دنده عقب از چندجانبه‌گرایی
۰۵ مهر ۱۴۰۴ - ۱۹:۴۴
0
ترامپ نخستین سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل را در دوره جدید ریاست‌جمهوری‌اش برگزار کرد و همان‌طور که انتظار می‌رفت در بخش مهمی از سخنانش، روندها و نهادهای بین‌المللی مهمی همچون سازمان ملل متحد را مورد تاخت‌وتاز بی‌محابای خود قرار داد.
نویسنده : میراحمدرضا مشرف*

ترامپ ادعا کرد به ۷ جنگ بی‌پایان خاتمه داده است؛ آن هم در شرایطی که این کارها جزء وظیفه سازمان ملل بوده و باعث تأسف است که او این کارها را بدون هرگونه کمک یا حتی تماسی از جانب سازمان ملل انجام داده است. رئیس‌جمهور آمریکا در عین حال که از پتانسیل فوق‌العاده سازمان ملل سخن گفت، ماهیت وجودی سازمان ملل را زیر سؤال برد و آن را سازمانی تقریباً بی‌خاصیت که کارش صرفاً به صدور بیانیه محدود شده است، معرفی کرد.
ترامپ در عین حال پا را از این هم فراتر گذاشت و این سازمان را به مشکل‌سازی برای کشورها به ویژه در حوزه مهاجرت متهم کرد. او حتی با پیش کشیدن بحث خرابی پله برقی و یا صفحه نمایش مقابل سخنرانان، به نوعی مهم‌ترین سازمان بین‌المللی را به سخره گرفت. اما این سخنان ترامپ درباره سازمان ملل و دیگر نهادهای بین‌المللی کسی را غافلگیر نکرد.
مواضع ترامپ در دوره اول ریاست‌جمهوری و همچنین رویکرد وی در ۹ ماهی که از حضور دوباره‌اش در کاخ سفید می‌گذرد، این موضوع را کاملاً قابل پیش‌بینی کرده بود که ترامپ کمر همت را برای نابودی نهادهای بین‌المللی بسته است. بر همین اساس هم‌زمان با سخنرانی ترامپ در مجمع عمومی، «راجا موهان» تحلیلگر برجسته هندی مقاله‌ای را در مورد رویکرد وی در قبال سازمان ملل در روزنامه ایندین اکسپرس هند منتشر کرده و به مباحث مهمی در این زمینه پرداخته است.
ریشه‌یابی ماهیت رفتار ترامپ و حامیان او در قبال سازمان ملل و نهادهای بین‌المللی، مقایسه مواضع ایالات متحده در این زمینه در دوره اول و دوم ریاست‌جمهوری ترامپ و اهمیت آن، ضعف نهادینه سازمان ملل در سایه فرسودگی ساختار چندجانبه‌گرایی بین‌المللی، موقعیت و فرصت جدید چین و درنهایت نگاه ویژه هند به شرایط جدید؛ همگی بخشی از مباحثی است که در این مقاله از سوی «راجا موهان» مورد توجه قرار گرفته است.
ترامپ مصمم به ساختار شکنی در سازمان ملل
راجا موهان تحلیل خود از حضور ترامپ در مجمع عمومی را با لحنی هشداردهنده آغاز می‌کند. درحالی‌که مجمع عمومی سازمان ملل متحد برای هشتادمین نشست خود در این هفته تشکیل جلسه می‌دهد، این احساس عمیق وجود دارد که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، مصمم به ساختارشکنی در این مجمع چندجانبه برتر جهانی است. سازمان ملل متحد از حمله دور اول ریاست‌جمهوری او (۲۰۲۱-۲۰۱۷) جان سالم به در برد. درحالی‌که سیاست‌های او در آن هنگام به طور عمده به عنوان یک انحراف در سیاست ایالات متحده تلقی می‌شد، این بار ترامپ قدرتمندتر و البته با محدویت‌های کمتر آمده و قاطعانه برای کاهش نقش برجسته سازمان ملل در نظم جهانی حرکت می‌کند.
