی ما ندارند. اغلب آنها، شاید هر از گاهی یک فیلم مستندی در مورد تعزیه ساخته شود و مثلاً بیبیسی آن را پخش کند، اما آنها از بنیان دنبال فروپاشی فرهنگ ما هستند. وقتی میخواهند فرهنگ را از بین ببرند، باورها و اعتقادات را نابود میکنند و کارشان اساساً تخریبی است. مانند آن گربهای که میگویند خیر اموات موش نمیگیرد، حکایت اینهاست.
وی تاثیر شبکههای خارجی بر جامعه را یک مبحث مهم جامعهشناختی و مردمشناسی دانست و افزود: اینکه چرا برخی افراد تحت تأثیر این شبکهها قرار میگیرند، بخشی از آن به این دلیل است که رسانههای داخلی، به ویژه رادیو و تلویزیون، نتوانستهاند به عنوان مرجع خبر عمل کنند. زیرا این رسانهها در دست گروه خاصی با نگاهی مشخص قرار گرفتهاند و به دنیا، مردم و انسانها با دیدگاهی خاص مینگرند. در این جامعه، انواع افراد وجود دارند و در تجمعات شبانهروزی، همه اقشار حضور دارند. خانمها با حجاب، کمحجاب یا بیحجاب میآیند. اما آنچه در تلویزیون نشان داده میشود، اغلب خانمهای باحجاب است. احترام هر کسی محفوظ است و نه اینکه حجاب اشکال داشته باشد؛ بلکه بسیار هم خوب است. اما افراد بیحجاب نیز انسان هستند، هموطن ما هستند و برای دفاع از وطن آمدهاند.
فتحعلیبیگی همچنین از کارشناسان دعوتشده به تلویزیون انتقاد کرد و گفت: مثلاً در این روزها، کارشناسانی که به تلویزیون دعوت میشوند، برخی از آنها حرفهایی میزنند که ناخواسته یا نادانسته، آب به آسیاب دشمن میریزند. این همه آدم اندیشمند و متفکر در این جامعه داریم، اغلبشان اصلاً راهی به اینجا پیدا نمیکنند. برخی کارشناسان، مشتی افراد تکراری هستند که حرفهای بیربط هم گاهی میزنند. وقتی مرجعیت خبر را از بین میبری، به تدریج مردم به سمت آنوریها میروند.
وی در ادامه با انتقاد از شبکههای خارجی مانند بیبیسی و ایران اینترنشنال، افزود: به همین جهت، وقتی آنها تبلیغ میکنند که ما راست میگوییم، اینها هم میگویند اینها که دروغ میگویند، پس برویم از آنها بشنویم. نه! اینگونه نیست. بیبیسی اگر ۹۰ مورد راست بگوید، ۱۰ دروغش را جایی پنهان میکند که متوجه نشوید. ایران اینترنشنال که اصلاً هیچ است؛ کاملاً مزدور اسرائیل هستند و اسرائیل هم جز خودشان و صهیونیستها برای هیچ کس در دنیا ارزش قائل نیست. صهیونیستها حتی برای ملت خودشان ارزش قائل نیستند. در همین جنگ اخیر، نزدیک یک ماه مردم در پناهگاه بودند یا همینگونه میگوید بروید بجنگید و سربازان و افسران را به راحتی جلوی گلوله میفرستد و برایش مهم نیست بمیرند یا بمانند.
نقش هنرهای نمایشی در وضعیت فعلی
فتحعلیبیگی در پاسخ به سؤال ما درباره نقش هنرهای نمایشی و آیینهای سنتی در کمک به جامعه، اظهار داشت: «این بستگی دارد به اینکه چه کسی این کار را انجام دهد، چقدر شناخت داشته باشد و بتواند مضامین امروزی را در ارتباط با دشمن انتخاب کند و به نوشتن هجونامه بپردازد. ترامپ یکی از افرادی است که بسیار قابل هجو است، زیرا هیچ ثبات فکری، رفتاری و حرفی ندارد. برخی مانند او یا اطرافیانش که کوکائین مصرف میکنند و احساس شجاعت میکنند. اینها قابل هجو و دستانداختن هستند. میتوان بر اساس اینها چیزهای کمدی خلق کرد، حتی در قالب نمایش سنتی، به شرط آنکه کسی که این کار را انجام میدهد، هجو و طنز را بشناسد و بداند روی چه نکاتی دست بگذارد که قابل انتقاد و هجو باشد.
