فیلمساز نمی‌تواند معاند باشد / خودمان پناهی را مخالف سیاسی کردیم
۰۹ خرداد ۱۴۰۴ - ۱۸:۲۷
1
کن سیاسی است یا هنری؟ تقابل‌های پیش‌آمده حول محور حضور فیلمسازان ایرانی در هفتادوهشتمین جشنواره فیلم کن و نظرات متفاوت در این خصوص، را بر آن داشت که این مسئله را با حضور محمود گبرلو منتقد، کارشناس سینما و از مجریان سابق برنامه سینمایی «هفت» و شادمهر راستین فیلمنامه‌نویس، منتقد و روزنامه‌نگار بررسی کند. گرداننده این نشست عبدالجواد موسوی، شاعر و روزنامه‌نگار بود.

به گزارش اسرار، چنان‌چه عبدالجواد موسوی در ابتدا تاکید کرد بهانه برگزاری این نشست آن بود که جعفر پناهی توانست با فیلم «یک تصادف ساده» نخل طلای بخش مسابقه کن ۲۰۲۵ را به دست آورد. با این حال او تصریح می‌کند، با توجه به این که این اثر هنوز توسط عموم تماشاگران دیده نشده است قرار نیست که له یا علیه آن سخنی گفته شود. به گفته او موضوع مورد بحث سیاسی بودن یا نبودن جشنواره فیلم کن و میزان غلبه وجوه سیاسی بر ارزش‌های هنری بود.
محمود گبرلو در پاسخ به این که جشنواره کن را به چه میزان سیاسی می‌بینید و به چه میزان هنری گفت: «جشنواره فیلم کن به لحاظ سابقه همواره برای من جشنواره‌ای معتبر و قابل احترام بوده است. هرچند اکنون دیدگاهم نسبت به آن متفاوت است. هم‌اکنون بخش کوچکی از این رویداد را محل رفت‌وآمد بزرگان می‌دانم و بخش اعظم آن را شو تلقی می‌کنم. کن زمانی به پشتوانه جریانات سیاسی فرانسه پیش می‌رفت اما در دو یا سه سال گذشته همه‌چیز متفاوت و تبدیل به فضایی تبلیغاتی برای کمپانی‌های بزرگ شده است. درواقع نگاهی تجاری بر آن غلبه پیدا کرده است. شاید به این دلیل که دنیای سینما متفاوت شده و طبیعتا ذائقه تماشاگر هم تغییر پیدا کرده است. تماشاگر منتظر نمی‌ماند که فیلمی در جشنواره نمایش درآید و بعد به تماشای آن بنشیند. چرا که دسترسی او چنان گسترش پیدا کرده است که لزومی نمی‌بیند جریانات سینمایی را از طریق جشنواره‌ها پیگیری کند. پس ما نباید به کن نسبت به سال‌های گذشته نگاهی آن چنان جدی داشته باشیم. تصور می‌کنم کسانی که به شکل جدی در این مورد بحث می‌کنند ۱۰، ۱۵ سالی از تغییر نگرش‌ها عقبند و تحلیل‌شان نمی‌تواند تحلیل چندان درستی باشد.»
شادمهر راستین در پاسخ به پرسشی درباره تأثیرگذاری جشنواره فیلم کن، باور دارد که جشنواره کن دیگر تأثیرگذاری گذشته را ندارد. او تأکید کرد: «ما اکنون چنان با جهان بیرون برخورد می‌کنیم که گویی هنوز در دوران ناصرالدین‌شاه زندگی می‌کنیم، در حالی‌که جهان کاملاً متفاوت است. یکی از مهم‌ترین اتفاقات هنری حال حاضر، پوشش خبری جشنواره کن است. این جشنواره مانند جام جهانی است و میزان اهمیت سینما در کشورهای مختلف را نشان می‌دهد. وقتی فیلمی در کن جایزه می‌گیرد، این یک معیار مهم هنری است، نه صرفاً یک موفقیت تجاری.»
این منتقد معتقد است که حضور در جشنواره کن مستلزم داشتن معیارهایی است. او در ادامه به سخنرانی سیاسی کیت بلانشت پیش از اهدای جایزه اشاره کرد و گفت: «همین موضوع نشان می‌دهد که جشنواره کن سیاسی شده است. سال گذشته نیز جایزه‌ای به یک فیلم با مضمون سیاسی داده شد؛ فیلمی که با وجود ضعف‌هایی، مورد توجه داوران قرار گرفت. اینکه جشنواره چنین انتقاداتی را نادیده می‌گیرد، سؤال‌برانگیز است. انتخاب فیلم آقای پناهی از سوی کن، به‌نوعی زیر سؤال بردن اعتبار جشنواره است، در حالی‌که در واقعیت، این فیلم به کن اعتبار می‌بخشد.»
او در ادامه به حضور برادران داردن در کن اشاره کرد و افزود: «فیلم‌های آن‌ها اوج درخشش جشنواره هستند؛ آثاری که دغدغه‌های انسانی واقعی را بازتاب می‌دهند. حتی اگر چند بازیگر هالیوودی هم در آن فیلم‌ها حضور داشته باشند، هدفشان بازنمایی صدای مردم جهان است، نه صرفاً بیان اعتراضات سیاسی. اگر جشنواره کن نباشد، سینمای هنری با خطر جدی مواجه خواهد شد.»
