بابک نبی: بازگشت مهران مدیری به قاب تلویزیون با سریال «شیشماهه»، در شرایطی اتفاق افتاده که نه تنها نشان از بازگشت شکوهمند یک چهره محبوب ندارد، بلکه بیش از هر چیز نمادی از آشفتگی حرفهای و نوعی مصالحه ناگزیر میان او و رسانه ملی است. مدیری که زمانی بهعنوان پیشقراول طنز انتقادی در ایران شناخته میشد، اکنون در موقعیتی ایستاده که نه از اعتبار گذشتهاش چیزی باقی مانده و نه از تأثیرگذاری سابقش خبری هست.
از قله تا سراشیبی
نقطه چرخش این سیر نزولی را باید در سال ۱۴۰۱ جستوجو کرد؛ سالی که مدیری با انتشار کلیپی حمایتی از اعتراضات، از نقش صرفاً هنری فاصله گرفت و وارد عرصه کنشگری شد. اما این حضور دیری نپایید. عقبنشینی سریع و ویدئوی عذرخواهی، تصویری متزلزل از او به نمایش گذاشت؛ هنرمندی که نه در موضعگیری شجاعت کافی دارد، نه در عقبنشینی صداقت لازم.
این بحران هویت، تنها به حوزه سیاست و اجتماع محدود نماند. در همان سالها، اختلافات مالی و حقوقی با صداوسیما بر سر برنامه «دورهمی»، شکایت سازمان از مدیری، و سکوت مبهم او در قبال این حواشی، همه نشانهای عدم شفافیت بودند. مدیری که زمانی با هوش رسانهایاش، تصویر یک کارگردان مستقل و حرفهای را ارائه میداد، حالا با واکنشهایی کلیشهای و گاه منفعل، بیشتر از یک چهره فرهنگی، شبیه به بازیگری شده که صرفاً در پی حفظ جایگاه خود است.





ثبت دیدگاه