نقش رسانهها در احیای هنرهای نمایشی
وی درباره نقش رسانهها مانند روزنامهها در احیای هنرهای نمایشی آیینی، بیان کرد: این رسانهها میتوانند نقش بسیار مؤثری داشته باشند، زیرا این هنرها در طول تاریخ از زمان پیدایش، همراه جامعه حرکت کرده و مضامینشان بهروز شده است. زمانی در نمایش سیاهبازی، چیزی به نام تلفن وجود نداشت. ممکن بود نوکر خانه یا غلام خانزاده به دلیل ناآشنایی با تکنولوژی تلفن، اگر کسی زنگ میزد و آدرس میخواست، گوشی را زمین بگذارد و شروع به حرکت کردن و آدرس دادن کند، که این برای خنده بود. امروز چنین رفتاری برای تماشاگر جذاب نیست. امروزه ممکن است از موبایل، ماهواره، دیش یا هوش مصنوعی صحبت شود. نوع رابطه ارباب و نوکر امروزه، البته در قالب تمثیلی، وجود دارد؛ شاید نه به صورت نوکر در خانه، بلکه پیشخدمت یک شرکت بزرگ. رسانهها میتوانند نقش مؤثری در ترویج و شناساندن این هنرها داشته باشند، به ویژه در قلمرو هنر شبیهخوانی که هنری یگانه و بینظیر است و ما ایرانیها آن را ابداع کردهایم. به همین دلیل، در دایرهالمعارف تئاتر دنیا، وقتی به ایران میرسند، بیشتر از تعزیه بحث میکنند. این هنر مهم را باید از ابعاد مختلف در رسانهها معرفی کنیم تا خوانندگان بدانند این یک هنر ایرانی است، نه آمده از عربستان. البته برخی شخصیتهای مذهبی مانند ائمه یا پیامبر خاستگاهشان عربستان بوده، اما به دلیل ابعاد گسترده انسانی، مورد احترام همه مسلمانان از جمله شیعیان هستند. اما جهانبینی منجر به شکلگیری تعزیه، ایرانی است؛ موسیقیاش ایرانی، ادبیاتش ایرانی، بسیاری از خلقیاتش ایرانی و معماریاش ایرانی است، مانند تکیهها که تحت تأثیر معماری سنتی هستند. رسانهها میتوانند مضامین هنر شبیهخوانی را معرفی کنند تا مردم به اهمیت آن پی ببرند و تأثیرش در ترویج فرهنگ ایرانی اسلامی را درک کنند.
آموزش تئاتر به نسل جوان
به عنوان یک استاد و پژوهشگر، فتحعلیبیگی در مورد آموزش تئاتر به نسل جوان و جذب آنها از بازیهای کامپیوتری به هنرهای سنتی گفت: بخشی از این اتفاق افتاده است؛ مثلاً در جاهای مختلف و مناسبتهای گوناگون، مسابقات یا برنامههای نقالی برگزار میشود که نشاندهنده گرایش نوجوانان به این سمت است. طبیعتاً این بر عهده نهادهای فرهنگی است؛ چه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، چه اداره ارشاد، چه حوزه هنری، چه سازمان فرهنگی هنری شهرداری. این نهادها میتوانند در برنامههای آموزشیشان، هنرهای سنتی را با رویکرد امروز آموزش دهند و شرایطی برای عرضه فراهم کنند. آموزش تنها کافی نیست؛ باید زمینههای عرضه و اجرای این هنرها را نیز فراهم کنیم. باید در هر شهری مکانی ویژه برای اجرای نمایشهای آیینی سنتی داشته باشیم. قدیم قهوهخانه بود و مردم اغلب آقایان در آن پای نَقل مینشستند. حالا شرایط زندگی تغییر کرده است. آیا باید اجازه دهیم هنر نقالی که هزاران ساله است، از بین برود؟ ما هم باید مانند چینیها و برخی کشورهای با تمدن کهن، شرایط عرضه آنها را بهروز کنیم. اما این کار را نکردهایم و گذاشتهایم یکی یکی از بین بروند. بسیاری از تکایا و امکانات اجرا از بین رفته است. اگر رویکردی برای احیای اینها داشته باشیم، طبیعتاً باید مکانی هم باشد که بتوانند در آن اجرا کنند.
چالشهای اقتصادی هنرمندان تئاتر سنتی
وی در خصوص چالشهای اقتصادی هنرمندان تئاتر سنتی در شرایط فعلی و کفایت حمایتهای دولتی، بیان کرد: الان شرایط به گونهای است که اغلب افراد دخل و خرجشان جور نمیشود. خود من پارسال قبل از جنگ دوازدهروزه، نمایشی در تالار سنگلج داشتم که با شروع جنگ تعطیل شد و عملاً ده روز از اجرای ما از دست رفت. در شرایطی که تماشاگران تازه اجرای ما را شناخته بودند و فروش بلیتمان در حال افزایش بود، قریب صد میلیون یا بیشتر ضرر کردیم. اکنون اغلب تئاترها دخل و خرج نمیکنند. اگر کسانی کار میکنند، اغلب از سر ذوق، علاقه و عشق است؛ چه نمایش سنتی باشد چه غیر سنتی. مثلاً یکی از ماههایی که شبیهخوانی در بسیاری جاها برقرار میشود، ماه رمضان است، اما در ماه رمضان ما در شرایط جنگی بودیم و در اکثر جاها شبیهخوانی و تعزیه برگزار نشد. خیلی از کسانی که از این طریق امرار معاش میکنند، دچار مشکل شدند.
میهن، مادر ماست
فتحعلیبیگی در پایان گفتگو، پیام خود را در شرایط فعلی کشور چنین بیان کرد: میهن، مادر ماست، بنیان ماست، اساس و اعتقاد ماست. حب الوطن من الایمان. هر کسی وطنش را دوست داشته باشد، آدم باایمانی است یا هر کسی ایمان دارد، باید وطنش را دوست داشته باشد. ما باید وطنپرست باشیم و از کشورمان دفاع کنیم. هر کسی در هر جایی، یکی در سنگر فرهنگی، یکی در سنگر نظامی، یکی در سنگر ساختوساز، یکی در سنگر صنایع. هر کسی در هر جایی که هست، وظیفه دارد نسبت به پاسداری، حمایت، هدایت و نگهداری این سرزمین در ابعاد مختلف، سختکوشی کند؛ نه تنها بکوشد، بلکه سختکوشی کند تا انشاءالله از این گردنه عبور کنیم و به پیروزی نهایی برسیم.





ثبت دیدگاه