انقلاب مشروطه سنتی متفاوت از حضور عامه مردم در مناسبات قدرت و پیکارهای سیاسی بهجای گذاشت. ازاینرو بررسی میزان فهم و درک آنان از مفهوم مشروطه، در شناخت بهتر زوایای فکری این انقلاب، شایان توجه است. با توجه به این اهمیت «عباس قدیمی قیداری و زهرا کاظمی» در مقالهای با عنوان «جستوجو در معنا و تلقی مردم آذربایجان از مشروطه» با استفاده از منابع اصیل و اتکا به روش تحلیل محتوا، درصدد برآمدهاند سیر تحول معنایی مشروطه را در میان عامه مردم و فرودستان آذربایجانِ عصر مشروطه مورد بررسی قرار دهند.
فهم تودههای مردم از معنای مشروطه چگونه بود؟
نویسندگان مقاله حاضر معتقد هستند که انقلاب مشروطه بهعنوان یکی از بزرگترین رویدادهای سیاسی تاریخ ایران، مناسبات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه ایرانی را در آستانه قرن بیستم دگرگون ساخت. یکی از بنیادیترین تغییرات آن دوره حضور پررنگ تودهها در عرصههای گوناگون و اثرگذاری آنان بر روند حوادث بود. در این میان، آذربایجان و بهویژه تبریز، بهعنوان مهمترین کانون مشروطهخواهی ایرانیان، نقشی تاریخی و تعیینکننده در پیشبرد گفتمان آزادی و قانون ایفا کردند.
نقش گروهها و طبقات مختلف مردم ـ از روشنفکران و علما گرفته تا بازرگانان و تودههای فرودست ـ در فهم و ترویج مفهوم مشروطه کلیدی است. تاریخ مشروطه آذربایجان آکنده از شواهدی است که حضور عامه مردم را در کنار دیگر طبقات اجتماعی نشان میدهد؛ از نخستین بستنشینیها و تحصنها تا بستن بازارها و شرکت در پیکارهای سیاسی. فرودستانی که در همراهی با موج برخاسته بهتدریج به عرصه سیاست و قدرت راه یافتند و توانستند صدای خود را به گوش صاحبان قدرت برسانند. با وجود این مشارکت گسترده، واژه «مشروطه» برای بسیاری از تودهها معنای روشنی نداشت و برداشت آنان گاه متفاوت و محدود بود.
قدیمی قیداری و کاظمی مینویسند که منابع تاریخی بر این نکته همنظرند که حتی در میان رهبران و گروههای پیشرو مشروطهخواه نیز فهم یکسان و دقیقی از این واژه وجود نداشت و هر یک تلاش میکرد بر پایه دریافت خود معنایی خاص از آن به جامعه انتقال دهد. بدینترتیب، «مشروطه» در مسیر تحول خود با مفاهیم متنوعی درآمیخت و گاه در ابهامی معنایی فرو رفت.
مشروطیت به معنای اعتقاد به لزوم حاکمیت قانون اساسی و نظامی است که قدرت حاکمه را محدود و با رویههای تعدیل و توازن از تمرکز آن جلوگیری میکند تا حقوق اساسی افراد و گروهها حفظ شود.
مشروطه یعنی چه؟
نویسندگان مقاله حاضر در خصوص معنای مشروطه میآورند: مشروطه واژهای مدرن و جدید بود که در اواخر عصر قاجار بهطور گسترده وارد واژگان سیاسی ایرانیان شد. تعریف مشروطیت همراه با پیچیدگیهایی است که بررسی آن را ضروری میسازد. مشروطه را میتوان از ۲ بعد لغوی و اصطلاحی و بهعنوان نظام سیاسی بررسی کرد. مشروطه در لغت مونث «مشروط» و بهمعنی لازمگردانیدهشده، پیمانکردهشده و مقید در مقابل مطلق است. واژه «مشروطیت» معادل اصطلاح فرانسوی Constitution بوده که از لاتین Constitutio گرفته شده و بهمعنای قانون اساسی یک ملت است؛ مجموعهای از مقررات و قواعد حاکم بر روابط حکومت و مردم.
بهعبارتی دیگر مشروطیت به معنای اعتقاد به لزوم حاکمیت قانون اساسی و نظامی است که قدرت حاکمه را محدود و با رویههای تعدیل و توازن از تمرکز آن جلوگیری میکند تا حقوق اساسی افراد و گروهها حفظ شود. بدینسان مشروطه در برابر حکومت استبدادی و دیکتاتوری قرار دارد و هدف آن متنوعساختن و محدودکردن قدرت است. نظریه دولت مشروطه تأکید دارد که دولت پاسدار نظام مبتنی بر قانون اساسی است.
در ایران مانند ترکیه واژه «مشروطه» معادل Constitutionalism یا حکومتی بر پایه قانون اساسی و نظام پارلمانی بهکار رفته و به نظامی اطلاق میشود که پس از انقلاب ۱۳۲۴ق/۱۹۰۶م پدید آمد. مترادفهای مشروطه در آثار روشنفکران ایرانی نیز بیانگر گرایش عمومی به محدودسازی قدرت مطلق و نوعی تفکیک و تقسیم اجزای آن بوده است.
