انتخابات ریاست جمهوری چهاردهم همچنان که برگزاریاش غیرمنتظره و زودهنگام بود، نتیجه آن هم در ابتدا چندان قابل پیشبینی نبود. تأیید صلاحیت مسعود پزشکیان با توجه به انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰، روزنه امیدی بود برای تحولخواهان و بخش زیادی از کنشگران سیاسی که از روند سیاسی و مدیریت قوه مجریه رضایت نداشتند. حمایتها از مسعود پزشکیان به واسطه مواضع منتقدانه، صادقانه و شفاف بتدریج بیشتر و بیشتر شد. پزشکیان اگر چه صبغه اصلاحطلبی داشت و نامزد مورد حمایت جبهه اصلاحات شد، موج حمایتها از وی اما محدود به این گفتمان سیاسی نماند.
بخش قابل توجهی از اصولگرایان میانهرو و اعتدالیها هم با دغدغههای مشترک پای کار آمدند. اینها همه در شرایطی بود که به گفته بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان سیاسی، پاشنه آشیل کمپین انتخاباتی پزشکیان، شرکت حداقلی مردم پای صندوقهای رأی بود؛ نگرانی و دغدغهای که البته بیمورد هم نبود. نرخ مشارکت مردم در چند انتخابات گذشته به این نگرانی دامن میزد. در ادامه اما با به میدان آمدن بخش زیادی از کنشگران سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به همراه روشنفکران و فعالان مدنی، امیدها برای پیروزی پزشکیان تقویت شد.
مواضع تنها نامزد اصلاحطلب انتخابات و بویژه آنچه به عنوان صداقت در گفتار و رفتار پزشکیان یاد میشد، کارگر افتاد و در میان همه نگرانیها و بیمها، پزشکیان در مرحله اول انتخابات در ۸ تیر رأی اول را از آن خود کرد. رقابت حالا به اوج خود رسیده بود. سعید جلیلی و مسعود پزشکیان یک هفته فرصت داشتند تا طرفداران بیشتری را مجاب به رأی دادن به خود کنند. انتخابات در مرحله دوم عموماً با مشارکت کمتری همراه است و این امتیازی برای اردوگاه رقیب با نامزدی سعید جلیلی بود.
در فرصت یک هفتهای تا مرحله دوم انتخابات، اما کمپین انتخاباتی مسعود پزشکیان توانست بر خلاف پیشبینیها تعداد بیشتری از مردم را مجاب کند که پای صندوقهای رأی بیایند. مشارکت ۴۰ درصدی مرحله اول که به ۵۰ درصد رسید خیال طرفداران پزشکیان هم از نتیجه راحت شد، چنانکه در نهایت هم او برنده یک ماراتن نفسگیر شد.
مأموریت اول رئیسجمهوری جدید چنانکه در ایام تبلیغات انتخابات بر آن تأکید کرده بود، تشکیل دولت «وفاق ملی» بود برای پایان دادن یا حداقل کاستن از تنشهای داخلی و تلاش برای ایجاد یک اجماع داخلی بر سر مسائل کلان و ملی. جمعبندی پزشکیان از ابتدا هم روشن بود؛ تا اختلافات داخلی و دو قطبیسازیهای مرسوم برقرار است، تصمیمسازی برای حل مشکلات بنیادین کشور هم میسر نخواهد بود. حالا یک سال از آن انتخابات گذشته است و اتفاقاً در آستانه همین یک سالگی که نمود یک انسجام داخلی پای صندوقهای رأی بود، جامعه ایران شاهد تقویت این انسجام داخلی در برابر تجاوز رژیم اسرائیل به کشور بود.
دولت چهاردهم با آنکه تنها یک سال مصدر امور اجرایی بوده، اما تحولات داخلی، منطقهای و بینالمللی زیادی را به خود دیده که آخرین آن جنگ تحمیلی ۱۲روزه اسرائیل است. طبیعی است که در ارزیابی منصفانه از عملکرد دولت نیمنگاهی هم به این تحولات تحمیلشده باشد.
