او ضعف در پژوهش تاریخی و تنزل روایت به ملودرام را از اشکالات اصلی این اثر دانست و تصویر ارائهشده از فضای سال ۵۶ را غیرواقعی و متأثر از تابوشکنیهای سطحی خواند.
این منتقد در عین حال با تمجید از جسارت تینا پاکروان در روایت قصهای در مقطع حساس سال ۵۶، نوع بازی بازیگران و جذابیت بصری «تاسیان» را از نقاط قوت این مجموعه برشمرد.
محمدتقی فهیم، منتقد، با اشاره به ظرفیتهای کارگردانی تینا پاکروان، او را از معدود سازندگان قادر به خلق درامهای جذاب با ترکیب عشق و سیاست میداند و میگوید: از این پس تینا پاکروان را میتوان به عنوان سازنده جدی درامهای عاشقانه ـ سیاسی به حساب آورد. از او سریال پرطرفدار «خاتون» را دیدهایم که نمیشود این تجربه و این کارگردان را دستکم گرفت. او جزو کارگردانانی است که حالا میتواند پرکننده خلأ این ژانر جذاب جهانی باشد. درامهای عاشقانه و حالا تاریخی ـ سیاسی، مشروط بر حفظ واقعیتهای لازم، خیلی جذاباند. معروفترین فیلمهایی که در ذهن مخاطبان عام سینمای جهان تا مخاطبان جدی خاطرهای دارند، معمولاً در گونه سیاسی ـ تاریخی است. پاکروان این ویژگی را دستمایه ساخت سریالش قرار داده که چند امتیاز برایش دارد: اول جسارت و شجاعت اوست که کم نیست. او در مقطعی به سراغ این ژانر رفته که خیلی حساس است؛ یعنی سال ۵۶، یک سال مانده به انقلاب، آستانه انقلاب که حالا مدعیان فراوانی هم دارد؛ مخالفان و موافقان زیادی دارد که اصلاً قضاوت دربارهاش خیلی سخت است.
برای مثال درباره دوره قبل از دهه ۲۰، هر کموکاستی و اشکالی در ساختار باشد، کمتر ممکن است مدعی پیدا کند اما سال ۵۶ همهجور مدعی دارد؛ از مدعیان اجتماعی تا مدعیان سیاسی. پس تا به اینجای کار، به نظرم کارگردان و قبل از او نویسنده (که خودش است) و تیم سازنده خیلی خوب پیش رفتند. اما نکته مهم این است که چقدر در ارائه اثری ماندگار موفق بودهاند؟ که به نظر من پاسخ به این پرسش محل مناقشه است.
تفاوت «تاسیان» با «خاتون»
فهیم معتقد است با وجود ادعای بلندپروازانه «تاسیان»، این اثر نتوانست به پای موفقیت قبلی تینا پاکروان برسد و حتی در برخی بخشها ضعیفتر ظاهر شد. او در این زمینه میگوید: «خاتون» با تمام اشکالات بدیهی که داشت، نسبت به «تاسیان» چند قدم جلوتر بود. در حالی که ادعای «تاسیان» خیلی زیاد است؛ حتی در انتخاب اسم که از یک شعر معروف فضای روشنفکری معترضانه گرفته شده است.
ساواک «تاسیان» چگونه بود؟
نقد فهیم در این بخش، به آنچیزی است که او «تصویر غیرواقعی از ساواک» در سریال «تاسیان» میخواند و ارائه تصویر جدیدی که به اعتقاد این منتقد، «پژوهشگریزی آشکار» دارد.
او میگوید: از خانم تینا پاکروان خواندم، تصویری که از ساواک تا بهحال ارائه میشده مثلاً یک آدم لمپن کراواتی، مشروبخوار و جعلی بوده است و حالا من آمدهام تصویر واقعی را نشان دادم. در حالی که به نظر من اینها هر دو روی یک سکه است؛ هم آنهایی که ساواک را صرفاً در قامت لمپن، بهاصطلاح تشکیلاتیهای کراواتزده، بیسواد و یکطرفه به تصویر میکشیدند، هم اینجا که ساواک را جریاناتی به مفهوم کنترل یک کشور مثلاً ۳۰-۴۰ میلیونی در آن زمان نشان میدهد. بنابراین خیلی باید روی این قضیه کار میشد که من فکر میکنم در این بخشها اغماض صورت گرفته و تصاویر، منطبق بر واقعیت نیست. ما در آن دوره زندگی کردیم و در سن همین آدمهای شخصیتهای «تاسیان» بودیم. همان موقع برای حمل یک کتاب که حالا ممنوعه بود، با چه ترس و لرزی آن را جاسازی میکردیم و اساسا اسم ساواک تن آدم را میلرزاند. از نزدیک هم این مساله را دیده بودیم چون به هر حال آدم رسانه بودیم.





ثبت دیدگاه