به گزارش اسرار، دانشگاه مازندران و پژوهشکده مردمشناسی در نشستی با نگاهی میانرشتهای به بررسی روند ثبت جنگلهای هیرکانی به عنوان میراث جهانی یونسکو و چالشهای زیستمحیطی دریای کاسپین پرداختند. سخنرانان با تأکید بر ارزشهای منحصر به فرد آثار ثبتشده، با یادآوری اهمیت روایتهای فرهنگی و اسطورههای محلی در حفظ اکوسیستمهای ارزشمند و ضرورت همگامسازی سیاستهای ملی با مشارکت جامعه محلی، راهکارهایی برای توسعه پایدار و حفاظت از میراث طبیعی و فرهنگی منطقه ارائه دادند.
نشست «سمپوزیوم منظر فرهنگی دریای کاسپی و جنگل هیرکانی»، در آستانه اجلاس کشورهای دریای خزر که در ۲۹ بهمن ماه جاری برگزار خواهد شد، در همکاری دانشگاه مازندران و پژوهشکده مردمشناسی برگزار شد.
سیدمحسن حسینی، استاد دانشگاه تربیت مدرس و مدیر تهیه پرونده ثبت جهانی جنگلهای هیرکانی در یونسکو، به تشریح روند و اهمیت این ثبت جهانی پرداخت و با اشاره به جایگاه ایران بهعنوان یکی از کشورهای برتر از نظر تعداد آثار ثبتشده در میراث جهانی، یادآور شد: ایران با ۲۸ اثر ثبتشده در یونسکو جزو ۱۰ کشور نخست جهان در این زمینه است.
او به نقش تاثیرگذار افرادی همچون پروفسور شهریار عدل، دکتر محمدحسن طالبیان و پروفسور احمد جلالی در تهیه و ثبت پروندههای مختلف در یونسکو اشاره کرد و با ارائه توضیحاتی درباره آثار تاریخی ثبتشده در یونسکو همچون تخت جمشید، نقش جمشید، زیگورات چغازنبیل و گنبد قابوس، تأکید کرد: هر اثری که در یونسکو ثبت میشود، باید دارای ارزش جهانی منحصر به فرد (OUV) باشد. بهعنوان نمونه، ارگ بم بهعنوان بزرگترین سازه آجری جهان و شهر سوخته بهعنوان محل کشف اولین انیمیشن، چشم مصنوعی و جراحی مغز در جهان است.
حسینی در ادامه به اهمیت اکوسیستم جنگلهای هیرکانی پرداخت و آن را یک «معجزه اکولوژیک» در محاصره بیابانهای ایران دانست و گفت: این جنگلها با قدمتی بین ۲۵ تا ۵۰ میلیون سال، یکی از کانونهای داغ تنوع زیستی جهان هستند.
این استاد دانشگاه به حضور گونههای نادر گیاهی و جانوری همچون پلنگ ایرانی، خرس قهوهای و سمندر گرگانی در این جنگلها اشاره کرد و افزود: این اکوسیستم به دلیل تأثیرپذیری از تغییرات اقلیمی و گرمایش جهانی به حفاظت بیشتری نیاز دارد. ثبت جهانی این جنگلها باعث افزایش بودجه حفاظتی و ارتقای جایگاه بینالمللی آنها شد. همچنین این اقدام به برطرف شدن تعارضات مدیریتی، از جمله جلوگیری از عبور جاده از پارک ملی گلستان، کمک شایانی کرده است.
دو گنجینه طبیعی ایران به شدت در تهدید
النگدره، بخشی از جنگلهای هیرکانی
چالشها و دستاوردهای ثبت جهانی جنگلهای هیرکانی
مدیر تهیه پرونده ثبت جهانی جنگلهای هیرکانی به چالشهای متعدد در فرآیند ثبت این جنگلها اشاره کرد و گفت: جمهوری آذربایجان از سال ۲۰۰۴ تلاش کرد تا این جنگل را به نام خود ثبت کند. آذربایجان بر چهار شرط اساسی شامل استفاده از املای ترکی، نامگذاری پرونده با اولویت آن کشور و ارائه پرونده مشترک پافشاری میکرد که ایران هیچکدام را نپذیرفت؛ چرا که دو میلیون هکتار از این جنگل در ایران قرار دارد و ۵۰ هزار هکتار از آن در آذربایجان قرار گرفته است. با مذاکرات متعدد و ارائه مستندات قوی، ایران توانست پرونده مستقل خود را پیش ببرد و در نهایت در سال ۲۰۱۹ جنگلهای هیرکانی به نام ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید. ایران همچنان ظرفیت بالایی برای ثبت آثار طبیعی و فرهنگی دارد و باید از این فرصتها برای حفظ میراث گرانبهای خود استفاده کند.
