روایت یک آیین فراموش‌شده/ چرا تعزیه جایی در سیاست فرهنگی ندارد؟
۱۵ تیر ۱۴۰۴ - ۱۹:۱۵
0
تعزیه، به‌عنوان یکی از کهن‌ترین و اصیل‌ترین گونه‌های نمایشی ایرانی، تلفیقی از مذهب، هنرهای دراماتیک، موسیقی و شعر است. در گفت‌وگویی در این خصوص، داوود فتحعلی‌بیگی ضعف آموزش، نگاه غیرعلمی و نبود حمایت نهادی را از مهم‌ترین دلایل وضعیت فعلی این هنر دانست. حسین کیانی نیز از فقدان سیاست‌گذاری منسجم و بی‌اعتنایی مدیران فرهنگی نسبت به این گنجینه‌ی نمایشی گفت.

مهدی صفاری‌نژاد/ فعال نمایش ایرانی: تعزیه، این نمایش آیینی- مذهبی که روزگاری از اعماق باورهای مردم سربرمی‌آورد و همزمان دین، اسطوره، حماسه و نمایش را در هم می‌تنید، بسیار کم‌رمق شده است. میراثی شفاهی و زنده که با وجود قدرت دراماتیک منحصربه‌فرد و روایت‌گری پیچیده‌اش، هنوز در حاشیه‌ی جریان رسمی هنرهای نمایشی ایران مانده است؛ بی‌سهمی در آموزش دانشگاهی، نداشتن جایگاه در ساختارهای حمایت فرهنگی و درگیر با سطحی‌نگری‌هایی که آن را به مداحی صرف تقلیل داده‌اند از جمله مسائلی که این هنر ه با آن روبه‌روست.
داود فتحعلی‌بیگی، نمایشنامه‌نویس، کارگردان و پژوهشگر نمایش‌های آیینی- سنتی ملقب به «آقای نمایش ایرانی» به همراه حسین کیانی، نمایشنامه‌نویس و کارگردان کنار هم نشستند تا از دردها و ظرفیت‌های مغفول‌مانده‌ی تعزیه بگویند. این‌که چرا با وجود این‌که تعزیه چنین پشتوانه‌ی نمایشی غنی‌ای دارد جایگاه شایسته‌ای در عرصه‌ی نمایش نیافته است؟ چرا نظام آموزشی ما حتی اشاره‌ای به آن نمی‌کند؟
فتحعلی‌بیگی با تأکید بر ضرورت نهادینه‌سازی و توجه به اصالت تعزیه، ضعف آموزش، نگاه غیرعلمی و نبود حمایت نهادی را از مهم‌ترین دلایل وضعیت فعلی این هنر می‌داند. حسین کیانی نیز، با نگاه منتقدانه‌ای به نهادهای فرهنگی و هنری، از فقدان سیاست‌گذاری منسجم و بی‌اعتنایی مدیران فرهنگی نسبت به این گنجینه‌ی نمایشی می‌گوید. در خلال این گفت‌وگو، مباحثی چون تحول فرم، نسبت مدرنیته با تعزیه، خطر تبدیل آن به «مداحی» و چالش‌های اجرای معاصر این هنر نیز مطرح می‌شود.
اگر موافقید با توضیحی کلی در مورد تعزیه، وارد بحث‌ها شویم.
داود فتحعلی‌بیگی: تعزیه، گونه‌ای از نمایش رواییِ منظومِ آهنگینِ ایرانی است که براساس اصول، قواعد و قراردادهای مشخص، در میان حلقه‌ای از تماشاگران به اجرا درمی‌آید. این، ساده‌ترین تعریف آکادمیک از تعزیه یا شبیه‌خوانی از منظر هنر نمایش است. از نظر محتوایی، تعزیه بیش از هر چیز، بازنمایی قیام امام حسین(ع) و یارانش را در قالبی نمایشی- آیینی دنبال می‌کند. با این حال، بازآفرینی آن واقعه در قالب هنر نمایش، که شکل‌گیری‌اش به دوران صفویه بازمی‌گردد، در همان چارچوب اولیه باقی نمانده و به‌تدریج گسترش و تحول یافته است.
