به گزارش اسرار، اسفند ۱۳۲۳، حسن انوشه، نویسنده، پژوهشگر تاریخ و زبان و ادبیات فارسی و سرپرست گروه نویسندگان دانشنامه ادب فارسی در یکی از روستاهای بابل متولد شد و پنج سال پیش، ۲۳ فرودین ۱۳۹۹ از دنیا رفت.
انوشه تحصیلات خود را در بابل گذراند و در ادامه تحصیلاتش را در رشته زبان و ادبیات عرب در سال ۱۳۴۴ در دانشگاه تهران آغاز کرد و در سال ۱۳۴۸ دانشآموخته شد. پس از فارغالتحصیلی به سربازی رفت و در دوران سربازی با بهاءالدین خرمشاهی آشنا شد. خرمشاهی او را به کامران فانی و سعید حمیدیان معرفی کرد. همچنین در این مدت، زبان انگلیسی را فراگرفت. حسن انوشه پس از پایان سربازی در سال ۱۳۵۰ به استخدام وزارت آموزش و پرورش درآمد و تا هنگام انقلاب در مدارس شاهی (قائمشهر کنونی) و بابل آموزش میداد.
کامران فانی در مراسم بزرگداشت حسن انوشه، درباره او گفته بود: «در سال ۱۳۴۵ و پس از آن که رشته ادبیات را در دانشگاه به پایان بردم، به سربازی رفته و در آنجا با حسن انوشه آشنا شدم و علاوه بر آن، بهاءالدین خرمشاهی و سعید حمیدیان بودند که خرمشاهی و انوشه به خاطر همقد بودن با هم و حتی در یک تخت دوطبقه افتادند و من و حمیدیان هم با هم. پس از دوران آموزشی، در آن سالها معمول بود که لیسانسهها بویژه ادبیات فارسی و زبان، به سپاه دانش میرفتند، اما تابستان سال ۴۸ که اختلافات ایران و عراق جدی شد و در آستانه جنگ تمامعیار قرار گرفتند، ما هم خود داوطلبانه به خوزستان رفتیم. اگرچه جنگی درنگرفت اما ما در آن زمان به سربازان و افسران، آموزش زبان، ادبیات و تاریخ میدادیم. بدین ترتیب گردان ما، زیر چادر تبدیل به مرکز آموزش شده بود. در آنجا بود که متوجه شدم انسانها بالقوه خواننده کتاب هستند؛ در ابتدا اگرچه سربازان کتابها را با تأنی قبول میکردند اما به مرور علاقهمند مطالعه شدند. پس از این دوره، اگرچه هر یک به شهر خود بازگشتیم اما رابطه نزدیکمان و همفکری و همدلیمان حفظ شد و ایام نوروز و تابستان رفت و آمد داشتیم.
انوشه دبیر در دبیرستانها شد و من هم به چاپ کتاب روی آوردم. اما حس میکردم انوشه با این وسعت دانش به تاریخ ایران میتواند کار کند. به او گفتم بدون دانستن زبان خارجی بینالمللی – که تا آن زمان نمیدانست – نمیتوان پیشرفت کرد. من کتاب کوچک تاریخ جهان را به انوشه دادم که با علاقه خواند به صورتی که پس از آن به زبان انگلیسی مسلط شد و تاریخ غزنویان را در سال ۱۳۵۶ ترجمه کرد. از آن زمان راهش را پیدا کرد و تا فراز و فرودهای بسیاری داشته است.»
حسن انوشه همزمان کار ترجمه را نیز آغاز کرد. نخستین برگردان او، تاریخ کوتاهی از دریانوردی در جهان بود. اما نوشتههای خود را گم کرد و انتشار آن سرانجامی نیافت. پس از آن کتاب تاریخ غزنویان نوشته کلیفورد ادموند باسورث را به پیشنهاد کامران فانی و بهاءالدین خرمشاهی ترجمه کرد و مؤسسه انتشاراتی امیرکبیر آن را در سال ۱۳۵۵ منتشر کرد.
او از همان اوایل دهه ۶۰ که دایرةالمعارف تشیع به راه افتاد، با این پروژه همکاری کرد و حدود ۲۵۰۰ مدخل برای آن نوشت. در سال ۱۳۶۳ به همراه انتشارات امیرکبیر، برگردان یکی از جلدهای تاریخ ایران کمبریج و همچنین کتاب ایران و تمدن ایرانی نوشته کلمان اوار را منتشر کرد. سپس برگردان ایران در سپیدهدم تاریخ نوشته جرج کامرون را در سال ۱۳۶۵ با همراهی انتشارات علمی و فرهنگی منتشر کرد. در اوایل دهه ۱۳۷۰ (خورشیدی) یکی دیگر از جلدهای تاریخ ایران کمبریج و همچنین یک جلد از تاریخ آفریقا را در انتشارات علمی و فرهنگی منتشر کرد.
در سال ۱۳۷۲ به دعوت احمد مسجدجامعی شروع به تدوین کتابی درباره ادب فارسی کرد که به نام «دانشنامه ادب فارسی» شناخته شده است.
او زمانی که سخن از تهدید زبان فارسی در میان بود، گفته بود: «حرف بیهودهای است و اصلا زبان فارسی چرا باید در معرض تهدید باشد؟ زبان ما شناسنامهدار است و چندهزارساله و به این زودیها از بین نمیرود. زبان فارسی به گسترش فرهنگ جهانی کمک و خدمت کرده است و بالای ۱۱۰ میلیون گویشور دارد که به آن حرف میزنند.»
او همچنین معتقد بود «غلطنویسی ضرر ندارد!» و «درست ننوشتن آسیبی ندارد!» و میگفت: زبان را گویندگان آن و کسانی که به آن زبان حرف میزنند و فکر میکنند، نگه میدارند و این مسئله را که گذر زمان به زبان آسیب میرساند جدی نگیرید. این غلط نوشتنها به مرور زمان کنار میروند. زبان مانند جریان رود میماند و این غلطها کف روی آب است و از بین میرود. غلطنویسی در همه زبانها هست. برخی غلط و کج و کوله مینویسند و کلمات را میشکنند اما زبان معیار همیشه باقی میماند و نباید ترسید. شاعری که شعر میگوید شعر غلط نمیتواند بگوید.





ثبت دیدگاه