زندگی زیر سایه جنگ، جان و روان آدمیزاد را میفرساید. جنگ تحمیلی اخیر ۱۲ روزه با رژیم صهیونیستی، هرچند با دفاع مشروع و کوبنده ایران پاسخ داده شد و همدلی و وحدت مردم موجب نزدیکی دلها شد، ولی نزدیک به ۲ هفته روان شهروندان کشورمان را متاثر کرد و این سوال را در ذهن ما ایجاد کرد که چگونه اتباع رژیم اشغالگر، سالهاست زیر سایه سنگین جنگ و بار سنگین مسئولیت تجاوزگری زندگی میکنند و در سرزمینهای اشغالی دوام آوردهاند و چرا برای داشتن یک زندگی عادی، به موطن اجدادی خود بازنمیگردند؟
بسیاری بر این باورند که سیاستهای تشویقی و امتیازات اعطایی از سوی رژیم صهیونیستی برای جذب مهاجران یهودی از سراسر جهان از یک سو و گسیل ناگزیر یهودیان به ویژه از کشورهای اروپایی به اسرائیل به خاطر بدرفتای با آنها از سوی دیگر و همچنین سیاستهای سختگیرانه رژیم در مهاجرت معکوس، همگی رشد جمعیت اسرائیل را در دستور کار دارند؛ هدفی که با وجود مهاجرت معکوس، در مسیر تحقق با چالشهایی مواجه است.
با این حال، به گزارش پایگاه داده و تحلیل آمار«ماکروترند» که اطلاعات تاریخی و نمودارهای بلندمدت در حوزههای مختلف از جمله روند تغییرات جمعیتی را بررسی میکند، مهاجرت خالص به اسرائیل در ۲۰۲۳ نسبت به سال ۲۰۲۲، حدود ۸۰ درصد کاهش یافت. به گزارش «جروزالم پست»، در سال ۲۰۲۳، بیش از ۵۵٬۴۰۰ نفر از اسرائیل مهاجرت کردند که رکوردی بیسابقه محسوب میشود. این مهاجرتها عمدتاً از مناطق ثروتمند مانند تلآویو، حیفا و مرکز این رژیم بودهاست. بسیاری از مهاجران در دهه ۲۰ یا ۳۰ زندگی خود و دارای تحصیلات بالا و مهارتهای حرفهای هستند.
البته پیش از آن و در سال ۲۰۲۱ موج ورود یهودیان از اوکراین، رشد ۱۹۶.۶ درصدی مهاجرت را رقم زده بود. پیش از آن در سال ۲۰۲۰ هم مهاجرت ۱.۷۳ درصد رشد یافته بود. برای سال ۲۰۲۴ هم مهاجرت حدود ۶ درصد افزایش را تجربه کرد. بنا بر گزارشها، رشد مهاجرت در سال ۲۰۲۴ به دلیل افزایش موضع علیه یهودیان در اروپا و آمریکا پس از واقعه هفتم اکتبر و تهاجم گسترده اسرائیل به نوار غزه رقم خورده است.
به گزارش دادههای پایگاه «دیتابیس»، به استثنای سالهای میانی دهه ۱۹۸۰، نرخ خالص مهاجرت به اسرائیل همواره مثبت بوده است، هرچند این رشد با شیبی بسیار ملایم و به کندی افزایش یافته است.
از نگاه بسیاری سیاستهای تبعیض مثبت اسرائیل برای جذب مهاجران یهودی، در حفظ این روند موثر بوده است.
رژیم اسرائیل بر اساس «قانون بازگشت» مصوب ۱۹۵۰، برای یهودیانی که به سرزمینهای اشغالی مهاجرت کنند، مزایای ویژهای در نظر گرفته است، از جمله معافیت مالیاتی ۱۰ ساله بر درآمدهای خارجی، امتیازهای مالیاتی داخلی برای ۵ سال نخست زندگی در سرزمینهای اشغالی، کمکهزینه مالی اولیه شامل کمکهزینه نقدی برای ماههای اول زندگی در سرزمینهای اشغالی و تخفیف در خرید خودرو و ملک، خدمات درمانی و بیمه سلامت شامل دسترسی سریع به بیمه درمانی ملی با تخفیف ویژه، دورههای رایگان آموزش زبان عبری برای تسهیل جذب اجتماعی و …
به این مشوقها باید پشتوانگی ایدئولوژی تبلیغی صهیونیستها را هم افزود. شاید در نگاه اول، مشوقهای مالی این رژیم برای مهاجران یهودی «محدود» به نظر برسد، اما واقعیت این است که جاذبه مهاجرت به «سرزمین موعود» برای یهودیان، فراتر از پول تعریف میشود. صهیونیستها مهاجرت به سرزمینهای اشغالی را «علیا» نامیده و آن را اقدامی معنوی معرفی میکنند.