چرا عامه مردم به به صفوف مشروطهخواهان پیوستند؟
قدیمی قیداری و کاظمی در پاسخ به این سوال که چرا عامه مردم به به صفوف مشروطهخواهان پیوستند؟، مینویسند: در آستانه مشروطه، عامه مردم شامل اصناف مانند بازرگانان خُردهپا، پیشهوران، صنعتگران، مغازهداران و همچنین لایههای فرودست شهری همچون دستفروشان، باربرها، کارگران کارگاههای تولیدی، کارگران ساختمانی ناماهر و خدمتکاران خانگی، در کنار گروههای سربار جامعه نظیر معرکهگیرها، باجگیرها و گدایان، بیشترین نارضایتی را از وضع موجود داشتند. آنان با نابسامانی اقتصادی، بیکاری، مهاجرت، بیعدالتی، ظلم، استبداد، بیقانونی و کمبود مایحتاج اساسی روبهرو بودند.
تأمین اقلام ضروری بهویژه نان و گوشت در سخنان واعظان مشروطهخواه جایگاه ویژهای داشت و همین امر سبب شد که با آغاز جنبش، این اقشار به صفوف مشروطهخواهان بپیوندند.
مشروطه چگونه قیمت نان و گوشت را کاهش داد؟
نویسندگان در خصوص حرکت مشروطهخواهی در تبریز مینویسند: مشروطهخواهی در تبریز با اندکی تأخیر نسبت به تهران شکل گرفت. با وجود ناآگاهی عمومی از قانون و مشروطه، در تبریز افرادی بودند که مفهوم کشور و زندگی جمعی را درک کرده و به مقابله با خودکامگی اندیشیدند. تبریز نخستین شهری بود که به اعتراضات تهران پیوست و تحولات مهمی را رقم زد. ائتلافی از علما، تجار و اصناف شکل گرفت و گروهی از معترضان در کنسولگری انگلیس بست نشستند. ولیعهد کوشید با پرداخت مستمری و کاهش قیمت نان، معترضان را آرام کند اما پاسخ شنید: «چه مستمری؟ چه نانی؟ ما آزادی و عدالت میخواهیم و باید قانون در کشور جاری شود.» در این مرحله، هنوز سخنی از مشروطه به میان نبود و بیشتر بر عدالتطلبی و آزادیخواهی تأکید میشد.
بهتدریج رهبران جنبش، مردم بازار و اصناف را با اندیشه مشروطهخواهی آشنا کردند. در ابتدا، بسیاری از مردم مشروطه را معادل بهبود رفاه عمومی میدانستند و وعده ارزانشدن نان و گوشت، حلقه ارتباطی اصلی آنان با جنبش بود. واعظان مشروطهخواه، با طرح مشکلات معیشتی، بهویژه گرانی نان و گوشت، مردم را تشویق به همراهی میکردند. این مطالبات در نهایت به صدور فرمان انتخاب نمایندگان آذربایجان و عفو متحصنین انجامید و موجی از شادی شهر را فراگرفت.
مشروطه در آغاز آرامشی نسبی ایجاد کرد که بیشتر ناشی از کاهش قیمت نان و گوشت بود اما بهزودی با بازگشت گرانی و کاهش کیفیت نان، اعتراضات از سر گرفته شد. انجمن تبریز با عضویت علما، تجار و اصناف، اقداماتی برای تأمین غله، مقابله با محتکران و کنترل بازار انجام داد، اما کمبود نان و گرانی همچنان ادامه یافت. این وضعیت، گاه به خشونت علیه محتکران و متخلفان انجامید. در نهایت، دولت مشروطه نیز نتوانست این خواست عمومی را برآورده کند و مشکل نان، بهویژه به دلیل امتناع روستاییان از ارسال غله، همچنان باقی ماند.
مردم روستاها که با اطلاع کمتری نسبت به مباحث حقوقی و سیاسی مواجه بودند، مشروطه را بهعنوان نوعی آشوب و بینظمی تلقی کردند و مقاومت نشان دادند.
مفهوم مشروطه در میان تودههای شهری و روستایی چگونه بود؟
نویسندگان در این بخش به مفهوم مشروطه در میان تودههای شهری و روستایی پرداختهاند و مینویسند: در شهرها بهویژه تبریز، مفهوم مشروطه در میان تودههای شهری بیشتر با مسائل معیشتی و تأمین نیازهای عمومی مانند کاهش قیمت نان و گوشت گره خورده بود. مردم شهری انتظار داشتند مشروطه بتواند به بهبود زندگی و رفاه عمومی کمک کند و به نوعی راهی برای تحقق عدالت و آزادی تلقی میشد.
در روستاها اما برداشت متفاوت بود. مردم روستاها که با اطلاع کمتری نسبت به مباحث حقوقی و سیاسی مواجه بودند، مشروطه را بهعنوان نوعی آشوب و بینظمی تلقی کردند و مقاومت نشان دادند. آنان از پرداخت مالیات و ارسال غله به شهرها خودداری میکردند و حتی با مالکین و مأموران دولتی درگیر میشدند.
