به گزارش اسرار آنلاین، دکتر حسن گلمرادی آدینهوند، عضو هیئت علمی مؤسسه عالی آموزش بانکداری بانک مرکزی، در تحلیلی به بررسی یکی از مسائل مهم ماههای اخیر پرداخته است: افزایش قیمت مسکن، که بهویژه پس از جنگ یکماهه اخیر، مردم با آن روبرو شدهاند. بسیاری از افراد جامعه ممکن است این سؤال را مطرح کنند که دلایل این افزایش چیست و راهکارهای کنترل آن کدامند. در پاسخ به بخش اول، میتوان ریشههای تورم در بخش مسکن را به عوامل زیر نسبت داد.
نخستین عامل، تورم عمومی کشور است که ریشه در رشد نقدینگی دارد. از آنجا که مسکن یک کالای بادوام است، مانند سایر کالاها، انتظار میرود قیمت آن افزایش یابد. بررسی روند قیمت مسکن در کشور نشان میدهد که معمولاً پس از دورهای از ثبات نسبی، جهش قیمتی در این بخش رخ میدهد. علاوه بر مسائل کلان مانند رشد نقدینگی و تورم، باید به عوامل دیگری نیز توجه کرد. اگر مسکن را بهعنوان یک کالای سرمایهای و بادوام در نظر بگیریم، عوامل عرضه و تقاضا در افزایش قیمت آن نقش کلیدی دارند.
در بخش عرضه، با محدودیتها و چالشهای متعددی مواجه هستیم. یکی از این محدودیتها، افزایش غیرمنتظره قیمت مصالح ساختمانی، هزینههای تولید و دستمزد نیروی انسانی است. بر اساس یک گزارش منتشرشده، هزینه ساخت هر متر مربع مسکن در کلانشهرها به بیش از ۶۰ میلیون تومان رسیده که این امر میتواند یکی از دلایل اصلی افزایش قیمت از سمت عرضه باشد. این رشد هزینهها، منحنی عرضه مسکن را به سمت بالا جابهجا میکند و در نتیجه قیمتها را افزایش میدهد. علاوه بر این، مسکن بهعنوان یک کالای استراتژیک، برای تولید بیشتر نیاز به عوامل متعددی دارد که زمانبر، هزینهبر و نیازمند تأمین مالی گسترده است. فناوری سنتی و عدم توسعه روشهای نوین تأمین مالی، یکی از موانع اصلی در کاهش روند رشد تولید مسکن به شمار میرود. در سالهای اخیر، دولت تلاش کرده تا از طریق فشار بر بانکها، تأمین مالی بخش مسکن را گسترش دهد، اما به دلیل مشکلات بانکها در زمینه نقدینگی و تأمین منابع، این تلاشها به نتیجه مطلوبی نرسیده است.
علاوه بر عوامل عرضه، نباید از نقش انتظارات در سمت عرضه غفلت کرد. با آغاز جنگ اخیر و افزایش نرخ ارز، انتظارات تورمی در بازار مسکن تقویت شد و این امر بر تقاضا نیز تأثیر گذاشت. در کنار جابهجایی منحنی عرضه به سمت چپ (کاهش عرضه)، عوامل تقاضا نیز نباید نادیده گرفته شوند. در بخش تقاضا، با تقاضای انباشته روبرو هستیم و همچنین نقدینگی از بازارهای موازی مانند طلا و بورس به سمت مسکن منتقل میشود. انتظارات تورمی نیز تقاضا را بیشتر تحریک میکند. نتیجه این فعل و انفعالات، رشد سریعتر منحنی تقاضا در مقایسه با روند کند رشد عرضه (یا حتی کاهش آن) است که همه این عوامل، زمینهساز افزایش قیمت مسکن میشوند.
با این تحلیل، میتوان به بخش دوم سؤال پاسخ داد: برای کنترل قیمت مسکن چه باید کرد؟ مهمترین اقدام، افزایش تولید مسکن و کاهش هزینههای تولید است. هزینههای تولید تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد، از جمله نرخ تأمین مالی (نرخ سود)، قیمت مصالح و فولاد، و دستمزد نیروی انسانی، که همه آنها متأثر از روند کلی قیمتها و نقدینگی هستند. بنابراین، کنترل نقدینگی و تورم یکی از کلیدیترین عوامل برای کنترل قیمت مسکن به شمار میرود. علاوه بر این، کنترل نرخ سود، قیمت مصالح و سایر هزینههای تولید در بخش مسکن، از دیگر راهکارهای مؤثر است. ثبات در بازارهای دیگر، مانند نرخ ارز و رونق بورس، نیز میتواند بر ثبات قیمت مسکن تأثیرگذار باشد. در نهایت، کنترل تقاضای سفتهبازانه و انتظاری میتواند به مهار افزایش قیمت کمک کند.





ثبت دیدگاه