پارسا نظری اظهارکرد: واژه «تعهد ادبی» و ورود این عبارت به ادبیات توسط ژان پل سارتر با انتشار کتاب «ادبیات چیست؟» در سال ۱۹۴۸ میلادی صورت گرفته است. ادبیات متعهد به رویکرد نویسندهای (شاعر، رماننویس، نمایشنامهنویس و …) اشاره دارد که چه از طریق آثار خود چه از طریق مداخله مستقیم در امور عمومی و اجتماعی بهعنوان «روشنفکر»، از یک دیدگاه اخلاقی، سیاسی، اجتماعی یا مذهبی دفاع میکند.
وی افزود: با این که ورود واژه تعهد ادبی به ادبیات به ایدئولوژی ژان پل سارتر در بعد از جنگ جهانی دوم نسبت داده می شود، با این حال تعهد به دغدغه های بشری در آثار نظم و نثر بزرگان ادبیات ایران به خوبی قابل رصد است، به طوری که سعدی، بزرگ شاعر پارسی زبان نامدار ایرانی در قرن هفتم به مسائلی پرداخت که سبب شد تا ه نیز در رسمیترین محافل بشری از اشعارش به جهت درک هرچه بیشتر هم نوع و دغدغهمندی های بشری استفاده شود.
سبکشناسی نظم و نثر ادبیات متعهد با اتکا بر سطح محتوایی
نظری گفت: تعهد به صورت یا به عبارتی (زبان) و تعهد به معنا یا به عبارتی (محتوا) دو بال ادبیات متعهد هستند که در صورت همراه شدن این دو در کنار هم اثری ماندگار و دارای مفهوم خلق خواهد شد. در ادبیات متعهد درست بیان شدن مساله و دغدغه، اهمیت فراوانی دارد به طوری که سعدی شاعر نامدار پارسی زبان در بیان پندهای حکیمانه، دغدغههای بشری و درسهای اخلاقی خود، در ابتدا به زبان خود پایبند بوده است. همچنین رعایت درستنویسی در اشعار بسیار زیبای شاعر خوب معاصر ایران، پروین اعتصامی بر کسی پوشیده نیست، در حقیقت تاکنون کمتر منتقدی، زبان نگارش این بزرگان را دارای اشتباه معرفی کرده چرا که این هنر نویسنده است که با داشتن پس زمینه اصول درست نویسی، خلاقیت را در آنچه میخواهد بگوید بکار گیرد. آثار خوبی از صادق هدایت، نویسنده خوب کشورمان بیانگر تعهد ایشان به مسائل و دردمندی های جامعه در کنار سبک زیبای نوشتاری ایشان موجود است و مثال های دیگر.وی ادامه داد: آنچه که ه به اشتباه در مورد ادبیات متعهد تصور می شود، اهمیت نداشتن ساختار زبانی درست است. شما اگر قصد رساندن یک مفهوم را داشته باشید در ابتدا باید به چگونه بیان کردن آن بیاندیشید چراکه پر اهمیت ترین موضوع نیز اگر به درستی بیان نگردد، نه تنها از اهمیت مساله می کاهد بلکه با دستورزی غلط یک موضوع با اهمیت، موجبات نادیده انگاری و کم رنگ شدن مساله شده اید و این خود به نوعی خیانتی به دردمندیهای جامعه است.
تبیین فرهنگ تعهد ادبی و تعامل آن با هویت ملّی
این کارشناس رسانه ادامه داد: همانطور که مستحضر هستید زبان شناسان، زبان را یک سیستم زنده در نظر می گیرند که همواره نیازمند مراقبت، رشد و ارتقاست، مثال بارز آن زبان انگلیسی است. در معتبرترین دانشگاه های انگلستان همچون دانشگاه آکسفورد و.. خبره ترین اساتید و کارگروه های زبانی را برای محافظت و پاسداری از این زبان به کار گرفته اند و این زبان را از همه جهات به جهت رشد و ارتقا مورد بررسی و حراست قرار می دهند، این در حالیست که شوربختانه، ما در مساله اهمیت و جایگاه زبان پارسی هنوز به درک درستی در سطح ملی نرسیده ایم.
نظری گفت: زبان پارسی جزو ۴ زبان کلاسیک جهان است که زبان های دیگر، وام گرفته از این زبان های باستانی است. آنچه که ه می بینیم، کم توجهی به این زبان مادر و کهن است، از طرفی با وجود تهاجم های فرهنگی متعدد به پیکره اصلی این زبان، نشرهای موجود بدون اهمیت دادن به آثار اصیل ایرانی با متونی سرشار از آرایه های ادبی زیبا، به ترجمه آثار خارجی بهای بیشتری می دهند و بسیاری از آثار ترجمه شده فاقد غنای ادبی و دارای نثر روزنامه ای و تهی از محتواست.
وی تاکید کرد: این موضوع در جامعه ادبی و نویسندگان نیز رخنه کرده است به طوری که از نثر خارجی الگو گرفته و متاسفانه بیشتر آثاری که ه در حال چاپ هستند بیشتر به خاطره نویسی می مانند. در این موقعیت، نویسندگانی که در آثار خود سعی در حفظ غنای ادبی دارند توسط جامعه ادبی و نشرها موجود مورد استقبال قرار نگرفته و یا نادیده گرفته می شوند. رسانه های رسمی، وارد کردن لغات بیگانه به زبان پارسی را ترویج و آن را نوعی کلاس اجتماعی تلقی می کنند، در حالی که برچیده شدن زمینه و یا بی اهمیتی به زبان مادری در هیج کجای جهان، فرهنگ پسندیده ای محسوب نمی شود.





ثبت دیدگاه