سخنان واعظان مشروطهخواه رادیکال نیز در میان روستاییان تأثیرگذار بود و آنها را به مقابله با مالکین و دفاع از حقوق خود ترغیب میکرد. این موضوع باعث شد شورشها و ناآرامیهایی در روستاها شکل بگیرد که تا حدی نظم اجتماعی و اقتصادی را مختل میکرد.
این وضعیت موجب نگرانی و ترس از دست دادن حمایت مالکین توسط روستاییان شد، زیرا بسیاری از آنان به کمک و حمایت مالکان وابسته بودند. همچنین احتمال بروز قحطی و درگیریهای داخلی و حتی دخالت بیگانگان به دلیل این آشوبها مطرح بود.
در نهایت انجمن تبریز با ورود قوه قهریه و اتخاذ سیاستهایی، سعی کرد این شورشها را کنترل و آرام کند و از حقوق مالکین حمایت نماید، هرچند این اقدامات بعضاً در تعارض با آرمانهای مشروطه قرار داشت.
از نظر روستاییان، مشروطه بیشتر فرصتی برای گرفتن انتقام از مستبدان و توانگران بود تا بهبود ساختار حکومتی و حقوقی.
مشروطه به عنوان یک مفهوم مدرن با مقدمات و پیامدهایی همراه بود که در مسیر تحول معنایی آن از خواستههای اقتصادی و تسویه حسابهای سیاسی تا مطالبه قانونخواهی و عدالتطلبی تغییر کرد.
چه مولفههایی در پیوند با مشروطه برای عامه مردم مطـرح شـد؟
نویسندگان مقاله حاضر در خصوص مولفههای مشروطه برای عامه مردم مینویسند: عدالت و پایان ظلم از مهمترین دلایل جنبش مشروطه بود. مردم انتظار داشتند مشروطه نظامی برقرار کند که در آن همه برابر باشند و ظلم و ستم پایان یابد. انجمن تبریز مرکزی برای رسیدگی به مشکلات مردم شده بود و حتی غیرمسلمانها هم به آن مراجعه میکردند. مردم باور داشتند دولت مشروطه باید منظم، قانونمند و عادل باشد.
اگرچه برداشت مردم از مشروطه ساده بود و گاهی با مفهوم اصلی آن فرق داشت، اما حمایت گستردهای از مشروطه داشتند و انتظار داشتند عدالت در عمل اجرا شود. اما فقدان حاکمیت قانون و ادامه ظلمها باعث ناامیدی و اعتراض مردم شد. کارگران مهاجر نیز با امید به بهبود اوضاع به وطن بازگشتند، اما با مشکلات و بیعدالتی مواجه شدند.
قانونخواهی به مهمترین خواسته مردم تبدیل شد؛ آنها باور داشتند با تصویب قانون اساسی میتوان مشکلات را حل کرد و عدالت برقرار نمود. هرچند که وعدهها عملی نشد و نارضایتی افزایش یافت، مردم همچنان بر تصویب قانون اساسی پافشاری کردند و حتی در تجمعات و تحصنها شرکت کردند. این حرکت در شرایطی رخ داد که شاه جدید تلاش میکرد مستبدان را حفظ کند و ناامنیها در منطقه ادامه داشت.
در نهایت مردم آذربایجان با تجمع و اعتراض خواستار تصویب فوری قانون اساسی و پایان دادن به استبداد و بیعدالتی شدند و این موضوع اهمیت زیادی برای آنها داشت.
نتیجهگیری
در نتیجهگیری مقاله حاضر، بیان شده که مشروطه به عنوان یک مفهوم نو و تازه وارد در جامعه ایران قرن بیستم، بهدلیل ناآشنایی عمومی با آن باعث بروز مشکلات و برداشتهای متنوعی شد. جامعه ایران به ویژه آذربایجان با ساختار و بافت پیشین خود تصویر روشنی از مشروطه نداشتند اما رهبران و فعالان مشروطه تلاش کردند این مفهوم را برای مردم جا بیندازند و آن را در مناسبات اجتماعی و سیاسی تعریف کنند.
با اینکه گزارشگران زمان مشروطه دریافتی بالاتر از متوسط در میان مردم آذربایجان نسبت به مشروطه گزارش کردهاند اما برداشت عمومی مردم بیشتر حول محور خواستههایی مانند آسایش، رفاه، عدالت و پایان ظلم و ستم بود و نه مفاهیم واقعی مشروطیت. در حقیقت مردم مشروطه را به چشم راهی برای تحقق نیازهای اقتصادی و برابری اجتماعی و دادخواهی میدیدند.
مشروطه به عنوان یک مفهوم مدرن با مقدمات و پیامدهایی همراه بود که در مسیر تحول معنایی آن از خواستههای اقتصادی و تسویه حسابهای سیاسی تا مطالبه قانونخواهی و عدالتطلبی تغییر کرد. این روند تحولی نشاندهنده پیوند عمیق میان معنای مشروطیت و نیازهای جامعه در آن دوران است.





ثبت دیدگاه