به گزارش اسرار، این روزها آهنگهای جدیدی از هنرمندان مشهور ایرانی و خارجی در شبکههای اجتماعی وایرال میشوند که عمدتا مشکلی ندارد، مگر آنجا که آن اثر جدید تنها صدای شبیهسازیشده این خوانندهها را دارا باشد. این در حالی است که موسیقی یکی از آخرین حوزههایی بود که در برابر این فناوری مقاومت میکرد، اما اکنون «دیپفیک» در موسیقی هم به واقعیت تبدیل شده است.
این کار با آموزش دادن یک مدل هوش مصنوعی بر اساس صدای یک خواننده انجام میشود و نتیجه همیشه هم بد نیست. بعضاً حتی خلاقیت زیادی هم در ساخت این آهنگهای دیپفیک به کار میرود. اما مسئله فقط کیفیت خروجی نیست. در بسیاری از موارد، اجازهای از صاحب صدا گرفته نمیشود و پرسشهایی مثل اینکه چه کسی باید دستمزد استریم آن آهنگ را بگیرد و آیا این کار از نظر اخلاقی درست است یا نه، از جمله چالشهای اصلی موسیقی دیپفیک به شمار میآیند.
دیتاستهای بدون مجوز
اگر بخواهید یک قطعه دیپفیک از یک هنرمند مشهور بسازید، باید فایلهای صوتی صدای خوانندگی او را جمعآوری کرده و در قالب یک دیتاست استفاده کنید. همانطور که درباره هر دادهای که متعلق به فردی است باید اجازه گرفت، در این مورد هم منطقی است که رضایت صاحب صدا دریافت شود؛ اما با این حال، بسباری از آهنگهای دیپفیک بخصوص در ایران با استفاده از دیتاستهای بدون مجوز ساخته میشوند و حتی به پلتفرمهای بزرگ موسیقی مثل یوتیوب، اسپاتیفای یا تیکتاک راه پیدا میکنند.این اتفاق در جهان برای دو هنرمند، Drake و The Weeknd، رخ داد؛ زمانی که کاربری با نام Ghostwriter آهنگی به نام Heart on My Sleeve ساخت. این قطعه شامل صداهای تولیدشده با هوش مصنوعی بود که بهطور مصنوعی شبیه صدای این دو هنرمند ساخته شده بود و حتی به رابطه قبلی The Weeknd هم در ترانه اشاره میکرد.
بسیاری از طرفداران از این آهنگ استقبال کردند و حتی خلاقیت Ghostwriter در استفاده از صدای دیپفیک را تحسین کردند. اما همانطور که روزنامه The Seattle Times گزارش داد، همه چنین نگاهی نداشتند. سخنگوی شرکت Universal Music Group، که ناشر اصلی هر دو هنرمند است، این پرسش را مطرح کرد: «ذینفعان صنعت موسیقی میخواهند در کدام سوی تاریخ بایستند؟ در کنار هنرمندان، طرفداران و خلاقیت انسانی، یا در کنار دیپفیکها، تقلب و محروم کردن هنرمندان از دستمزد و حقوحقوقشان؟»
قوانین قدیمی کپیرایت
اگر هنرمندی باشید که نمیخواهد صدایش شبیهسازی شود، قوانین کپیرایت فعلاً شاید نتوانند کمکی به شما بکنند. از آنجا که قوانین حق نشر جهانی در زمانی نوشته شدهاند که چنین فناوریهای هوش مصنوعیای وجود نداشت، طبیعی است که قانون هنوز در حال تلاش برای همگام شدن با این تحولات باشد.
نزدیکترین پرونده حقوقی مرتبط با «سرقت صدا» در ایالات متحده به دهه ۱۹۹۰ برمیگردد. همانطور که روزنامه Los Angeles Times گزارش داده، خواننده Tom Waits توانست ۲.۴۷۵ میلیون دلار غرامت از شرکت Frito-Lay Inc دریافت کند؛ غول بزرگ تولید چیپس که برندهایی مانند Doritos, Cheetos و Cracker Jack’s را در اختیار دارد.
در آن آگهی تبلیغاتی از صدای فردی استفاده شده بود که آنقدر به صدای Tom Waits شباهت داشت که ممکن بود مردم تصور کنند خودِ او پشت این کمپین تبلیغاتی قرار دارد. درباره آهنگهای دیپفیکی که در حال انتشار هستند هم میتوان همین را گفت؛ با این تفاوت که موسیقی تولیدشده با هوش مصنوعی هنوز در یک نبرد حقوقی جدی مورد آزمون قرار نگرفته است.
در حالی که منتظر بهروزرسانی نظام حقوقی هستیم، بد نیست اشاره کنیم که همه هنرمندان با شبیهسازی صدای خود مخالف نیستند. برای مثال، Holly Herndon در مواجهه با موج رو به رشد اپلیکیشنهای موسیقی مبتنی بر هوش مصنوعی، تصمیم گرفت نسخه صوتی دوقلوی خود با نام Holly+ را بهصورت رسمی مجاز اعلام کند و همزمان سیستمی ایجاد کند که دستمزد منصفانهای برایش تضمین شود.
در نهایت، فارغ از اینکه هنرمندان در کدام سو میایستند، مسئله اصلی همچنان پابرجاست: قانون مشخص و صریحی در زمینه کپیرایت وجود ندارد که تصریح کند پیش از استفاده از صدای یک هنرمند باید از او اجازه گرفته شود. تا آن زمان، هنرمندان ممکن است خود را در «غرب وحشی» فناوری هوش مصنوعی ببینند؛ جایی که قانونی روشن برای هدایت آنها وجود ندارد.
البته کلیه موارد ذکرشده در این گزارش چندان در ایران دارای مصداق ندارد؛ چراکه حتی قوانین عادی کپیرایت هم در ایران رعایت نمیشود چه برسد به وضع قوانینی برای استفاده از هوش مصنوعی در موسیقی.
چه کسی پول میگیرد؟
آیا درست است که با استفاده از صدای یک نفر از موسیقی کسب درآمد شود؟ این پرسشی پیچیده و چالشبرانگیز است؛ پرسشی که احتمالاً با انتشار هرچه بیشتر موسیقیهای دیپفیک در پلتفرمهای استریم و کسب درآمد از آنها در شبکههای اجتماعی، به مسئلهای بزرگتر تبدیل خواهد شد.
همانطور که میدانیم، اجرای کاورِ یک آهنگ مشهور و انتشار آن در یوتیوب یا اسپاتیفای اشکالی ندارد. در آن حالت، عناصری مثل شعر، ساختار قطعه، ملودی، ریتم و غیره بازخوانی یا کپی میشوند و چارچوبهای قانونی مشخصی هم برایش وجود دارد. اما کلونهای صوتی کاملاً متفاوتاند. موسیقی دیپفیک صرفاً بازنوازی یا الهام گرفتن از یک قطعه موجود نیست، بلکه ساختن یک آهنگ کاملاً جدید با استفاده از صدای شخص دیگری است.
به بیان دیگر، اگر ابزارهای هوش مصنوعی و دیتاستهای بدون مجوز وجود نداشتند، کلونهای صوتی هم به وجود نمیآمدند. هنرمندان یک عمر زمان صرف میکنند تا صدایی را که با آن متولد شدهاند پرورش دهند و هویتی منحصربهفرد برای خود بسازند. دزدیدن صدای یک نفر و کسب درآمد از آن، ممکن است قدمی فراتر از حد قابلقبول باشد.





ثبت دیدگاه