وی در پایان گفت: «شاید تنها کشوری که سیاست رسمی‌اش ضدآمریکایی است، اما سینمایش به‌شدت تحت‌تأثیر الگوی آمریکایی قرار دارد، ایران باشد. ما جشنواره کن را گاه جریان صهیونیستی می‌نامیم. آقای راستینه گفته‌اند که کن صهیونیستی است. اما واقعاً چه چیزی در جهان صهیونیستی نیست؟ از شرکت‌های هواپیماسازی گرفته تا غول‌های اقتصادی جهان، همه تحت نفوذ هستند. هنر ایرانی‌ها این است که در همین فضا توانسته‌اند جایزه بگیرند. این یک موفقیت لحظه‌ای نیست، بلکه جایگاهی تثبیت‌شده در عرصه بین‌المللی است. اگر جشنواره کن تا این حد سیاسی شده باشد، باید دید چند سال دیگر می‌تواند این مسیر را ادامه دهد. این فیلم‌ها برای دانشجویان هنر و مخاطبان جدی سینما ساخته می‌شوند، و نمی‌توان به سادگی از نقد آن‌ها گذشت. در غیر این صورت، هالیوود ممکن است سینمای فرانسه را هم در خود حل کند.»
شادمهر راستین
تأثیر سیاست بر داوری‌ها و انتخاب‌ها
گبرلو در پی مخالفت با بخشی از صحبت‌های شادمهر راستین اشاره کرد: «به عقیده من بازار کن، همچنان بازاری قابل اعتنا و مهم است اما می‌توان برای‌تان استدلال بیاورم در این بازار فیلمی که سیاسی باشد بیشتر مورد استقبال قرار می گیرد. درواقع کن فیلم‌های سیاسی را می‌پذیرد هرچند شادمهر راستین فیلم جعفر پناهی را فیلمی متعهدانه و سیاسی می‌داند اما از کجا معلوم است که در کنار سیاسی بودن، متعهد هم باشد؟ آن هم در حالی که نوع ترکیب هیات داوران کاملا نشان می‌دهد که برخی از انتخاب‌ها براساس رابطه‌ها و بده‌بستان‌هایی است. در جهانی که همه‌چیز شفاف است یا در جهت شفافیت تلاش می‌شود این موضوع همچنان شفاف نیست. درواقع شفاف نیست که اگر قرار باشد فیلم منِ نوعی برای کن انتخاب شود چه معیارهایی مورد توجه قرارمی‌گیرد؟ و امتیاربندی‌ها بر چه اساسی انجام می‌شود؟ ضمن این که فضای سیاسی شکل‌گرفته در کشور حول این فیلم این شائبه را ایجاد می‌کند که ساختار درستی وجود ندارد.»
گبرلو با تقسیم سینمای جعفر پناهی به سه دوره گفت: «جعفر پناهی، فیلمساز بسیار خوب و دوست‌داشتنی کارش را از تلویزیون با «بادکنک سفید» آغاز کرد. شروعی خوب با فیلمی ارزش‌مند. او در مقطعی به خاطر اتفاقاتی وارد جریانی سیاسی شد که متاسفانه حکم بازداشت و زندان را برایش در پی داشت. جعفر پناهی متاثر از این فضا وارد مرحله‌ای دیگر شد که من آن را دوره دوم فیلمسازی او می‌دانم. دوره سوم فیلمسازی پناهی با اتفاقی آغاز می‌شود که هم‌اکنون برای او رخ داده است؛ حضور در کن، این که با چه شرایطی رفته و برگشته و چه حرف‌هایی زده است. به عقیده من اگر در مورد این‌ها بحث کنیم می‌توانیم راه روشن‌تری برای کسانی که نسبت به حضور ایرانی‌ها در کن حساسند ایجاد کنیم. درواقع گروه‌های بسیاری هستند که نسبت به این موضوع حساسند آن هم به دلیل حضور کم‌تر در عرصه‌ی جهانی. خاطرم هست در دوره‌ای از طرف خبرگزاری فارس به کن رفته بودم و چون دبیر فرهنگی بودم می‌توانستم خبرها و مصاحبه‌ها را از همان‌جا منتشر کنم. وقتی برگشتم دو گروه مخالف من بودند؛ یکی جریانات داخلی خبرگزاری فارس و دیگری فیلمسازانی که آن‌جا بودند. تکلیف گروه اول که مشخص بود. گروه دوم هم می‌گفتند ما این حرف‌ها را نزده‌ایم و اگر هم زده‌ایم چرا منتشر کرده‌اید؟ من سوالم این بود که چه اشکالی داشته است؟ گروه‌هایی که مخالف و معترض‌اند، گروه‌هایی هستند که کمتر در عرصه‌ی بین‌المللی حضور داشته‌اند و با سیاست‌ها آشنا نیستند یا تحلیل غلط می‌دهند یا متاثر از تحلیل‌های غلط‌اند یا تحت‌تاثیر فیلمسازی که انتظار دارد آن‌چه را می‌گوید همه بپذیرند و حمایت کنند و اگر حمایت نکنند محکوم‌اند. مثل استقبال از پناهی. اتفاقی که خیلی‌ها معترض بودند چرا همه سینماگران در آن حضور پیدا نکرده‌اند. عدم حضوری که منِ نوعی شاید استدلال‌هایی برای آن داشته باشم آن هم به‌خاطر شناختی که دارم. درواقع شاید اگر حضور نمی‌داشتم نمی‌توانستم این چنین تصمیمی بگیرم. من در جواب این که چرا نرفتی می‌توانم دلایل متقنی ارائه و شما را قانع کنم.»

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.