زیبایی در قاب انیمیشن: از پرنسس‌های دیزنی تا قهرمانان انیمه / استاندارد لاغری زنانه در خدمت نگاه مردانه
۰۵ خرداد ۱۴۰۴ - ۱۷:۱۲
1

  در جهانی که کودکان از نخستین سال‌های زندگی خود با تصاویر پرزرق‌وبرق رسانه‌ای احاطه شده‌اند، انیمیشن تنها ابزار سرگرمی نیست؛ بلکه تریبونی نیرومند برای بازنمایی مفاهیم فرهنگی و اجتماعی است. از پرنسس‌های بی‌نقص دیزنی تا زنان مستقل و متنوع انیمه‌های ژاپنی، این روایت‌ها چگونه بر درک دختران از هویت، زیبایی و جایگاه خود در […]

 

در جهانی که کودکان از نخستین سال‌های زندگی خود با تصاویر پرزرق‌وبرق رسانه‌ای احاطه شده‌اند، انیمیشن تنها ابزار سرگرمی نیست؛ بلکه تریبونی نیرومند برای بازنمایی مفاهیم فرهنگی و اجتماعی است. از پرنسس‌های بی‌نقص دیزنی تا زنان مستقل و متنوع انیمه‌های ژاپنی، این روایت‌ها چگونه بر درک دختران از هویت، زیبایی و جایگاه خود در جامعه اثر می‌گذارند؟ گفت‌وگوی ما با دکتر گیتی خزاعی، پژوهشگر حوزه زنان، پاسخی روشن و گاه چالش‌برانگیز به این پرسش‌ها ارائه می‌دهد.ریحانه اسکندری: در جهانی که رسانه‌ها نقشی اساسی در شکل‌گیری باورها، ارزش‌ها و تصویر ذهنی افراد از خود دارند، انیمیشن فراتر از یک سرگرمی ساده برای کودکان است. این قالب تصویری پرطرفدار، حامل پیام‌هایی پنهان و گاه آشکار درباره هویت، زیبایی، جنسیت و جایگاه اجتماعی افراد است. در میان تولیدکنندگان بزرگ انیمیشن، به عنوان مثال کمپانی دیزنی با دهه‌ها حضور فعال و اثرگذار، بی‌تردید در ساخت و تثبیت نوع خاصی از زیبایی زنانه نقش پررنگی ایفا کرده است.از «سفیدبرفی» تا «السا»، تصویر زنانه‌ای که دیزنی ارائه می‌دهد، الگویی تکراری از زنان زیبا، لاغر، ظریف، با چهره‌ای بی‌نقص، چشمانی درشت و حرکاتی اغلب ملایم است. درعین‌حال، نژاد، طبقه و تنوع فیزیکی به‌ندرت در این تصاویر به چشم می‌خورند. در سال‌های اخیر، همین تکرار و نبود تنوع، باعث شکل‌گیری بحث‌های جدی در سطح جهانی شده است. پژوهشگران بسیاری هشدار داده‌اند که این تصویر ایده‌آل‌شده از زنان، می‌تواند بر عزت‌نفس و تصویر بدنی دختران خردسال تأثیر منفی بگذارد؛ به‌ویژه زمانی که کودکان خود را با این شخصیت‌های بی‌نقص مقایسه می‌کنند و به تدریج احساس ناکافی‌بودن در آن‌ها شکل می‌گیرد.برخی روان‌شناسان کودک معتقدند که پرنسس‌های دیزنی، نه‌تنها الگویی دست‌نیافتنی از زیبایی را ترویج می‌دهند، بلکه اغلب در نقش‌هایی منفعل یا وابسته به نجات توسط مردان ظاهر می‌شوند. این مفهومِ تکرارشونده که زنِ زیبا باید منتظر ناجی باشد، به طور ناخودآگاه می‌تواند نوعی وابستگی جنسیتی را در ذهن دختران تثبیت می‌کند؛ گویی تحقق رویا، عشق، رهایی یا حتی هویت زنانه بدون ورود یک مرد قهرمان ممکن نیست.در سوی دیگر این جریان، انیمه‌های ژاپنی برخلاف باور عمومی، از همان آغاز در دهه‌های ۷۰ و ۸۰، زنانی متنوع با ظاهرها و شخصیت‌های گوناگون را به تصویر کشیده‌اند. در این آثار، زنانی با قدرت تصمیم‌گیری بالا، تنوع سنی و فیزیکی، و نقش‌هایی پیچیده‌تر حضور دارند. نه‌تنها تنوع بدن زنانه در این آثار بیشتر دیده می‌شود، بلکه نقش‌های زنانه نیز اغلب با رهبری، شجاعت، تفکر و حتی فداکاری تعریف می‌شود. در انیمه‌ها، زنان منتظر ناجی نیستند؛ آن‌ها خود ناجی‌اند.شخصیت‌هایی مانند نائوشیکا، سان، میکاسا، یا حتی «یوریتی» در داستان‌های تاریخی یا فانتزی، نه‌تنها قدرت فیزیکی، که پیچیدگی روانی و استقلال فکری دارند. آن‌ها در خط مقدم تصمیم‌گیری و کنش‌ هستند، نه در حاشیه‌ی روایت مردانه. این ویژگی‌ها باعث شده انیمه‌ها برای مخاطب کودک و نوجوان و حتی بزرگسال، فضای بازتری برای شناخت هویت، قدرت فردی و پذیرش تنوع فراهم کنند.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.