او با بیان اینکه با روشهای سنتی و غیرعلمی که به قبل از انقلاب صنعتی برمیگردد به رشد اقتصادی نخواهیم رسید، درباره اثر ثبات بر رشد اقتصادی گفت: رشد اقتصادی با شعار بهدست نمیآید. در همه دنیا سیاست خارجه در خدمت اقتصاد است، اما در ایران برعکس است، یعنی اقتصاد در گرو سیاست و سیاست خارجه است.
این اقتصاددان اظهار کرد: بهترین برنامه قبل انقلاب، برنامه چهارم شاه، بین سالهای ۱۳۴۶ و ۱۳۵۱ است. در این دوره نرخ رشد اقتصادی ایران دورقمی، نرخ تورم زیر ۵ درصد، نرخ بیکاری نزدیک صفر بود، چرا که ثبات نسبی برقرار است و عناصر تکنوکرات در سازمان برنامه، بانک مرکزی و وزارت اقتصاد وقت حضور دارند. رئیس سازمان برنامه دکتر خداداد فرمانفرما یکی از بهترین اقتصاددانان زمان بود. وزیر اقتصاد دکتر علی نقی عالیخانی، رئیس بانک مرکزی دکتر مهدی سمیعی دکترای فاینانس از یکی از بهترین مدرسان مالی لندن بود. این تیم داشت به خوبی کار میکرد. اما وقتی قیمت نفت بالا رفت، شاه دستور میدهد اعتبارات برنامه دو برابر شود. کارشناسان خدوم اعتراض میکنند، شاه میگوید شما نمیفهمید. شاه در کوچکترین مسائل دخالت میکرد. در نهایت خداداد به دستور شاه عزل میشود.
پازوکی با بیان اینکه بهترین برنامه پس از انقلاب، برنامه سوم است، افزود:این برنامه بین سالهای ۱۳۷۲ تا ۱۳۸۴ در دولت سید محمد خاتمی اجرا شد. من علیرغم انتقاداتی که به آقای خاتمی دارم، ایشان را در اقتصاد موفق میدانم. علت هم این است که ایشان به علم اقتصاد برگشت، ثبات نسبی در اقتصاد بهوجود آورد، سیاست خارجه را در خدمت توسعه اقتصادی درآورد، با دنیا متین و مودب صحبت کرد. خاتمی وقتی دولت را به احمدینژاد تحویل داد، نرخ رشد اقتصادی فزاینده بود، نرخ تورم کاهنده بود، رشد سرمایهگذاری افزایش پیدا کرده بود، سیاست موفق یکسانسازی نرخ ارز اجرایی شده بود.
وی با انتقاد از چندقیمتی نرخ ارز که فسادآور است، گفت: در اقتصاد بسته موجود در ایران اگر نوبلیستها را هم به ایران وارد کنید، نمیتوانند کاری بکنند. ما نیاز داریم برویم از قطر یاد بگیریم. قطر یکسوم استان هرمزگان است اما در منطقه حرف اول را میزند. در مسائل غزه و بحرانهای خاورمیانه حرف اول را میزند. مردم این کشور از رفاه بالایی برخوردار هستند. قطر، امارات و آذربایجان رشد اقتصادی بالاتری از ایران دارند. علت این است که ما با مسائل کشور بهصورت علمی برخورد نمیکنیم. در واقع پول جایی میرود که امنیت وجود داشته باشد، ثبات وجود داشته باشد. یک مثال واضح سوئیس است که به گاوصندوق دنیا تبدیل شده و علت آن ثبات و امنیت در این کشور است.
این کارشناس اقتصادی با بیان اینکه عراق چهار میلیون بشکه نفت بهصورت روزانه میفروشد، گفت: اگر امروز همه تحریمها علیه ایران برداشته شود، ما بیش از ۲.۵ میلیون بشکه نمیتوانیم بفروشیم، علت این است که عراق شرکتهای آمریکایی و اروپایی را برای سرمایهگذاری وارد کشورش کرده است. سال گذشته عراق ۱۱ میلیارد دلار LNG صادر کرده و ایران یک سنت هم صادر نکرده و علت این است که ما این تکنولوژی را نداریم. این تکنولوژی را چین و روسیه هم نمیتوانند برای ایران به ارمغان بیاورند. این را شرکتهای اروپایی و آمریکایی فراهم میآورند.
