به گزارش اسرار، پدیدهی «طلاق صوری» که به تازگی توسط یکی از خوانندگان کشور در مصاحبهای مطرح شد، در سالهای اخیر هر از گاهی بازتابهایی داشته است؛ جداییهایی که نه از سر اختلاف یا فروپاشی رابطه، بلکه برای بهرهمندی از امتیازات قانونی رخ میدهند.
فرارو در خبری نوشت:علیرغم اینکه گفته شده است طلاق صوری از سال ۹۲ و پس از اجرایی شدن قانون حمایت از خانواده به وجود آمده، باید اشاره کرد پیش از این نیز مقرراتی وجود داشت که حقوق بازنشستگی یا مستمری پدر، تنها به دختران مجرد یا مطلقه و زن مرد حقوق بگیری که مرحوم شده است تعلق میگرفت. پرسش این است که بازتاب این پدیده چیست و چرا برخی از زنان و مردان به سمت چنین راهحلهایی میروند؟
روایتهای ناگفته از طلاق صوری
زهرا چهلوشش ساله است، زن خانهداری از حاشیهی شهر تهران که بعد از فوت پدرش، فهمید اگر بخواهد حقوق بازنشستگی پدر را بگیرد، باید طلاق گرفته باشد.
حالا زهرا و شوهرش، بعد از بیستوچند سال زندگی مشترک، در دفترخانهای کوچک در جنوب شهر، سند طلاق ظاهری را امضا کردند. آنها هنوز در همان خانهی اجارهای زندگی میکنند، هنوز سفرهشان یکیست، هنوز بچههایشان به آنان میگویند «بابا و مامان» و حتی از طلاق آن دو اطلاع ندارند.
زهرا به خبرنگار فرارو میگوید: «طلاق صوری گرفتیم تا بتونیم به زندگی ادامه بدیم»، این جمله را زهرا آرام میگوید، مثل رازی که باید پنهان بماند چراکه او در تمام این مدت از ترس مامور بیمه دنبال فضایی برای پنهان کردن شوهرش بوده است.
زهرا در پاسخ به این پرسش که چرا از قانونهای حمایتی خانوادههای کم بضاعت استفاده نمیکنند گفت: «منظورتان کدام قانون است؟ شوهر من نه زندان رفته و نه اعتیاد دارد. او کارگر است در حالی که کار نیست!» این در حالی است که همشهری در بخشی از گزارش خود نوشته است: «کارشناسان کمیته امداد و بهزیستی میگویند برای بهرهمندی از خدمات حمایتی ما لازم نیست طلاق بگیرید؛ مثلا کمیته امداد حتی خانوادههایی که مرد خانواده حضور دارد، اما بهدلیل نیاز مالی امکان تامین هزینههای زندگی را ندارد هم تحت پوشش قرار میدهد یا حتی خانوادهای که پدر خانواده در زندان به سر میبرد.»
رشد پدیده طلاق صوری در ایران
در سالهای اخیر، پدیدهای در ایران رشد کرده که حالا دیگر نمیتوان آن را استثناء دانست: «طلاق صوری». خانوادههایی که در تنگناهای مالی یا بالا پایینهای زندگی، تصمیم میگیرند رابطهشان را در چارچوب قانون بشکنند. به گفته علیرضا شریفی یزدی، روانشناس اجتماعی: «وجود مشکلات اقتصادی و رفتارهای ضداجتماعی و ضدقانونی منجر به این شده تا افراد با خیال راحت به سمت طلاق صوری بروند.»از حقوق مستمری پدران بازنشسته گرفته تا دریافت یارانههای خانوار و وامهای حمایتی، قوانین به شکلی طراحی شدهاند که زن در صورت «بیسرپرستی» مشمول حمایت میشود.
از این روست که شریفی یزدی میگوید: «وجود برخی از قوانین نیز در این زمینه بهعنوان نیروی محرکه عمل میکند و درواقع افراد را ترغیب میکند تا به سمت طلاق صوری بروند.»
ماندانا، پژوهشگر حوزه زنان که خود حقوق پدریش را میگیرد، میگوید: «دولت سالهاست ازدواج و فرزندآوری را با بستههای تشویقی دنبال میکند؛ وام ازدواج، وام فرزند سوم، زمین برای خانوادههای پرجمعیت، یارانهی ویژهی مادران. اما وقتی بنیان اقتصادی خانوادهای ضعیف است، ازدواج میشود راهی برای دریافت وام، طلاق میشود ابزاری برای مستمری و فرزندآوری میشود وسیلهای برای امتیاز بیشتر. در چنین شرایطی، خانواده دیگر نه به معنای عشق و پیوند، بلکه به معنای «واحد اقتصادی» عمل میکند.»
خانواده به مثابه میدان رقابت اقتصادی
پیر بوردیو، جامعه شناس فرانسوی، وضعیتی که پدیده طلاق صوری به وجود آورده را «میدان» مینامد. کسانی که سرمایهی اقتصادی ندارند، با استفاده از سرمایهی نمادین، مثل شناسنامهی ازدواج یا طلاق، در پی دسترسی به منابع حمایتیاند. در واقع، ازدواج، طلاق، و حتی تولد کودک، از مناسک فرهنگی به استراتژیهای ادامه زندگی بدل شدهاند. دولت اما بیش از پیش تلاش دارد با سیاست گذاری افراد را ترغیب به ازدواج یا فرزند آوری کند.
یک پژوهشگر اجتماعی میگوید: «زن و شوهر، فرزند و والدین، همه در رقابت برای دسترسی به منابع محدود رفاهیاند. دولت با نیت حمایت، در عمل بازار رقابت خانوادگی ساخته است.» در شهرهای کوچک، دفترخانهها حالا با اصطلاح «طلاق صلحی» یا «طلاق توافقی حمایتی» آشنا شدهاند. وکلا میگویند تعداد زنانی که پس از فوت پدر، برای گرفتن مستمری، به دنبال طلاق صوریاند، هر سال بیشتر میشود. قانون صراحت دارد که زن متأهل نمیتواند مستمری پدر را بگیرد، اما هیچجا ننوشته که اگر طلاقش صوری باشد، مجازات میشود البته اگر رازشان برملا شود، حقوقشان قطع خواهد شد.





ثبت دیدگاه