یخ‌بندان مذاکره یا مقابله در آلاسکا ؟!
۲۱ مرداد ۱۴۰۴ - ۱۹:۲۸
0
یک جنبه ظریف در ماجرای آلاسکا اهمیت منابع انرژی آن است. آمریکا درصدد تقویت حاکمیت خود بر تولید انرژی در سراسر جهان است و دیدار ترامپ با رهبر یکی از دو صادرکننده بزرگ انرژی در جهان در یک منطقه نفت‌خیز که سرپل آمریکا به میادین انرژی قطب شمال است، معنایی از این جهت نیز دارد. اقدامات آمریکا برای تقویت کنترل و نفوذش بر انرژی جهان بزرگ بوده‌اند. تلاش برای حذف غزه و ساقط کردن نظام سوریه برای بهره‌برداری سریع از منابع انرژی شرق مدیترانه و شرق فرات، طراحی کریدور آی مک، شکل‌دهی به کریدور زنگزور برای دستیابی به منابع دریای خزر و آسیای میانه، تهدید روسیه به تحریم نفتی، قراردادهای چند تریلیون دلاری سفر ترامپ به خلیج فارس و حتی اخذ امتیاز میادین انرژی پاکستان این گام‌ها را نشان می‌دهند. پاکستان پس از جنگ با هند این امتیاز را به ترامپ داد.

آلاسکا در نیمه غرب آمریکای شمالی قرار داشته و در آن سوی خود به شرق آسیا می‌رسد. آمریکا دو دل‌مشغولی قدیمی در این باره دارد. یک دل‌مشغولی توسعه غرب آمریکا و اتصال آن به ساحل شرقی است. برای این امر دو اقدام بزرگ صورت گرفت؛ توسعه قطارهای با ظرفیت بالا و دوم حفر کانال پاناما که در دولت دوم ترامپ در لیست الحاق قرار گرفت. دومین دل‌مشغولی تعریف هویت و زمین اصلی بازی آمریکاست. تا پیش از دو جنگ جهانی، آمریکا در حال توجه به شرق آسیا و تعریف هویت بعدی‌اش در آن بود؛ اما دو جنگ بزرگ، هویت واشنگتن را آتلانتیکی ساخته و ناتو از دل آن بیرون آمد. برخی از جنبه‌های کاهش توجه آمریکا به امنیت اروپا و به چالش کشیدن ناتو احتمالاً از این مسئله ریشه می‌گیرند. با این حال انتقال تمرکز آمریکا به شرق آسیا به معنی بی‌توجهی مطلق به اروپا و نابودی ناتو نخواهد بود؛ زیرا واشنگتن حاضر به فروپاشاندن این سازه و دارایی قدیمی نیست.
آمریکا هرگاه با روس‌ها در اروپا و شرق این قاره مواجه شده درگیری میانشان اوج گرفته است. در مقابل اما روابط در شرق آسیا و از عینک محیط غرب آمریکا که شامل آلاسکا تا کالیفرنیاست، شامل دوره‌های آرامش نیز بوده است. فروش آلاسکا، دخالت آمریکا در قرارداد پرتموث میان امپراتوری ژاپن و امپراتوری روسیه در جنگ ۱۹۰۵ و تحولات جنگ جهانی دوم از این جمله‌اند؛ هرچند در جنگ جهانی دوم در اروپا نیز همکاری وجود داشت و در شرق طی جنگ‌های کره و ویتنام تنش‌های بزرگی به وجود آمدند.
در بازی بزرگ قدرت‌ها به نوعی سیدبندی و طبقه‌بندی وجود دارد. آمریکا به همراه چین دو قدرت در بالاترین رده‌اند که احتمال ائتلافشان اندک بوده و به دنبال یارگیری‌اند. در رده دوم قدرت‌هایی مثل روسیه و انگلیس حضور دارند که احتمال دارد در بازی به چین یا آمریکا بپیوندند. انگلیس در قضایای اخیر با اعمال حاکمیت مستقیم بر کانادا و فاصله‌گذاری استرالیا با آمریکا، نشان داد قدرت، وسعت، جمعیت و منابعش باید در جمع این سه کشور دیده شود و از این رو قدرتی برابر با روسیه در سید دوم است. در رده سوم نیز کشورهایی مانند فرانسه، هند، برزیل و ترکیه قرار دارند. فرانسه تلاش داشت در همراهی با آلمان، اتحادیه اروپا را سامان داده و با رهبری آن در سید دوم در کنار روسیه و انگلیس قرار گیرد که تاکنون موفق نشده است. حضور پوتین در آلاسکا می‌تواند حرکت به سمت آمریکا تلقی شود؛ اما نه برای قرارگیری زیر چتر آمریکا بلکه برای تعادل بخشی به قدرت‌گیری چین و به‌دست آورد فضای آرامش در چهارمین سال جنگ اوکراین.
دیدار ترامپ با پوتین یک هفته بعد از دیدار او با الهام علی‌اف، رئیس‌جمهور آذربایجان و نیکول پاشینیان نخست‌وزیر ارمنستان که در کاخ سفید رخ داد، صورت خواهد گرفت. او می‌خواهد بگوید پرونده‌ها را منطقه‌ای حل می‌کند و در حال حل و فصل با مسکو است.
یک دیدگاه قدیمی در آمریکا مبنی بر فاصله انداختن میان چینی‌ها و روس‌ها از زمان جنگ سرد وجود دارد. از نظر تاریخی چینی‌ها قدرت اقتصادی بزرگی بوده‌اند؛ اما این قدرت به تهاجمات ویرانگر منجر نشده است مگر به شکل غیرمستقیم. مغول‌ها پس از تصرف چین بود که سوار بر قدرت اقتصادی و صنعتی آن توانایی تهاجم به دوردست را یافتند. در حال حاضر روسیه با اتصال به اقتصاد چین در حال جنگ با غرب است. اگر روس‌ها دست از جنگ بکشند، توانایی تحرک نظامی چین کاهش می‌یابد زیرا پکن خود وارد تحرکات مستقیم نظامی نمی‌شود. در نتیجه در رقابت کنونی میان چین و آمریکا، پکن از توانمندی تحرک نظامی محروم شده و احتمالاً ناگزیر به عقب‌نشینی از برخی مواضع و یا ورود مستقیم به حوزه نظامی خواهد شد.

 

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.