او به ارزش ثبت جهانی جنگلهای هیرکانی توسط یونسکو اشاره کرد و با تاکید بر اهمیت مطالعات گسترده پیش از ارائه پرونده به این سازمان، گفت: ثبت جهانی میراث طبیعی و فرهنگی نیازمند همکاری محققان و مسئولان در حوزههای مختلف است.
مدیر تهیه پرونده ثبت جهانی جنگلهای هیرکانی با اشاره به اینکه یونسکو دستهبندیهایی برای ثبت میراث جهانی دارد، افزود: میراث طبیعی (مانند جنگلهای هیرکانی و بیابان لوت)، میراث فرهنگی (مانند تخت جمشید و ارگ بم) و میراث ترکیبی (آثاری که ویژگیهای طبیعی و فرهنگی دارند که ایران هنوز اثری در این دسته ندارد) جزو این دستهبندی هستند.
او سپس به مفهوم میراث ناملموس اشاره کرد و یادآور شد: این نوع میراث به سازه یا مکانی خاص محدود نمیشود. به عنوان نمونه «نوروز» و «سوزندوزی ترکمن» که میراث مشترک ایران با سایر کشورهاست، در این دسته تعریف میشود.
حسینی با اشاره به ثبت مشترک نوروز بین ۱۳ کشور، بیان کرد: اینگونه اقدامات میتواند دیپلماسی دوستی بین ملتها را تقویت کند، اما در صورتی که کشورهای همسایه سنت دزدی فرهنگی نداشته باشند.
او به نحوه ارزیابی یونسکو پرداخت و اظهار کرد: اگر مدیریت آثار ثبت شده نامناسب باشد، آن آثار در فهرست میراث در خطر قرار میگیرند و حتی ممکن است از فهرست خارج شوند. برای جنگلهای هیرکانی و دیگر آثار ثبت شده در ایران خوشبختانه هنوز چنین اتفاق نیفتاده است. اما باید سالانه از وضعیت این آثار گزارشهایی به یونسکو ارائه شود، تصاویر ماهوارهای و گزارشهای رسانهای نیز در این ارزیابیها تأثیرگذارند.
دو گنجینه طبیعی ایران به شدت در تهدید
دپوی زباله در دل جنگلهای هیرکانی
در ادامه، علیرضا حسنزاده، دانشیار پژوهشکده مردمشناسی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری گفت: متاسفانه بحث پایش خیلی در ایران جدی گرفته نشده است. بهطور مثال، پژوهشی که در سال گذشته درباره لنجسازی انجام شد (لنجی که ما ثبت جهانی کردهایم) وضعیت خیلی درخشانی را توصیف نمیکند. یکی از پیامدهای این مسئله، مهاجرت ناخدایان لنجهای سنتی ما به حاشیه جنوب خلیج فارس است. آنجا نیاز به ناخدا دارند، اما ظاهراً ما در حال از دست دادن این مهارت بومی هستیم.
او در ادامه به نکاتی مهم درباره نقش منظر فرهنگی دریای مازندران و جنگل هیرکانی در حفظ هویت و پایداری محیط زیست پرداخت و یادآور شد: این دو اکوسیستم نهتنها از نظر طبیعی بلکه از منظر فرهنگی نیز به هم پیوند خوردهاند و اهمیت فراوانی دارند.
حسنزاده به وضعیت بحرانی دریای مازندران اشاره کرد و گفت: ه دریای مازندران با مسائل متعددی مانند آلودگی صنعتی، کاهش تنوع زیستی و پرداخت نشدن حقآبه مواجه است که این مشکلات باعث خشکی تدریجی این دریا شده است. در مقایسه با جنگل هیرکانی، تحقیقات بسیار کمتری درباره دریای مازندران صورت گرفته است و این کمتوجهی منجر به کاهش روایتها و حافظه فرهنگی مرتبط با این دریا شده است.
او با اشاره به پروژهای که در زمینه «منظر رودخانه در استان گیلان» در دست دارد، گفت: جنگل هیرکانی و دریای مازندران بهعنوان دو اکوسیستم همپیوند، نمونهای از منظرهای فرهنگی ارزشمند هستند که به شکل پایدار رابطه انسان و محیط زیست را شکل دادهاند. این منظرها در گذشته نهتنها معیشت جوامع بومی را تأمین میکردند، بلکه فرهنگ و روایتهای اسطورهای مهمی را به وجود آوردهاند.