نخستین موضوعی که تعزیه‌پردازان به سراغ آن رفتند، ماجرای عاشورا و شهادت امام حسین(ع) بود. اما در گذر زمان، این روایت، شاخ‌وبرگ یافت و شکل تفصیلی‌تری به خود گرفت و برای هر یک از شخصیت‌های حاضر در واقعه کربلا ـ که در تعزیه از ۷۲ تن آنان نام برده می‌شود ـ مجالس مستقلی نوشته شد؛ از جمله برای حربن یزید ریاحی، حضرت علی‌اکبر، حضرت قاسم، حضرت عباس و خود امام حسین(ع).
در ادامه، دامنه‌ی موضوعات تعزیه‌نامه‌ها فراتر از این رفت. تا جایی که برخی آثار به وقایع پیش از عاشورا و حتی به زندگی پیامبران، داستان آدم و حوا، هابیل و قابیل و نیز مفاهیمی چون «تعزیه عالم ذر» پرداختند. از سوی دیگر، برخی مجالس، حوادث پس از کربلا و روایت‌هایی درباره امامان بعدی، معجزات امام زمان و دیگر مضامین دینی را دست‌مایه‌ قرار دادند.
این روند به‌تدریج جنبه‌های روایی تازه‌ای یافت، چنان‌که در اواخر دوران قاجار، برخی تعزیه‌ها به مسائل روز پرداختند؛ چه در قالب معجزات و چه با الهام از رخدادهای تاریخی آن دوران مانند قتل ناصرالدین‌شاه یا امیرکبیر. در این مرحله حتی به سوی بازنمایی ادبیات حماسی و عرفانی گرایش پیدا کردند.
تنوع و گستردگی قلمرو تعزیه به حدی رسید که حتی روابط میان شبیه‌خوان‌ها نیز سوژه‌ی مجالس شد؛ برای مثال، تعزیه‌ای با عنوان «مالیات گرفتن جناب معین‌البکا» یا تعزیه‌ای درباره‌ی «وفات بانی». این وسعت موضوعی نشان می‌دهد که تعزیه تنها یک نمایش مذهبی نیست، بلکه ظرفی فرهنگی برای بازنمایی طیف گسترده‌ای از مضامین دینی، تاریخی، اجتماعی و اسطوره‌ای است. تعزیه، نمایشی آیینی و بی‌نظیر است که به دلیل گستره جغرافیایی اجرا و تنوع قومی مشارکت‌کننده در شکل‌گیری و پردازش آن، به تعبیر جلال ستاری می‌توان «نمایش ملی ایران» دانستش.
آقای کیانی، شما به‌عنوان کسی که به‌طور پیگیرانه تعزیه را دنبال می‌کنید، فکر می‌کنید وضعیت کنونی تعزیه در چه سطحی قرار دارد؟
حسین کیانی: قبل از این‌که صحبت را شروع کنم، لازم می‌دانم پرانتزی باز کنم. تعزیه حاصل جمع شور دینی و مذهبی با ذوق نمایشی نمایشگران است. این دو مؤلفه اگر از یکدیگر جدا شوند، تعزیه دیگر معنای خود را از دست می‌دهد. بنابراین، تعزیه در اصل روایت نمایشگرانه‌ای از اولیای دین و دوستداران آن‌هاست. البته، در ادامه شاخه‌ای به نام تعزیه‌ی مضحک هم شکل گرفت، اما بن‌مایه‌ی اصلی آن همان بازنمایی دراماتیک سروران دین است.
اما اینکه چرا تعزیه در مسیر خود دچار افول شد، دلایل مختلفی دارد. یکی از مهم‌ترین دلایل، اتکای تعزیه در دوران اوج خود به بانیان قدرتمند و ثروتمند بود. درست است که بعدها به روستاها و شهرستان‌ها راه یافت و همچنان به حیات خود ادامه داد، اما همان‌طور که می‌دانیم، هر هنر برای استمرار و شکوفایی نیاز به حامیان مالی دارد. حامیانی که نه‌تنها از نظر اقتصادی بلکه از نظر اعتقادی نیز پشت آن هنر بایستند.

در دوره‌ی قاجار، بسیاری از بانیان تعزیه، شاهزادگان و رجال سیاسی مؤمن و متعهد بودند. در همان دوره بود که ما شاهد شکوفایی بی‌نظیر تکیه دولت هستیم. اما زمانی که این حامیان مالی حمایت خود را کنار گذاشتند، اگرچه تعزیه به حیات خود ادامه داد ولی دیگر نتوانست آن شکوه و عظمت گذشته را تجربه کند.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.