در همین چهارچوب گروه سیاسی در گفتوگو با کارشناسان سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به این مهم پرداخته که راز موفقیت پزشکیان در انتخابات زودهنگام سال گذشته- که به طور طبیعی فرصت آمادهسازی برای ورود به عرصه هم محدود بود- چه بود؟ چگونه کمپین انتخاباتی او توانست بخش زیادی از قهرکنندگان با انتخابات را مجاب کند که در دور دوم پای صندوقهای رأی حاضر شوند؟ و در نهایت اینکه چرا و چگونه «وفاق ملی» به ایده اصلی پدیده انتخابات ۱۴۰۳ و اولویت دولت چهاردهم بدل شد؟
** از شکاف دولت-ملت تا امید به وفاق و توسعه
حمیدرضا جلاییپور – فعال سیاسی
چرا در انتخابات ریاست جمهوری چهاردهم با پدیدهای به نام مسعود پزشکیان روبه رو شدیم؟
به علل متفاوتی میتوان اشاره کرد، من فقط به دو عامل اشاره میکنم. اول اینکه انتخابات ١۴٠٠ به روشنی نشان داد که جمهوری اسلامی که از درون یک انقلاب مردمی متولد شده بود، با «کسری محبوبیت» روبهرو شده بود. لذا انتخابات در ١۴٠٣ کمی رقابتیتر برگزار شد. علت دوم این بود که با انتخابات ١۴٠٠ یک «دولت یکدست» شکل گرفت، اما دو هدفی که از تشکیل این دولت مد نظر بود، تأمین نشد. یکی قرار بود اوضاع اقتصادی مردم بهتر شود که نشد، دوم اینکه دولت بتواند در موضوع امضای مجدد برجام امتیاز بیشتری از قدرتهای غربی بگیرد، که این هم نشد.
چه شد که در پانزدهم تیرماه پارسال، بخشی از کسانی که در مرحله اول انتخابات رأی نداده بودند، پای صندوق آمدند و رأی خود را به پزشکیان دادند؟
این سؤال هم علل متفاوتی دارد باز من به سه عامل اشاره میکنم. یکی اینکه بخشی از مردم از نتایج دور اول انتخابات متوجه شدند، اگر در انتخابات مشارکت نکنند، چالش ایجاد خواهد شد. لذا در دور دوم بهخاطر این نگرانی مردم ۱۰ در صد بیشتر شرکت کردند. و این عجیب هم بود. چون معمولاً در دور دوم انتخابات مردم کمتر شرکت میکنند، اما در انتخابات ١۴٠٣ مردم ده در صد بیشتر از دور اول شرکت کردند و میزان مشارکت انتخابات از چهل در صد به پنجاه درصد رسید.
علت دوم تلاش زایدالوصف نیروهای میانه روی جامعه مدنی در دعوت مردم به رأی دادن بود، به تعبیری با این کار تلاش کردند در سیاست ایران «راهی بگشایند». علت سوم گفتار «وفاق» پزشکیان بود که میگفت من دنبال دعوا نیستم و دنبال حل مشکلات مردم با کمک خود مردم هستم. به نظر من مشارکت پنجاه درصدی مردم و انتخاب پزشکیان رخداد مفیدی برای جامعه ایران بود. این رخداد کمی شکاف دولت ملت را کم کرد و ما آثار آن را در جنگ تحمیلی دوم و جنگ ۱۲ روزه اسرائیل با ایران در بیست و سوم خرداد ۱۴۰۴ دیدیم. در این جنگ نتانیاهو و ترامپ با حمله برقآسا و ترور فرماندهان سپاه ایران، منتظر شورش سیاسی مردم در برابر حکومت بودند که رخ نداد و در برابر آن یک جنبش خودجوش دفاع مردمی علیه دشمن متجاوز شکل گرفت. قاطبه مردم ایران یک سیلی محکم به نتانیاهوی متجاوز زدند.
کدامیک از وعدههای پزشکیان برای مردم قابل اعتنا و توجه بود که آنها را به انتخاب وی به عنوان رئیسجمهوری ایران وا داشت؟
یکی همان دعوا نمیخواهم بود. دیگری شایستهسالاری در مدیریت کشور بود و دیگر اینکه رسماً به مردم گفت که من با «تحمیل پوشش» و «سبک زندگی» مخالف هستم. الان که یک سال میگذرد و شرایط کشور پس از جنگ تحمیلی دوم در وضعیت «تعلیق جنگ» قرار دارد و ممکن است هر لحظه دوباره جنگ را از سر بگیرد، حداقل سه انتظار از دولت پزشکیان وجود دارد. یکی اینکه حکومت و جامعه برای مقاومت در برابر تجاوزات احتمالی دشمن صهیونیستی آماده و مجهزتر باشند. انتظار دوم اینکه قاطبه مردم ایران در جنگ تحمیلی دوم سرفراز وارد شدند و دولت از این فرصت استفاده کند و مهمترین شکاف کشور را که شکاف دولت ملت است کاهش دهد. کاهش این شکاف بودجه نمیخواهد بلکه باید تصمیمسازان را تشویق کند که اجازه بدهند مردم زندگی خود را بکنند. وعدهها چه شد؟ رفع فیلترینگ چه شد؟ دوباره پیامکفرستان فعال نشوند، به تبعیضها در گزینشها پایان دهند. انتظار سوم اینکه در شرایط جنگی فعلی، آمادگی در برابر دشمن حیاتی است. اما در عین حال راه عبور از این شرایط جنگی از طریق دیپلماسی و مذاکره میگذرد. دولت همچنان دستگاه دیپلماسی را تا تحقق دو هدف، شایسته است جدی بگیرد. یکی «توقف تضمین شده» جنگ و دوم «رفع تحریمها» است. چون مهمترین مسأله کشور حرکت در جهت توسعه کشور است و با وجود تحریمها توسعه تحقق پیدا نمیکند.