پازوکی خاطرنشان کرد: در نتیجه باید بگویم خط قرمز ما باید منافع ملی کشورمان باشد. منافع ملی نیز با ثبات و امنیت به دست میآید که میتواند زمینهساز توسعه اقتصادی شود. رشد اقتصادی مستمر و توسعه حق مردم ایران است و این امر با برخورد کارشناسی با مسائل کشور بهدست میآید.
همچنین سعید لیلاز نیز در این میزگرداقتصادی در مورد عوامل چالشبرانگیز و تقویتکننده رشد اقتصادی در یک دهه گذشته با اشاره به تداخل جداییناپذیر سیاست و اقتصاد گفت: نامحترم شمردن مالکیت، عدم استقلال قوه قضائیه، سیاسی برخورد کردن با صاحبان سرمایه از عوامل چالشبرانگیز در حوزه رشد اقتصادی محسوب میشود. وقتی یک آنفر حرفی میزند و ما میرویم رستوران او را میبندیم، این اتفاق به او سیگنال میدهد که اینجا جای پول درآوردن نیست.
وی درباره عوامل فنی رشد اقتصادی گفت: سرمایهگذاری و بهرهوری دو عامل رشد اقتصادی است. وقتی تشکیل سرمایه به قیمت ثابت در سالهای ۱۳۸۶ و ۱۳۸۷ حدود ۲۸ درصد تولید ناخالص داخلی بوده و متاسفانه در سالهای اخیر به ۱۷ درصد رسیده، مشخص است که مسیر اقتصاد تغییر کرده است. البته خوشبختانه در سال ۱۴۰۱ اندکی بهبود یافته است. این اتفاقات بخشی بهخاطر سیاستهای توزیعی، بخشی بهدلیل تحریمها و بخشی بهدلیل فرار سرمایه بوده است.
این تحلیلگر اقتصادی با بیان اینکه در نیمه دوم دهه ۸۰، سرمایهگذاری کافی در اقتصاد انجام نشد، گفت: ما در ایران هم دخالت در اقتصاد داریم هم تصدیگری در اقتصاد. مثلا هر خودروسازی غیردولتی در ایران مجبور است با دخالت دولت خودروی خود را با یک قیمت خاص بفروشد. شواهد نشان میدهد هرگاه درآمد نفت در ایران بالا رفته، تصدیگری دولت در اقتصاد بالا رفته و هرگاه درآمد نفت پایین آمده، دخالت دولت در اقتصاد افزایش پیدا کرده است.
در هر دو حالت یک بیثباتی رخ میدهد که جلوی سرمایهگذاری در اقتصاد را میگیرد.
لیلاز با بیان اینکه دولت وقتی پول نفت دارد، از مالیات و رای مردم بینیاز میشود، گفت: در آن صورت رشد اقتصادی هم برونزا میشود و این خوب نیست. همچنین وقتی درآمد نفت بالا میرود فساد افزایش پیدا میکند. وقتی درآمد نفت در دوره محمدرضا پهلوی هم بالا رفت، اسدالله اعلم به شاه گفت قیمتها سه برابر شده، شاه گفت اشکالی ندارد، ما در دروازههای تمدن هستیم. همین شاه وقتی درآمد کافی نداشته، بهجای اینکه پنج نفر را به یک نشست بینالمللی بفرستد سه نفر را میفرستد و میگوید ملت ایران پول ندارد پنج نفر را بفرستد.
وی با طرح موضوع لزوم اتکا به علم اقتصاد گفت: در کشور افغانستان نرخ ارز رو به بهبود است و طالبان شروع به اصلاح امور اقتصادی خود کرده است. در ایران هم در حال سپری کردن دوره گذار هستیم و من آینده را بسیار روشن میبینم.





ثبت دیدگاه