سقوط حکومت «بشار اسد» در دسامبر ۲۰۲۴ و روی کار آمدن دولت موقت تحت رهبری «احمد الشرع» که با نام «ابومحمد الجولانی» سرکردگی «هیات تحریرالشام» را در دست داشت، نقطه عطفی در تاریخ معاصر سوریه بود.
این تحول، خلأ قدرتی را ایجاد کرد که بازیگران منطقهای بهویژه رژیم اشغالگر قدس از آن برای پیشبرد منافع استراتژیک خود بهرهبرداری کردند.
حملات گسترده اسرائیل به زیرساختهای نظامی، تحقیقاتی و لجستیکی سوریه، همراه با مداخلات هدفمند در مناطق دروزینشین مانند سویدا، نشاندهنده یک استراتژی چندوجهی است که فراتر از پاسخ به تهدیدات فوری است. در این نوشتار به بررسی این استراتژی چند وجهی خواهیم پرداخت.
تنشهای میان سوریه و اسرائیل ریشه در عوامل تاریخی، ژئوپلیتیکی و استراتژیک دارد که به دهههای گذشته بازمیگردد و همچنان در تحولات خاورمیانه نقش کلیدی ایفا میکند
ریشههای تنش در شامات: تحلیلی ژئوپلیتیکی و تاریخی
تنشهای میان سوریه و اسرائیل ریشه در عوامل تاریخی، ژئوپلیتیکی و استراتژیک دارد که به دهههای گذشته بازمیگردد و همچنان در تحولات خاورمیانه نقش کلیدی ایفا میکند.
نقطه آغاز این تنشها به جنگ ۶روزه ۱۹۶۷ بازمیگردد؛ زمانی که اسرائیل بلندیهای جولان، منطقهای استراتژیک در جنوب غربی سوریه را اشغال کرد. این منطقه به دلیل موقعیت جغرافیایی مرتفع و نزدیکی به دمشق و شمال اسرائیل، اهمیت نظامی و امنیتی بالایی دارد.
اشغال جولان که تا ادامه دارد، نهتنها نقض حاکمیت ملی سوریه تلقی میشود بلکه به یکی از محورهای اصلی اختلاف تبدیل شده است.
توافق آتشبس ۱۹۷۴ که منطقه حائلی در جولان ایجاد کرد، نتوانست تنشها را بهطور کامل رفع کند، زیرا اسرائیل در سال ۱۹۸۱ بهطور یکجانبه این منطقه را ضمیمه خاک خود کرد؛ اقدامی که جامعه جهانی آن را به رسمیت نشناخته است.
سوریه به دلیل موقعیت ژئواستراتژیک خود در قلب خاورمیانه، بهعنوان حلقهای کلیدی در محور مقاومت و به طور ویژه بین ایران و حزبالله لبنان عمل میکرد. با وجود سقوط دولت بشار اسد اما حملات اسرائیل به سوریه نه تنها پایان نیافته بلکه تشدید شده است.
نظریه «هژمونی منطقهای» نشان میدهد که اسرائیل با این اقدامات به دنبال ایجاد برتری استراتژیک در منطقه است. جنگ سوریه از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۴ و سقوط دولت بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴، خلأ قدرتی را ایجاد کرد که به اسرائیل فرصت داد تا مداخلات خود را افزایش دهد.
در ماههای گذشته حملات هوایی اسرائیل به زیرساختهای نظامی، انبارهای تسلیحاتی و بنادر استراتژیک مانند لاذقیه و طرطوس با هدف تضعیف پتانسیل بازسازی نظامی سوریه و قطع مسیرهای لجستیکی محور مقاومت انجام شده است.
در این پیوند، نظریه «دولتهای شکننده» توضیح میدهد که اسرائیل از بیثباتی داخلی سوریه برای پیشبرد اهداف خود از جمله ایجاد مناطق حائل در جنوب سوریه و حمایت از اقلیتهایی مانند دروزیهای سویدا، بهرهبرداری میکند. این اقدامات با هدف ایجاد شکافهای قومی و مذهبی و جلوگیری از ظهور یک دولت قوی در دمشق صورت میگیرد.
بازطراحی نظم منطقهای از رهگذر تضعیف ظرفیتهای ژئوپلیتیکی سوریه
یکی از اهداف اصلی اسرائیل در حملات اخیر به سوریه، بازطراحی نظم خاورمیانه در راستای منافع استراتژیک خود است.





ثبت دیدگاه