** تداوم مدیریت در شرایط بحرانی
آذر منصوری- دبیرکل حزب اتحاد ملت
در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری دوره چهاردهم، مردم ایران به انتخابی با نگاه ایجابی و سلبی دست زدند. این انتخابات به نوعی منعطف به شرایط حساس کشور و نگرانیهایی بود که جامعه از وضعیت موجود داشت. دو رویکرد اصلی که در این انتخابات مشهود بود، به طور خاص در مواجهه با مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور نمایان شد. در این مقطع، رویکرد سلبی در میان بخش قابل توجهی از جامعه شکل گرفت. مردم نگران بودند که یک جریان خاص سیاسی در حاکمیت باعث استمرار سیاستهای یکدستسازی شود. این نگرانی از آنجا بود که برخی جریانات سیاسی، به ویژه در دورههای قبل، به هیچ عنوان نتواسته بودند خواستهها و مطالبات عمومی مردم را در سیاستگذاریها لحاظ کنند.
موضوعاتی مانند مسائل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاست خارجی که به طور مستقیم بر زندگی مردم تأثیر میگذارند، از جمله دغدغههای اصلی جامعه بود. در طرف دیگر، رویکرد ایجابی مطرح بود که با امید به تغییرات مثبت در وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشور، مردم به آقای پزشکیان به عنوان فردی مستقل و قابل اعتماد نگاه میکردند. این رویکرد بهویژه از آنجا قوت گرفت که آقای پزشکیان با صداقت، شفافیت و سابقه کاری خود در دولت و مجلس، نشان داده بود که به دنبال ایجاد فضایی بهتر برای مردم است. پزشکیان به عنوان کسی که همواره در رفتارهای خود صداقت را رعایت کرده و در مواجهه با چالشها اصول خود را حفظ کرده بود، توانسته بود تا حد زیادی به اعتماد مردم پاسخ دهد. این ویژگیهای شخصیتی باعث شد تا در دور دوم انتخابات، مردم با امید به تغییر وضعیت اقتصادی و بهبود شرایط زندگی به آقای پزشکیان رأی دهند. یکی از مهمترین چالشهای دولت آقای پزشکیان در دوران پس از انتخابات، همزمانی فشارهای داخلی و خارجی بود. جریانی که به دنبال پیشبرد سیاستهای خاص خود بود، تمام تلاش خود را به کار گرفت تا از هر فرصتی برای تضعیف دولت آقای پزشکیان استفاده کند. این فشارها به ویژه در شرایط تحریمهای اقتصادی و جنگ اقتصادی علیه ایران تشدید شد.
دولت آقای پزشکیان، در کنار فشارهای داخلی و خارجی، توانست به شیوهای مؤثر کشور را اداره کند. از جمله اقدامات مهم دولت میتوان به تأمین مایحتاج مردم در بخشهای مختلف اشاره کرد؛ چه در بخش تأمین معیشت، چه در بهداشت و درمان و حتی خدمات امدادی که در مواقع بحرانی به مردم ارائه شد. اما شاید مهمترین آزمون و چالش پیش روی دولت آقای پزشکیان، جنگ ۱۲ روزهای بود که رژیم صهیونیستی علیه ایران تحمیل کرد. در این دوران، دولت به هیچ عنوان اجازه نداد که مردم دچار مشکل در تأمین مایحتاج اولیه خود شوند. از حمایتهای معیشتی گرفته تا خدمات بهداشتی و درمانی، تمام تلاشها معطوف به این بود که مردم هیچ کمبودی در این زمینهها احساس نکنند.
در همین مدت، دولت با مدیریت درست و هماهنگیهای به موقع در سطح وزیران، استانداران و دیگر مسئولین، توانست امنیت و آرامش را در سطح داخلی کشور حفظ کرده و به مردم نشان دهد که در شرایط بحرانی هم میتوان بر مشکلات فائق آمد. یکی دیگر از بخشهای قابل توجه در عملکرد دولت آقای پزشکیان، مدیریت دیپلماسی خارجی در دوران بحران بود. در شرایطی که ایران تحت فشارهای بینالمللی و تهدیدات دشمنان قرار داشت، دولت آقای پزشکیان به خوبی از ظرفیتهای دیپلماسی خود بهره برد تا از حقوق ایران در عرصههای بینالمللی دفاع کند. تلاشهای دولت برای حفظ روابط دیپلماتیک و استفاده از ظرفیتهای بینالمللی به منظور کاهش تهدیدات خارجی، در دوران جنگ ۱۲ روزه کاملاً مشهود بود.





ثبت دیدگاه