به گزارش اسرار، در ابتدای قسمت جدید برنامه تلویزیونی «هفت»، بهروز افخمی ضمن تسلیت شهادت سیدابراهیم رئیسی رئیس جمهوری ایران و همراهانش به همه خانوادهها و ملت ایران بیان کرد: مرحبا به مردمی که با حضور چند میلیون نفری خود در مراسم تشییع رییس جمهور، چیزی را به دشمنان یادآوری کردند که در وداع حاج قاسم هم یادآوری کرده بودند. هرچند دشمنان دوست دارند چشم خود را ببندند و وانمود کنند دنیا طور دیگری است؛ اما در حقیقت دنیا طوری پیش میرود که خدا میخواهد. این اتفاق اگر تصادف باشد یا ترور؛ حکمت خدا بوده است که آنها اینگونه پهلوانوار از دنیا بروند.
رضا صدیق تحلیلگر فرهنگ و منتقد سینما ضمن تسلیت آیتالله رئیسی و همراهانش، عنوان کرد: از بعد اختراع دوربین تا امروز تصویر ۲ قوم را دیدهایم که بر جنازه خندیدهاند؛ نازیها و داعشیها. متاسفانه اکنون معدود جانوارانی در ساحت سیاسی غرب به وجود آمدهاند که هیچ تفاوتی با سکولاریسم تکفیری ندارند. حضور و خواست دلی مردم کف خیابان نشان داد که این افراد چقدر پستاند و میشود با مال حرام انسانیت را از دست داد. ما آدمهایی که برای خدا کار میکنند و رفتنشان باعث اتحاد میشود از حاج قاسم تا ابراهیم رئیسی را دیدیم.
امیر قادری ضمن تسلیت درگذشت هشتمین رئیس جمهور انقلاب اسلامی یادآور شد: با توجه به میزان منافع گروههای مختلف مردم، تشییع جنازه بسیار پرتعداد بود. من امیدوارم ایران به سمتی برود که این شکافها کمتر شود. در این مسیر فیلمی مانند «آسمان غرب» و شعارهای آن چارهساز نخواهد بود. اگر این محصولات ارگانی که بدون فکر و استراژی ساخته میشوند، این فاصلهها را بیشتر نکنند، کمتر نیز نخواهند کرد.
رضا صدیق درباره فیلم سینمایی «آسمان غرب» گفت: این فیلم بین طیف فیلمهای دفاع مقدس ارزشگذاری نازلی دارد؛ به این دلیل که «آسمان غرب» قدرت ساخت قهرمان ندارد. این فیلم با تکیه بر کلیشههای مرسوم فیلمهای قهرمانی پیش از خود ساخته شده است. این طیف فیلمها قهرمانانی را نشان میدهند که به خاطر مردم در برابر قدرت میایستند؛ این اتفاق بدیع و تازهای در شخصیتپردازی قهرمان نیست.
این منتقد اظهار کرد: نکته دوم در «آسمان غرب» انتخاب بد میلاد کیمرام در نقش «شهید علیاکبر شیرودی» است. میلاد کیمرام همواره در تمام تقشها تیپ مشتی را داشته است؛ میلاد کیمرام به دلیل نابلدیاش در بازیگری برای این نقش انتخاب بسیار بدی بود. به عنوان مثال بابک حمیدیان در «غریب» توانست تا حدی از پس کلیشهها بربیاید چون توان ادای لحن و بازآفرینی شخصیت را داشت.صدیق بیان کرد: توجه فیلم به گیشه چیز بدی نیست اما اگر تمام هدف فیلمی گیشه باشد، اتمسفر فیلم عوض میشود. زمانی که پول همه اسلوب ساختار فیلم میشود، به فیلم صدمه زده و باعث میشود که فیلم کارکرد خود را از دست بدهد و نتواند کاری را که باید رقم بزند. ما طرفدار شفافیت اقتصاد در سینمای ایران هستیم. فرآیند پولسازی باید در سینما مشخص شود.
در ادامه امیر قادری بیان کرد: رضا صدیق به نکتههایی اشاره میکند که مفاهیم درستیاند اما به شکل نادرستی در تاریخ صنعت سینمای ایران استفاده شدهاند. مفاهیمی مانند قهرمان، گیشه، ستاره و پول. اینها هیچکدام شکل طبیعی خود را در «آسمان غرب» ندارند. قهرمانسازی به این سادگی نیست. دعوا در سینمای ایران سر این بوده که وجود قهرمان خوب است یا بد. دعوا نباید سر وجود قهرمان در فیلم باشد، دعوا باید سر این باشد که ما چرا نمیتوانیم قهرمان بسازیم.