انتظار می‌رود ترامپ در سخنرانی خود به عنوان یک صلح‌طلب، خودش را مورد تشویق قرار دهد و به «پایان دادن به هفت جنگ» در هشت ماه اول دوره دوم ریاست‌جمهوری خود ببالد. برای مخاطبان هندی که از این آهنگ خسته شده‌اند، باید یادآوری کرد که او درواقع با پایگاه پوپولیستی خود صحبت می‌کند. یکی از مسائل اصلی جنبش اول آمریکا، مخالفت با جنگ‌های بی‌پایان و محکوم کردن لیبرال‌ها و دموکرات‌ها به عنوان «حزب جنگ» است که خون و ثروت آمریکایی‌ها را به هدر می‌دهند. ترامپ در مراسم تحلیف ژانویه خود متعهد شد که یک «رئیس‌جمهور صلح» باشد.
اما این لاف زدن در مورد صلح نمی‌تواند خصومت جنبش با سازمان ملل را پنهان کند. به گفته ترامپ، او بهتر از شورای امنیت سازمان ملل متحد (UNSC) عمل می‌کند؛ نهادی که مسئول حفظ صلح و امنیت بین‌المللی است.
عقب‌نشینی از چندجانبه‌گرایی
تحلیلگر ایندین اکسپرس در اینجا بحثی را که در ابتدا و در رابطه با تغییر در ماهیت سیاست خارجی آمریکا مطرح کرده بود، به شکلی دقیق‌تر مورد واکاوی قرار می‌دهد؛ رویکرد ترامپ نسبت به سازمان ملل یک تغییر عمیق‌تر در سیاست‌ خارجی ایالات‌ متحده را بازتاب می‌دهد؛ عقب‌نشینی از چندجانبه‌گرایی به سمت یک‌جانبه‌گرایی. اولین سخنرانی ترامپ در سازمان ملل در سال ۲۰۱۷ این الگو را ارائه کرد.
وی در نفی قطعی جهانی‌گرایی، حاکمیت ملی را به عنوان «اصل اساسی» روابط بین‌الملل در نظر گرفت و گفت همکاری بین‌المللی قابل قبول است؛ اما هرگز هم‌سطح با تصمیم‌گیری یا رفاه ملی نخواهد بود. در جهان‌بینی ترامپ، برای «فراناسیونالیسمی» که لیبرال‌ها را پس از جنگ سرد شیفته خود کرد، جایی وجود ندارد. تأکید ترامپ بر حاکمیت و نقد او بر انترناسیونالیسم لیبرال مزاحم در بسیاری از کشورهای در حال توسعه ازجمله هند طنین‌انداز شد. اما سخنرانی او در سال ۲۰۱۷ همچنین از زنجیره‌ای از خروج‌ها و تهدیدهای مالی خبر می‌داد. ترامپ در دوره اول ریاست‌جمهوری خود از توافق آب و هوایی پاریس، یونسکو، شورای حقوق بشر و توافق هسته‌ای ایران خارج شد.
او تهدید کاهش آژانس‌های سازمان ملل را مطرح کرد و ارزش صلح‌بانی را زیر سؤال برد. درحالی‌که دولت بایدن این رویکرد را معکوس کرد، ترامپ در دوره دوم این اختلال را دوچندان و به سیاستی جامع تبدیل کرده است.
