به گزارش اسرار، موسیقی یک فیلم، یکی از عوامل مهم در موفقیت آن به شمار میرود، تا حدی که گاهی موسیقی متن موفقتر از خود فیلم عمل میکند و حتی در قالب یک آلبوم جداگانه به فروش میرسد و در ذهن مخاطبان سینما نقش میبندد.بسیاری از ما شاید آثار موسیقی را شنیده باشیم که ندانیم متعلق به یک فیلم یا سریال هستند و شاید حتی ندانیم که چنین فیلمی ساخته شده است، اما موسیقی آن اثر آنقدر خوب ساخته شده که توانسته به عنوان یک اثر مستقل به پلیلیست موسیقی مردم راه پیدا کند. نمونه این آثار را میتوانیم در فیلمهایی مانند «جیمز باند»، «خوب، بد، زشت»، «میان ستارهای»، «هری پاتر»، «تایتانیک» و … جستوجو کنیم.اما آهنگسازان این آثار ماندگار چه کسانی هستند که توانستهاند چنین آثار به یادماندنی را خلق کنند که با هر بار شنیدن آنها خاطرات بسیاری برایمان تداعی شود؟
ماکس اشتاینر
ماکس اشتاینر به ابداع موسیقی فیلم به شکل ی کمک کرد یا اینکه حداقل موسیقی او تأثیر فوقالعادهای بر تکنیکها، رویکردها و توافقاتی داشت که اساس موسیقی فیلم در دنیای غرب را تشکیل دادهاند.اشتاینر بیش از ۳۰۰ موسیقی فیلم نوشت که بسیاری از آنها آثار کلاسیک هستند و او را در زمره بزرگترین آهنگسازان فیلم قرار میدهند. موسیقی او برای فیلم «بر باد رفته» از ملودیهای سنتی آمریکایی استفاده کرده است تا فضای جنگ داخلی آمریکای جنوبی را تداعی کند.در کازابلانکا (۱۹۴۲)، او ملودی آهنگ محبوب «همانطور که زمان میگذرد» را به یک اثر موسیقی زیبا تبدیل کرد که به یکی از به یاد ماندنیترین ویژگیهای فیلم و یک موسیقی برجسته در تمام دوران تبدیل شد.
برنارد هرمان
برنارد هرمان یک نسل پس از ماکس اشتاینر بود و قوانین موسیقی فیلم را زیر و رو کرد. آهنگهای عاشقانه اشتاینر بازتاب زمان معصومانهای در تاریخ هالیوود بود و درمقابل موسیقی هرمان تند و ریتمیک بود و از ریفهای کوتاه تکراری و آکوردهای ناهماهنگ استفاده میکرد.به گفته یکی از منتقدان، موسیقی او اصیل، تجربی و مفید بود و آن حال و هوای سخت آمریکا را پس از جنگ جهانی دوم منعکس میکرد. این امر هرمان را به یکی از بهترین آهنگسازان فیلم در سالهای پس از جنگ تبدیل کرد.شهرت هرمان بیشتر به خاطر ۹ فیلمی است که با آلفرد هیچکاک ساخته است، جایی که موسیقی او فضای پرتنش را تشدید میکند و گاهی حال و هوای اکشن را پیش میبرد. معروفترین نمونه این امر، صحنه دوش گرفتن در فیلم «روانی» است.
انیو موریکونه
گاهی اوقات سرنوشت به روشهای خندهدار عمل میکند. انیو موریکونه و سرجو لئونه در دهه ۱۹۳۰ در رم همکلاسی بودند، اما در ن زمان ارتباطی نداشتند، تا اینکه دههها بعد، در کنار یکدیگر به یکی از نمادینترین کارگردان و آهنگساز در تاریخ سینما تبدیل شدند.همه چیز در سال ۱۹۶۴ شروع شد، زمانی که لئونه از موریکونه دعوت کرد تا موسیقی فیلم «بخاطر یک مشت دلار» را بسازد. درحقیقت سبک کارگردانی لئونه یک ژانر کامل را به وجود آورد؛ «وسترن اسپاگتی» و موریکونه صدای این سبک را تعریف کرد.
موریکونه طی فعالیت حرفهای خود بیش از ۴۰۰ اثر موسیقی در ژانرهای مختلف نوشت. او علاوه بر اینکه یکی از بهترین آهنگسازان فیلم بود، یکی از پرکارترین آهنگسازان نیز بود.





ثبت دیدگاه