در برابر، مهاجرت معکوس از اسرائیل، نوعی «افول معنوی» معرفی میشود.بر این مبنا، اسرائیل با ایجاد و تبلیغ انگیزههای ایدئولوژیک و مذهبی، امنیت و مقابله با یهودستیزی و تاکید بر هویت قومی و تعلق فرهنگی، مهاجرت به سرزمینهای اشغالی را تبلیغ میکند.
چالشهای صهیونیستها برای زیست در جامعه اسرائیل
به رغم این مشوقها و انگیزهسازیهای مذهبی، ولی شهروندان رژیم صهیونیستی با چالشهایی مواجه هستند که سالانه شمار زیادی از آنها را به مهاجرت معکوس ترغیب میکند.
فرسودگی جنگی و ناامنی دائمی یکی از این چالشها است.
رژِم اشغالگر از زمان تأسیس در سال ۱۹۴۸ تاکنون در بیش از ۱۵ جنگ و درگیری نظامی بزرگ شرکت کرده است. جنگ نکبت ۱۹۴۸، بحران سوئز ۱۹۵۶، جنگ ۶ روزه ۱۹۶۷، جنگ فرسایشی ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۰، جنگ یوم کیپور ۱۹۷۳، جنگ اول لبنان ۱۹۸۲، انتفاضه اول ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۳، انتفاضه دوم ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۵، جنگ دوم لبنان ۲۰۰۶، عملیات سرب گداخته در غزه ۲۰۰۹، عملیات ستون ابر درغزه ۲۰۱۲، درگیری مه ۲۰۲۱ در غزه، جنگ غزه ۲۰۰۳ تاکنون و جنگ ۱۲ روزه با ایران تنها بخشی از درگیریهای گسترده و پراکنده رژیم در منطقه بوده است.
بنابراین این موجودیت جعلی طی حیات خود، تقریباً همواره درگیر نوعی از جنگ، عملیات نظامی یا درگیری امنیتی بوده و هیچگاه برای مدت طولانی از درگیریهای نظامی، عملیاتهای مرزی یا تهدیدهای امنیتی در امان نبوده است. فواصل صلح کامل بسیار کوتاه بودهاند و بیشتر تاریخ این رژیم با درگیریهای نظامی یا تنشهای امنیتی همراه بوده است.
بررسیها نشان میدهد پدیده روانشناسی «خستگی جنگی» در میان بخش بزرگی از جامعه اسرائیل بهوضوح دیده میشود، بهویژه پس از جنگهای طولانی و پرهزینه مانند جنگ غزه.
اعتراضات سراسری در سپتامبر ۲۰۲۴ و مارس ۲۰۲۵ و شکل گیری جنبشهای ضدجنگ در یک سال اخیر، گویای این واقعیت است که ساکنان سرزمینهای اشغالی نهتنها از جنگ خسته شده، بلکه بهطور فعال و گسترده در اعتراضات ضد جنگ شرکت میکنند. این اعتراضات از خانوادههای اسیران گرفته تا جوانان مخالف خدمت نظامی را در بر میگیرد و نشاندهندهی شکاف عمیق در جامعه اسرائیل نسبت به ادامه جنگهاست.
گزارشهایی در مورد تجربههای روانی سنگین در جنگ غزه منتشر شده است. بسیاری از سربازان جوان پس از حضور در غزه دچار شکست روانی شدهاند. به گزارش «اسکای نیوز»، سربازان از آنچه در جنگ غزه دیدهاند و انجام دادهاند، دچار عذاب وجدان و بحران هویتی شدهاند.
جنگ ۱۲ روزه با ایران هم تأثیر روانی عمیق و گستردهای بر جامعه اسرائیل گذاشته است. به استناد نظرسنجیهای مراکز امنیتی رژیم، اتباع اسرائیل در جریان جنگ ۱۲ روزه هم آسیب روانی دیدند و هم نسبت به تصمیمات دولت برای آغاز جنگ انتقادهایی مطرح کردند. آنها معتقدند نتانیاهو از جنگ برای تقویت موقعیت سیاسی داخلی استفاده کرده و بر این مبنا اعتماد به دولت و رهبری سیاسی پایین باقی مانده است.
