از مستندسازی تخلف تروئیکا تا تقویت روایت ایران
۰۷ مهر ۱۴۰۴ - ۱۷:۲۷
0
درباره جدال حقوقی ایران در شورای امنیت؛ هرچند این نامه نگاری‌ها ممکن است در باور عمومی بیشتر جنبه دفاعی و عکس العملی داشته باشد و در میدان نتواند روند اجرای تحریم های شورای امنیت را متوقف سازد اما می‌تواند بر پیچیدگی های اجرا افزوده، حمایت های بین المللی از فرصت دادن به دیپلماسی را تقویت کرده و مسیر را برای تجارت ایران با چین و روسیه هموارتر سازد.

به گزارش  اسرار، بامداد یکشنبه شش مهر ماه ۱۴۰۴ به تاریخ دیگری در تقویم مجادله ایران و غرب بر سر برنامه هسته‌ای آن تبدیل شد. قریب به ده سال پس از حصول توافق هسته‌ای میان ایران و ۱+۵ (ایالات متحده، روسیه، چین، بریتانیا، فرانسه و آلمان)، سه کشور اروپایی حاضر در این توافق که دیگر به سختی حاضر به مشارکت در جلسه ای با حضور روسیه هستند با ادعای عدم پایبندی جمهوری اسلامی ایران به برجام، اقدام به فعال سازی مکانیسم بازگشت خودکار تحریم های شورای امنیت علیه ایران کردند.
جدا از مباحث سیاسی پیرامون چرایی این اقدام تروئیکای اروپایی و دست رد آنها به طرح‌ها و پیشنهادهای وزیر خارجه ایران در آخرین جلسات برگزار شده در نیویورک، نامه «سید عباس عراقچی» به دبیرکل سازمان ملل و رئیس دوره‌ای شورای امنیت حائز نکات حقوقی است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است.وزارت ‌خارجه ایران از ابتدای توسل تروئیکای اروپایی به تهدید استفاده از سازوکار حل و فصل اختلاف در برجام برای بازگرداندن یک طرفه ایران به اجرای تعهدات برجامی، چند استدلال حقوقی را در نامه های مستند شده و محافل سیاسی و بین المللی مطرح و پیگیری کرد که سر فصلهای آنها در آخرین نامه وزیر خارجه منعکس شده است. مهم‌ ترین این استدلال ها کدامند و هر کدام از آنها بر چه مبنایی استوار هستند؟درباره جدال حقوقی ایران در شورای امنیت؛ از مستندسازی تخلف تروئیکا تا تقویت روایت ایران
چرا ایران توسل اروپا به اسنپ‌بک را از نظر حقوقی نادرست می‌داند؟
استدلال ایران: ابلاغیه سه کشور اروپایی برای آغاز فرآیند سازوکار موسوم به اسنپ‌بک از لحاظ حقوقی و رویه‌ای معیوب بوده و لذا کان‌لم‌یکن است.
توضیحات ایران به‌طور مفصل در نامه‌ای که وزیر امور خارجه حدود دو ماه پیش به رئیس شورای امنیت و دبیرکل سازمان ملل ارسال کرده بود، درج شده است. ایران معتقد است که تروئیکای اروپایی با توجه به سیاست‌های اعلامی و اعمالی خود، عملا بدون آنکه مانند آمریکا خروج از برجام را اعلام کنند، از توافق خارج شده‌اند و دیگر به‌عنوان اعضای برجام به حساب نمی‌آیند. طبق این تعریف، آنها حقی را که در قطعنامه برای اعضای برجام برای آغاز فرآیند اسنپ‌بک به رسمیت شناخته شده بود، از دست داده‌اند.
نکته بعدی این است که ایران معتقد است حتی اگر این موضوع را نادیده بگیریم و تروئیکای اروپایی را همچنان عضو برجام فرض کنیم، مراحل رسیدگی به اختلافات و حل‌وفصل آن‌ها که در بند ۳۶ برجام ذکر شده، باید طی شود تا این کشورها بتوانند اعلامیه اسنپ‌بک را به شورای امنیت ارسال کنند.براساس استدلال ایران، سه کشور اروپایی این مراحل را طی نکرده‌اند و این فرآیندها به سرانجام نرسیده است. بنابراین، از نظر رویه‌ای نیز این اقدام معیوب بوده و آن‌ها حق انجام چنین کاری را نداشتند.
چین و روسیه نیز در نامه‌ها و اظهارنظرهایی که پیش از فعالسازی مکانیسم موسوم به اسنپ‌بک و پس از آن ارائه کردند، این موضوع را مورد تایید قرار داده و اشاره کردند که تروئیکای اروپایی در موقعیت و جایگاهی نیستند که بتوانند از مکانیسم اسنپ‌بک استفاده کنند.