این منتقد ادامه داد: اتفاقاً پول باید در سینما باشد اما اینکه چطوری پول وارد سینما میشود سوال است. ستاره که نباید از اتاق مدیران وارد فیلمها شود. نکتهای که وجود دارد این است که بازیگر باید از طریق فرآیند مخاطب ساخته شود.
امیر قادری ضمن یادآوری این موضوع که سه فیلم «مجنون»، «غریب» و «موقعیت مهدی» بهترین فیلمهای دوره سینمای دفاع مقدس در این ۴۰ سال هستند، بیان کرد: فیلم جنگی خوب فیلمی است که میگوید جنگ چقدر بد است اما در یک لحظاتی باید جنگید. در واقع به جای دوگانه که جنگ خوب یا بد است، مخاطب را وارد موقعیت پیچیدهتری میکند. کارگردان و بازیگر باید از طریق ارتباط با مردم کشور خودش در طول سالیان ساخته شود، آن وقت میتواند با افتخار و ابتکار درباره قهرمانش فیلم بسازد؛ نمیتوان این مسیر را برعکس طی کرد. ما تعدادی فیلمساز داریم که از مملکت باج میگیرند که اگر بودجه کافی به دستشان نرسد، موضعشان را عوض میکنند.
امیررضا صدیق بیان کرد: «آسمان غرب» با عنوان پرتره شهید شیرودی ساخته شده در حالی که پرتره این نیست. اینکه یک تکه از زندگی کسی روایت شود و از شخصیت عبور کند، اصلاً پرتره نیست. آفت فیلمهایی از این دست این است که میخواهند کل زندگی فرد را در آن بازه نشان دهند. شرط این کار انتخاب نقطه درست زندگی فرد و سپس گنجاندن تمام بعدهای شخصیت فرد در پرتره است.
صدیق اظهار کرد: «آسمان غرب» فیلم بدی است. اتفاقاً راه نجات سینمای ایران ساخت قهرمان واقعی است که مردم بتوانند روحیه سلحشوری را به واسطه او زنده کنند.این منتقد در ادامه گفت: ما فیلمهای خوبی در زمینه دفاع مقدس داریم اما متاسفانه یک فیلم با روایتی درست از این مقاومت ۲۰ سال اخیر در منطقه نداریم. سوال من این است که چرا ما امسال ۵ تا ۶ فیلم دفاع مقدسی داریم اما یک فیلم در مورد وضعیت حالمان ساخته نمیشود؟ ما انتظار نداریم که سینمای محور مقاومت تا این حد با دست لرزان عمل کند.
بهروز افخمی درباره فیلم سینمایی «آسمان غرب» بیان کرد: انتخاب میلاد کیمرام تاثیر بدی در فیلم داشت و علت اصلیاش هم تفاوت سنی میلاد کیمرام با شخصیت شهید شیرودی است. شهید شیرودی در زمان شهادتش ۲۶ سال سن داشت. این فیلم به قبل شهادت او برمیگردد؛ در حالی که کیمرام ۳۸ ساله این نقش را بازی میکند.
افخمی ادامه داد: ما اغلب در فیلمهای دفاع مقدس و جنگی با افراد پیری روبهرو هستیم که نقش جوانها را بازی میکنند. تفاوت سنی ۲۵ تا ۴۰ سال بسیار تعیین کننده است. این در حالی است که شور و حال افراد جوانی که بتوانند تاریخ را عوض کنند، جزو نکات اصلی جنگ ایران و عراق بود. این شور جوانی در فیلمهای ما ناپدید است و از بدترین موارد همین «آسمان غرب» است.
امیرعباس ربیعی با یادآوری این نکته که خاطره جمعی نقش بهسزایی در هویت ملی دارد، یادآور شد: شخصی مانند شهید آوینی در دوره جنگ تحمیلی «روایت فتح» را میساخت که نقش قابل توجهی در خاطره جمعی ما دارد. اگر این برعکس بود و کسی جنگ را سیاه بازنمایی میکرد، الان شیرینی دفاع مقدس در خاطره جمعی ما وجود نداشت. این خاطره جمعی زمانی ساخته میشود که هنرمند بر اساس دغدغهاش مقاومت میکند و زاویه دیدش را میسازد.
این کارگردان ادامه داد: مدیران باید بدانند سینما نقش مهمی در خاطره جمعی دارد و بدانند که همین خاطرات جمعی است که هویت ملی را ایجاد میکند. اگر مدیری این را بداند فیلمی را میسازد که به دست مخاطب برسد. این در حالی است که اولویت مدیران رساندن فیلم به جشنواره و کسب سیمرغ شده است. در واقع زمانی که جشنواره تمام میشود فیلم برای مدیران هم تمام میشود. جشنواره به رقابت بچهگانه بین نهادها بدل شده است. حوزه پخش هم جزو نظام سلطه است که نمیخواهند فیلمها دیده شوند.





ثبت دیدگاه