به گزارش اسرار، شاید زمانی که در سال ۱۹۸۳ بحث صنعت درآمدزایی در ورزش مطرح شد، تصور تبدیل شدن فوتبال به صنعتی برای سرمایهگذاری سودآور، سخت بود، اما اکنون فوتبال سوای تمام قهرمانیها و افتخارات ملی و باشگاهی برای کشورها، به محلی بزرگ برای سرمایهگذاری و کسب درآمد تبدیل شده است. سرمایهگذاری در فوتبال میتواند علاوه بر بخش قهرمانی در بخش همگانی نیز بر ابعاد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی یک کشور تاثیر بگذارد.
هر چند که از صنعت فوتبال به عنوان یکی از بزرگترین صنایع پردرآمد قرن بیستویکم یاد میشود اما با وجود گذشت بیش از ۲ دهه از این سده و اهمیت سرمایهگذاری در فوتبال، بسیاری از باشگاههای کشورمان مستقیم از بودجه دولتی تغذیه کرده یا حیات اقتصادی آنان وابسته به بودجه شرکتهای دولتی است. وابستگی به بودجه دولتی موجب شده تا عمر چند تیم خصوصی که گام به عرصه فعالیت در لیگ برتر گذاشتند کمتر از انگشتان ۲ دست باشد.
شکست پروژه خصوصیسازی در فوتبال ایران هر چند که تک بعدی نیست اما بسیاری باور دارند که عدم اراده و برنامه مدون دولتها در واگذاری باشگاههای دولتی، فوتبال ایران را در مسیری قرار داده که بدون تغذیه از دولت و سازمانهای مختلف نمیتواند به فعالیت خود ادامه دهد. این در حالی است که فوتبال در ایران برخلاف بسیاری از کشورهای حاشیه خلیجفارس از سرمایه بزرگی به نام هواداران بهره میبرد و در صورت به کارگیری این سرمایه میشود، سود عظیمی را به سمت فوتبال ایران در عرصه باشگاهی روانه کرد.
اهمیت سرمایهگذاری بخش خصوصی در فوتبال و درآمدزا بودن این بخش از نخستین سالهای دهه ۸۰ شمسی در دستور کار مسوولان قرار گرفت اما واگذاری سرخابیها به عنوان نمادهای فوتبال ایران در هر دوره با شکست مواجه شد و اکنون پس از حدود ۲۰ سال این روند در مسیر دیگر قرار گرفته است، مسیری که میتواند سرمایه بخش خصوصی را در فوتبال ایران جاری کرده و تیمهای بزرگ کشور را رقیب باشگاههای متمول عربی کند.
هر چند که روند خصوصیسازی در دولت سیزدهم در مراحل پایانی قرار دارد اما برخی از منتقدان به دنبال کم اهمیت جلوه دادن این اتفاق تاریخی در اقتصاد و ورزش کشور هستند. برای پی بردن به اهمیت این تصمیم تاریخی لازم است نگاهی به روند خصوصیسازی این ۲ باشگاه بزرگ در ۲۰ سال گذشته داشته باشیم.
استارت ناموفق خصوصیسازی در دولت اصلاحات
نخستین زمزمههای واگذاری سرخابیها به بخش خصوصی ۲۰ سال پیش مطرح شد جایی که هیات عالی واگذاری در یکم آذرماه سال ۱۳۸۳ جلسهای با حضور تمامی اعضا در ریاست جمهوری تشکیل داد. یکی از پیشنهادهای این جلسه واگذاری باشگاه فرهنگی ورزشی پیروزی (پرسپولیس) بود که از سوی سازمان تربیت بدنی وقت مطرح شد. البته در آن جلسه مقرر شد تا این پیشنهاد فعلا مراعی باقی بماند.هر چند که واگذاری باشگاه پرسپولیس در جلسه ۱۸ بهمن آن سال بررسی و تصویب قرار گرفت و قرار بود مراحل نهایی آن در هیات دولت بررسی شود، اما ۱۰ روز پس از موافقت هیات واگذاری، این هیات در جلسه دیگر به تاریخ ۲۷ بهمن سال ۱۳۸۳ مصوبات ۲ جلسه دیگر خود را مراعی اعلام و هر گونه اقدام از سوی هیات در مورد اجرایی نمودن تصمیمات واگذاری موسسه مذکور منوط به اخذ نظریه نهایی سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور خواهد بود.
البته این پایان ماجرا نبود بلکه بعد از کشوقوسهای زیاد، طرح واگذاری صد در صدی پرسپولیس به هیات دولت رفت، اما در دهم مرداد ماه سال ۱۳۸۴ و در روزهای پایانی کار خود، تنها با واگذاری ۲۰ درصد از سهام باشگاه موافقت کرد اما این واگذاری پیش از انجام به شکست انجامید. بعد از ۲ دهه هنوز مشخص نشده که چرا هیات دولت در آن زمان با واگذاری کامل باشگاه پرسپولیس مخالفت کرد یا اینکه چرا مصوبه واگذاری ۲۰ درصدی آن هیچگاه اجرایی نشد.
«وضعیت مراعی» بیانگر وضعیتی است که قرارداد شرایط صحت را دارا است ولی برای رعایت حقوق شخص ثالث قرارداد مزبور تا بازه زمانی خاصی مراعی (منتظر) میماند و بعد از گذشت زمان مذکور اگر حق ثالث به هر نحوی ادا شود، صحیح و در غیر این صورت باطل است.





ثبت دیدگاه