استدلال ایران: اقدامات نظامی غیرقانونی رژیم اسرائیل و ایالات متحده آمریکا علیه تاسیسات هسته‌ای ایران اوضاع را به‌طور اساسی دگرگون ساخته و قطعنامه‌های خاتمه‌یافته را منسوخ و منفک از واقعیات موجود نموده است.این استدلال در نامه اخیر وزیر خارجه به دبیرکل سازمان ملل مورد اشاره قرار گرفته اما کمتر مورد توجه رسانه ها قرار گرفته است. جمهوری اسلامی ایران هیچ‌کدام از قطعنامه‌های قبلی را به رسمیت نشناخته و عملا آن‌ها را اجرا نکرده اما برای درک معنای این عبارت مندرج در نامه وزیر خارجه باید به این سوال جواب داد که چرا این قطعنامه ها در مرحله نخست صادر شدند.
منطق این قطعنامه‌ها به‌لحاظ تئوریک، هرچند از نظر ایران نادرست، این بود که برنامه هسته‌ای ایران و به‌ویژه غنی‌سازی آن به‌صورت گسترده پیش می‌رود و این موضوع تهدیدی علیه صلح و امنیت بین‌المللی محسوب می‌شود. با این پیش‌فرض، این قطعنامه‌ها از ایران می‌خواستند که فعالیت‌های هسته‌ای خود را متوقف کند و البته غربی‌ها در این پروسه شانس خود برای این موضوع را با اعمال فشار از کانال شورای امنیت امتحان کردند.
راه‌حل آن‌ها این بود که ایران با گروه ۱+۵، که صراحتا در قطعنامه ۱۹۲۹ نام برده شده‌اند، مذاکره کند و به یک راه‌حل جامع برسد. بنابراین تحریم به‌خودی‌خود هدف قطعنامه‌ها نبود بلکه قطعنامه‌ها از وضعیت برنامه هسته‌ای ایران ابراز نگرانی می‌کردند و راه‌حل غربی‌ها این بود که از طریق مذاکره به نتیجه‌ای برسند.
با این توضیح، نکته اول این است که با حملات نظامی غیرقانونی و تجاوزکارانه‌ای که توسط رژیم اسرائیل و ایالات متحده علیه تاسیسات هسته ای ایران انجام شد و در جای خود محکوم است، عملا موضوع این قطعنامه‌ها منتفی شده است.
آمریکا و اسرائیل ادعا می‌کنند که «در نتیجه حملات آنها تاسیسات غنی‌سازی ایران در نطنز و فردو به علاوه تاسیسات بازفرآوری و آنچه در تاسیسات اصفهان بوده آسیب جدی دیده و ایران در کوتاه و میان مدت قادر به راه اندازی آنها نخواهد بود.»
روایت مقام های جمهوری اسلامی ایران در خصوص میزان آسیب وارد شده به این تاسیسات هم متمرکز بر این واقعیت است که این تاسیسات آسیب جدی دیده‌اند و در آخرین مورد این اظهارات، کاظم غریب آبادی، معاون حقوقی و بین الملل وزارت خارجه در گفت و گویی با صدا و سیما تایید کرد که فرآیند غنی سازی در ایران در نتیجه این حملات متوقف شده است.
با در نظر داشت این واقعیت های میدانی، اکنون سوال اینجاست که قطعنامه‌های سازمان ملل که با هدف اعلامی متوقف کردن توسعه برنامه هسته ای ایران وضع شده بودند با توجه به صدمات وارد شده به برنامه هسته ای ایران، قرار است مانع از توسعه چه فرآیندی شوند؟ با توجه به وضعیت برنامه هسته‌ای ایران، احیای قطعنامه‌ها در عمل بی‌توجهی به واقعیت‌های موجود است.
در حال حاضر با توجه به شرایط میدانی موجود، مهم‌ترین علامت سوال غرب میزان و محل نگهداری مواد غنی شده ایران است که بر اساس توافق قاهره، ایران منطبق با تعهدات پادمانی، همکاری با آژانس برای شفاف سازی در این خصوص را در قالب یک جدول زمانی مورد توافق و با در نظر داشت شرایط امنیتی مکان این مواد، پذیرفته بود.
نکته دوم قابل ذکر این است که راه‌حل قطعنامه‌ها برای حل این مشکل، مذاکره ایران با گروه ۱+۵ بود. این مذاکرات یک‌بار انجام شد و به نتیجه رسید، اما آمریکا از این توافق خارج شد. علاوه بر این در خصوص هم شرایط میدانی برای انجام مذاکرات تغییر کرده است. به عنوان مثال، قطعنامه ۱۹۲۹ دستور می‌دهد که گروه ۱+۵ با ایران مذاکره کنند. اما چنین مذاکره‌ای با وضعیت کنونی میان اروپا و روسیه و غیره اساسا شکل نمی‌گیرد و حتی ایالات متحده نیز تمایلی به مذاکره با ایران از خود نشان نداده است.
بنابراین، از این زاویه نیز این موضوع مهم است که قطعنامه فقط تحریم نیست؛ قطعنامه هدفی داشت و راهکاری ارائه کرده بود که در این مورد مذاکره برای حل و فصل اختلاف هسته‌ای با ایران بود. تهران برای این مذاکرات هم اعلام آمادگی کرده بود که با پیش شرط های طرف های مقابل بدون توجه به واقعیت های میدانی روبه رو شد.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.