سقوط «دستمزد واقعی» در بیش از دو دهه گذشته، یک روند توقفناپذیر بوده است اما شتاب این مسیر از میانه دهه ۹۰ شمسی بیشتر شده است؛ در نزدیک به ده سال گذشته، ارزش واقعی دستمزد یک سقوط بیسابقه را تجربه کرده است.برای روشن شدن موضوع و عینیت بخشیدن به آن، یک مقطع خاص زمانی را برای مقایسه در نظر میگیریم؛ قیمت دلار در فروردین ۹۵، یعنی کمتر از ده سال پیش در بازار آزاد، حدود ۳ هزار و ۴۰۰ تومان بوده است؛ در همان سال حداقل دستمزد ماهانه کارگر (بدون مزایایی مانند حق سنوات و حق اولاد و بن خواربار) بر اثر تصویب شورایعالی کار، ۸۱۲ هزار تومان بوده است. بنابراین در فروردین ۹۵، حداقل دستمزد کارگری بدون احتساب مزایای مزدی، ۲۳۸ دلار آمریکا بوده است؛ اگر مزایای مزدی را به این رقم بیفزاییم و دلار ۳ هزار تومانی آن روزگارانِ نه چندان دور را در نظر بگیریم، دریافتی حداقلی کارگران به ۳۰۰ دلار و یا کمی بیشتر میرسد.
با یک پرش ۹ سال و چندماهه در زمان، دورهای را که پیاپی شوکدرمانیهای ارزی و کاهش ارزش پول ملی و به طور همزمان سیاستهای سرکوب مزدی اتفاق افتاده، پشت سر میگذاریم و به زمان فعلی (مهرماه ۱۴۰۴) میرسیم. در پایان روز سیزدهم مهرماه، قیمت هر دلار در بازار آزاد ایران، حدود ۱۱۴ هزار تومان است، در همین بازه زمانیِ نُه سال و چند ماهه، نرخ دلار یک پرش عجیب ۳۳.۵ برابری را تجربه کرده است اما حداقل دستمزد مصوب شورایعالی کار فقط کمی بیش از ده برابر رشد داشته و از ۸۱۲ هزار تومانِ سال ۹۵ به حدود ۱۰ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان در سال ۱۴۰۴ رسیده است.به این ترتیب، حداقل دستمزد کارگران بدون احتساب مزایای جانبی در سال جاری، فقط ۹۱ دلار است که اگر مزایای مزدی همه شمول را به آن بیفزایم، شاید به حدود ۱۱۰ دلار برسد.
میبینیم پایه دستمزدِ ۲۳۸ دلاری سال ۹۵ در طول یک بازه زمانی ۹ ساله، به ۹۱ دلار رسیده؛ به عبارتی، دستمزد واقعی سال جاری فقط ۰.۳۸ دستمزدیست که کارگران در سال ۹۵ دریافت میکردند. ارزش واقعی حداقل دستمزد کارگران (نه دستمزد اسمی و ریالی) در یک بازه زمانی ۹ ساله، ۲۶۱ درصد سقوط کرده است! دریافتی کارگران متوسطبگیر و متخصص نیز در همین حدود دچار تنزل شده و قدرت واقعی خود را از دست داده است.و تاثیر این سقوط در زندگی یومیه کارگران و بازنشستگان به خوبی هویداست؛ بیدلیل نیست که کارگران بازنشسته در تجمعات صنفی هر هفته مقابل نهادهای مسئول، پلاکارد دست میگیرند که «دستمزد ما ریالیه اما هزینهها دلاریه….».
در این بین، محاسبات مستقل سبد معیشت خانوارهای کارگری براساس وعدههای واقعی غذایی و با استناد به جدول خوراکیها متشکل از یک وعده غذای گرم در روز که توسط فرامرز توفیقی، فعال کارگری، انجام شده نشان میدهد که درصد پوشش حداقل دستمزد یک خانواده متوسط ۳.۳ نفره که رقم ۱۵ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان است به ۱۲.۴۳ درصد هزینههای حداقلی زندگی رسیده و فقط مخارج ساده و حداقلی ۵ تا ۶ روز ماه را کفاف میدهد. سبد خوراکیها به تنهایی خیلی بیشتر از دستمزد کارگران حتی دستمزد کارگران متخصص و متوسطبگیر است.
قبل، بلکه فقط به کمتر از ده سال قبل، مثلاً همان سال ۱۳۹۵ بازگردد؟ «بهرام حسنی نژاد» فعال کارگری و رئیس اسبق انجمن صنفی کارگران معدن چادرملوی یزد در پاسخ به این سوال میگوید: زندگی مردم تنزل کرده، هم کیفی و هم کمی؛ ما مزدبگیران به درجاتی رسیدهایم که زندگی برایمان فقط تامین معاش است و دیگر هیچ.به گفته این فعال کارگری، بخشی از این تنزل ناخواسته به افت منزلت و شان معنوی کارگران و مزدبگیران برمیگردد؛ او میگوید: وقتی کارگر «مجبور» به هر کاری میشود تا کرایه خانه بدهد، شان و منزلتی ندارد، وقتی تغذیه مناسبت نیست، آموزش و پرورش طبقاتیست و فرزندان ما آیندهای ندارند….
حسنینژاد ادامه میدهد: با ادامه سیاستهای فعلی، هیچ زمان معیشت و منزلت ما کارگران و مزدبگیران به سطح سالهای میانه دهه ۹۰ برنمیگردد، هرچند در آن سالها هم مشکلات جدی داشتیم. من در چشمانداز مقابل، امکانی برای یک جهش بلند اصلاحی نمیبینم و سقوط به سمت پایین جدول زندگی ادامه دارد.





ثبت دیدگاه