طبق گزارش «وقایعنگاری فلسطین» Palestine Chronicle و وزارت بهداشت اسرائیل، پس از حملات موشکی ایران که به آوارگی و اسکان اضطراری ۱۸ هزارنفر منجر شد، افزایش شدید مراجعات رواندرمانی و موارد مرتبط با تروما گزارش شد.
بر اساس نظرسنجی «مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل» در ماه گذشته، [۱۰] ۷۰٪ از پاسخدهندگان نگران ادامه جنگ با ایران بودند؛ ۵۹٪ معتقد بودند تصمیم به حمله به ایران عمدتاً بر اساس ملاحظات امنیتی بوده، اما ۲۷٪ آن را سیاسی میدانستند و اعتماد به ارتش (IDF) به ۸۲٪ رسیده، اما اعتماد به دولت تنها ۳۰٪ بوده است.
بر این مبنا فرسودگی و بیاعتمادی به رهبری سیاسی قابل توجه است. این نارضایتیها نهتنها در میان سربازان، بلکه در سطح جامعه و سیاست نیز به بحران مشروعیت و اعتراضات گسترده منجر شدهاند.
همین فضای جنگی دائمی، نظام سربازی فرسایشی را به شهروندان اسرائیل تحمیل میکند. همه زنان ۲ سال و مردان ۳ سال باید به سربازی بروند. تمام مردان که خدمت سربازی را گذراندهاند، تا سن مشخصی مشمول خدمت ذخیره هستند، بسته به نوع تخصص این سن از ۵۰ تا ۵۱ سالگی متغیر است. زنان معمولاً پس از تولد فرزند اول از این خدمت معاف میشوند. سربازان ذخیره معمولاً سالانه بین ۲۰ تا ۴۵ روز، بسته به نیاز ارتش و تخصص فرد فراخوانده میشوند. در زمان جنگ یا بحران، ممکن است چندین بار در سال فراخوان شوند.
همین مساله موجب نارضایتی است. اسرائیلیها معتقدند که نظام سربازی، زندگی شغلی، خانوادگی و روانیشان را مختل میکند. در واقع بار امنیتی دولت تنها بر دوش بخشی از جامعه است، چرا که گروههایی مانند «حریدیها» یا همان صهیونیستهای افراطی به طور تبعیضآمیزی از خدمت معاف هستند. این موضوع به ویژه در سالهای اخیر یکی از چالشهای مهم اجتماعی و روانی در اسرائیل بوده و باعث اعتراضات و بحثهای سیاسی گسترده شده است.
وقتی شهروندان ناگزیرند بمانند
به واسطه وجود این چالشها و سختیهای زندگی پرهزینه و گران در سرزمینهای اشغالی و جامعه هزارپاره به لحاظ فرهنگی و هویتی، جامعه اسرائیل در حال تجربه شکاف عمیق بین ماندن و رفتن است، که بازتابی از بحرانهای سیاسی، امنیتی و روانی این موجودیت است.
به رغم این شرایط، ولی بسیاری از اتباع همچنان در سرزمینهای اشغالی میمانند. ترس از یهودستیزی در خارج از این سرزمینها، انگیزهای مهم برای ماندن است. به ویژه پس از جنگ غزه، برخی یهودیان میگویند در اروپا یا آمریکا نیز احساس امنیت نمیکنند.تبلیغات منفی در این حوزه نیز یهودیان را بیش از پیش از بازگشت میهراساند.
موانع مالی و خانوادگی از دیگر دلایل ماندن و زندگی در شرایط دایم جنگی در سرزمینهای اشغالی است. مهاجرت هزینهبر است و بسیاری توانایی مالی یا شبکه حمایتی در خارج ندارند. خانواده، زبان، شغل و تحصیلات فرزندان همگی موانعی برای ترک اسرائیل هستند.
این در حالی است که به دلیل تبلیغات و پروپاگاندای صهیونیستی، بسیاری به دلایل عاطفی، مذهبی، امنیتی یا مالی در سرزمین اشغالی ماندهاند.
بنابراین همدستی غرب و صهیونیستها اول در آزار یهودیان در کشورهای اروپایی و آمریکا و دیگری در سختگیری قوانین مهاجرت معکوس و اعمال فشار روانی عقیدتی بر صهیونیستها، مسیر بازگشت را برای شهروندان ناهموار میکند. بر این مبنا، اگرچه مهاجرت معکوس به رغم سختیهای آن طی این سالها همواره وجود داشته، ولی تازهواردان متاثر از تبلیغات صهیونیستی و آزارگری یهودیان در غرب، نوعا جای خالی تارکان اسرائیل را پر میکند.





ثبت دیدگاه