سازمان ملل و مانیفست بنیاد هریتیج
راجا موهان در دنباله تحلیل خود می‌کوشد تا ماهیت فکری و ایدئولوژیکی این تغییرات در رویکرد ایالات متحده را مورد بررسی قرار دهد. تفاوت بزرگ اکنون در راهبرد ایدئولوژیک است: پروژه بنیاد هریتیج ۲۰۲۵. مانیفست محافظه‌کاران مملو از شک و تردید نسبت به انترناسیونالیسم است. این گزارش خواستار کاهش شدید کمک‌های ایالات متحده به آژانس‌هایی است که به نظر می‌رسد حاکمیت را تضعیف و یا «سیاست‌های اجتماعی رادیکال» مانند برابری جنسیتی و حقوق دگرباشان را ترویج می‌کنند. این امر فراتر از کاهش بودجه، به دنبال تبدیل نهادهای چندجانبه به ابزاری در خدمت سیاست آمریکاست؛ چنان که احتمال خروج از سازمان ملل را در صورت ناترازی آن با اهداف دولت ایالات متحده مطرح می‌کند. سیاست‌های سازمان ملل متحد در حمایت از توسعه پایدار یا کاهش آب و هوا برای ترامپ غیرعملی است. این دستور کار از ژانویه ۲۰۲۵ با سرعت قابل توجهی اجرا شده است. واشنگتن بار دیگر از سازمان بهداشت جهانی، یونسکو و شورای حقوق بشر خارج شده است. کمک مالی به آژانس امداد و کار سازمان ملل متحد برای پناهندگان فلسطین و همچنین حمایت از توافقنامه پاریس و صندوق جدید تلفات و خسارات آب و هوایی متوقف شده است. کاهش بی‌سابقه و بیش از ۸۰ درصدی در مشارکت ایالات متحده در عملیات سازمان ملل متحد، ازجمله حفظ صلح و بهداشت جهانی، به وجود آمده است. ‌
چین به دنبال پرکردن خلأ آمریکا
فعالیت‌های چین برای ایفای نقشی مؤثرتر در سازمان ملل و جایگزینی احتمالی آن برای موقعیت کنونی ایالات متحده، از دیگر نکات مهمی است که از سوی راجا موهان مورد توجه قرار گرفته است. درحالی‌که عقب‌نشینی آمریکا خلأ ایجاد می‌کند، چین آماده پر کردن آن است.
پکن جاه‌طلبی ابرقدرتی خود را به سازمان ملل می‌آورد. این کشور به طور سیستماتیک برای قرار دادن اتباع خود در سمت‌های تأثیرگذار مبارزه می‌کند؛ آن هم نه فقط به شکل رهبری آشکار، بلکه در نقش‌های فنی و اداری که استانداردها، حسابرسی و تصمیمات عضویت را شکل می‌دهد. این حامیان پکن ابتکارات توسعه‌ای هماهنگ با طرح کمربند و جاده را مورد حمایت قرار داده و توسعه جهانی، امنیت جهانی، تمدن جهانی و حاکمیت جهانی را ترویج می‌کنند؛ مفاهیمی که برای تقویت راهبرد چین برای رهبری بین‌المللی طراحی شده‌اند.
پکن هنوز تا جایگزینی سلطه ایالات متحده بر سازمان ملل متحد و سایر نهادهای چندجانبه فاصله زیادی در پیش دارد، با این حال فعالیت‌های آن هم‌اکنون نیز این کشور را به یک بازیگر ضروری تبدیل کرده است. این نتیجه‌ای است که با عدم مشارکت ایالات متحده تسهیل شد.
فرسودگی نظام چندجانبه‌گرایی
در این بین موهان باور دارد که وضعیت کنونی سازمان ملل و دیگر نهادهای بین‌المللی صرفاً معلول شرایط آمریکا و حضور مجدد ترامپ در کاخ سفید نیست؛ این پویایی جدید در ایالات متحده در همراهی با فرسودگی گسترده‌تر در قبال چندجانبه‌گرایی در صحنه جهانی عمل می‌کند. در طلوع هزاره جدید، به نظر می‌رسید سازمان ملل متحد با راه‌اندازی سازمان تجارت جهانی و اهداف توسعه هزاره، در نقطه اوج خود قرار دارد. اما از آن زمان تاکنون، ناسیونالیسم پوپولیستی، خیزش چین و تقسیمات فراآتلانتیکی اجماع بین‌المللی را تحلیل برده است. شورای امنیت سازمان ملل متحد به دلیل رقابت‌های ایالات متحده_چین و ایالات متحده _ روسیه به بن‌بست رسیده است، به‌طوری‌که حتی مسائل بشردوستانه نیز با وتوی‌های رقابتی فلج می‌شوند. ترامپ باعث این کاهش نشده بلکه آن را تسریع کرده است. درحالی‌که سازمان ملل متحد ۸۰ ساله می‌شود، با موانع ساختاری و سیاسی عمیقی روبه‌رو است. آژانس‌های کلیدی در یک بحران مالی قرار دارند، کمک‌های داوطلبانه افت کرده و درخواست‌ها برای اصلاحات، به ویژه گسترش شورای امنیت سازمان ملل متحد، مسدود شده است.