نقش روایتهای اسطورهای در حفظ محیط زیست
این مردمشناس به نقش روایتهای فرهنگی در حفاظت از محیط زیست پرداخت و افزود: در جهان پیشامدرن، ما از سه مکانیزم اصلی برای حفظ محیط زیست استفاده میکردیم؛ رواییسازی، قدسیسازی و آیینیسازی. این مکانیزمها باعث میشد مردم به طبیعت احترام بگذارند و آن را حفظ کنند. جنگل هیرکانی و دریای مازندران هر دو دارای اسطورهشناسی غنی هستند که نقش مهمی در حفظ این اکوسیستمها داشتهاند. بهعنوان مثال، ما در این جنگلها، «ببر مازندران» را داشتیم. اصطلاح محلی آن «شیر سرخ» یا «سرخشیر» بود. چرا چنین نامگذاریای اتفاق افتاده است؟ زیرا در محیط اقلیمی مازندران، شیر وجود نداشت. شیر مخصوص فلات مرکزی ایران بود، بنابراین ببر مازندران جایگزین آن شد. ببر مازندران در باورهای محلی، ضد جادوی سیاه (Black Magic) و نماد زندگی محسوب میشد.
اسطورههای جنگل هیرکانی و دریای مازندران
حسنزاده درباره اسطورههای جنگل هیرکانی توضیح داد: یکی از مهمترین فیگورهای اسطورهای این جنگل «سیاه گالش» است که بهعنوان حامی چهارپایان و نماد برکت شناخته میشود. سیاه گالش اجازه نمیدهد حیواناتِ آبستن، شکار شوند و به نوعی حافظ تعادل زیستمحیطی جنگل هیرکانی است. او همچنین بهعنوان رابطی خضر گونه میان ییلاق و قشلاق عمل میکند و حافظ سنتهای معیشتی پایدار این منطقه است.
او در ادامه درباره اسطورههای دریای مازندران گفت: یکی از چهرههای اسطورهای مهم این دریا «میر ماهی» است که حافظ ماهیان و پریان دریایی است. میرماهی همچون «سیاه گالش» قدرت تغییر کالبد دارد و از صید بیرویه ماهیان جلوگیری میکند. در روایات محلی آمده که اگر میرماهی صید شود، پریان گرداگرد کشتی جمع میشوند و از صیاد میخواهند او را آزاد کند؛ چرا که در غیر این صورت دریای مازندران دچار پریشانی و مرگ خواهد شد.
نیازمند زنده کردن روایتهای فرهنگی دریای مازندران و جنگل هیرکانی هستیم
حسنزاده به ارتباط میان جنگل هیرکانی و دریای مازندران اشاره و بیان کرد: چاهها و رودخانهها بهعنوان کانالهای ارتباطی، این دو اکوسیستم را به هم متصل میکنند و روایتهای اسطورهای نیز میان این دو سفر میکنند. این ارتباط نشاندهنده پیوند عمیق فرهنگی میان جنگل و دریاست. احترام به محیط زیست و حفظ آن از طریق گفتمان زیستسالارانه و آیینهای فرهنگی ممکن است. ما نمیتوانیم توسعه پایدار داشته باشیم تا زمانی که آیینها و فرهنگ ما زیستسالارانه نباشند.
در بخش پایانی سخنرانی، حسنزاده به پرسشی درباره ارتباط روایتهای فرهنگی و نقد ساختار سیاسی پاسخ داد و گفت: پارادایم توسعه پایدار بر اهمیت سرمایه فرهنگی تأکید دارد. اگر بخش شناختی جامعه (روایتها و ارزشها) با قوانین و بخش اجرایی فاصله داشته باشد، توسعه ناپایدار خواهد بود. جوامع بومی توانستهاند محیط زیست خود را حفظ کنند زیرا میان شناخت و عملشان سازگاری وجود داشته است.
حسنزاده تأکید کرد: ما نیازمند زنده کردن روایتهای فرهنگی مرتبط با دریای مازندران و جنگل هیرکانی هستیم. بدون این روایتها، میراث طبیعی و ملموس ما زنده نخواهد ماند. این روایتها بخشی از هویت ما هستند و وظیفه ماست که آنها را حفظ و احیا کنیم.





ثبت دیدگاه