نگاه هندی‌ها به آینده سازمان ملل
تحلیلگر هندی روزنامه ایندین اکسپرس درنهایت توجه خود را به موقعیت و وظیفه هند در این شرایط آشفته نهادهای بین‌المللی و به ویژه سازمان ملل معطوف می‌کند؛ این که ایالات متحده یا چین، کدام یک بر سازمان ملل تسلط خواهند یافت، سؤال اساسی نیست، بلکه سؤال مهم آن است که آیا قدرت‌های میانی مانند هند می‌توانند به ایجاد چندجانبه‌گرایی متناسب با عصر رقابت و تغییرات سریع کمک کنند؟ برای هند، این آشفتگی هم خطر و هم فرصت به همراه دارد. استعاره‌های قدیمی چندجانبه‌گرایی آن، همچون گسترش شورای امنیت یا مطالبات از شمال در طیف گسترده‌ای از مسائل، در شرایط فعلی شانس کمی برای پیشرفت دارد. دهلی باید در عوض بر چند موضوع با اولویت بالا، مانند حاکمیت جهانی هوش مصنوعی، تمرکز کند و ائتلاف‌های همفکری در امتداد شکاف شمال و جنوب برپا کند.
مهم‌تر از همه، دهلی باید با افزایش کمک‌های مالی خود به بودجه عادی سازمان ملل که اکنون حدود ۳۸ میلیون دلار است، یعنی کمتر از یک درصد، پول خود را در جای درستش قرار دهد. این در حالی است که چین با حدود ۶۸۰ میلیون دلار (تقریباً ۲۰ درصد) و ایالات متحده با ۸۲۰ میلیون دلار (حدود ۲۲ درصد) کمک، پیشتاز هستند. هر دو قدرت همچنین از طریق آژانس‌های تخصصی کمک‌های داوطلبانه زیادی در اختیار فعالیت‌های سازمان ملل متحد قرار می‌دهند. هند نیز باید کمک‌های داوطلبانه خود را به آژانس‌هایی که کار آن‌ها با منافع ملی‌اش هماهنگی دارد، افزایش دهد. از آنجایی که هند برای مطابقت با موقعیت خود به عنوان چهارمین اقتصاد بزرگ جهان، هزینه بیشتری به سازمان ملل می‌پردازد، باید دستور کار گسترده‌تری را برای اصلاح سیستم سازمان ملل متحد دنبال کند؛ البته آن هم در چهارچوب کل سازمان ملل، نه فقط گسترش شورای امنیت سازمان ملل. کاهش حاشیه‌های بوروکراتیک، از بین بردن ناکارآمدی‌های متعدد و محدود کردن تمرکز سازمان می‌تواند سازمان ملل را به ابزاری مؤثرتر برای اکثریت جهانی تبدیل کند. ‌
حمله دور دوم ترامپ به سازمان ملل شکنندگی نظم چندجانبه پس از سال ۱۹۴۵ را برجسته می‌کند. چین هنوز نتوانسته جهان را متقاعد کند که نظم چندجانبه‌گرایی آینده به رهبری این کشور جایگزین بهتری خواهد بود. هند که از مدت‌ها پیش خود را به عنوان قهرمان «جنوب جهانی» معرفی کرده است، نمی‌تواند صرفاً از این فرسایش ابراز تأسف کند. اگر دهلی می‌خواهد قوانین یک جهان آشفته را شکل دهد، باید در عصری که واشنگتن و پکن هیچ‌یک از مشروعیت جهانی برخوردار نیستند، مسئولیت‌های بیشتری را در ایجاد یک چندجانبه‌گرایی جدید بر عهده بگیرد.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.