مبارزه بیشتر جامعه جهانی با خودخواهی فزاینده ایالات متحده و عدم تمایل آن برای به رسمیت شناختن منافع سایر کشورها محرک اصلی یک سری تحولات بینالمللی خواهد بود. این امر به ویژه پس از به قدرت رسیدن دونالد ترامپ آشکار شده است. شعار ترامپ مبنی بر اینکه (عظمت را به آمریکا بازمیگردانیم) کاملا نشان میدهد که آمریکا دیگر شکوه و عظمت گذشته خود را ندارد. آمریکا هفت نقطه ضعف دارد که برخی از آنها ممکن است هماکنون نقطه قوت این کشور به نظر برسد ولی در آینده میتواند زمینهساز ضعف آن باشد.
اول: کسری تجارت خارجی زیاد و پایدار (و به طور کلی کسری حسابهای تراز پرداختها) که روند صعودی دارد. پس از جنگ جهانی دوم، صادرات آمریکا برای یک دوره نسبتا طولانی از واردات فراتر رفت. وضعیت به دلیل جنگ ویتنام، تبدیل دلار به طلا در نتیجه بحران ارزی، رشد انفجاری قیمت نفت و رشد اقتصاد کشورهای دیگر تغییر کرد . در اواخر دهه ۱۹۷۰، واردات از صادرات فراتر رفت و تراز تجاری منفی شد.
کسری تراز تجاری از آن زمان تاکنون ادامه داشته است. اگرچه در دهه ۱۹۹۰ کمی کاهش یافت، اما دوباره شروع به رشد کرد. در طول دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، ایالات متحده آمریکا هر از گاهی با موفقیت امتیازات مختلفی را از ژاپن ،آلمان و سایر کشورها (به عنوان مثال باز کردن بازارها و تجدید ارزیابی ارزها) به منظور کاهش این کسری دریافت کرد، با این حال کسری تجاری به طور مداوم رشد کرد و حتی پس از توافق اقتصادی نفتا با مکزیک و کانادا و با ظهور چین به عنوان یک قدرت اقتصادی، افزایش بیشتری یافت . این کسری در سال ۲۰۲۱ به ۶۰۰ میلیارد دلار رسیده است.در واقع کسری ناشی از این است که هر ماه، آمریکاییها کالاهای بیشتری وارد میکنند. یکی از دلایل این سیاست هم این است که کالاهای مصرفی در کشورهای کمدستمزد تولید میشوند، لذا به طور کلی این کسری برای آمریکاییها سودآور است، اما با این حال هنوز هم از بسیاری جهات اقتصاد غیرصنعتی ایالات متحده را تضعیف میکند و آن را کمتر رقابتی و به طور فزایندهای به این کسری وابسته میکند.
برخی معتقدند وجود همین کسری برای ترامپ نگرانکننده بوده و به همین دلیل در وضع تعرفههای واردات و افزایش فشار بر شرکای تجاریاش زیادهروی کرده است. در واقع کسری تراز تجاری در هر دو صورت برای آمریکا زیانرسان است، چراکه آنقدر زیاد است که موجب وابستگی آمریکا شده و از سوی دیگر ترامپ این موضوع را در نظر نگرفته که این کسری از اقتصاد آمریکا خطزدنی نیست.
دوم: کسری بودجه زیاد و مزمن در آمریکا رو به افزایش است تا حدی که کاهش آن غیرممکن و حتی کمتر محتمل به نظر میرسد. در این کشور هر سال مالی از سال مالی پیشین کسری بیشتری را نشان میدهد. ترامپ در جهت کاهش کسری مالی سعی کرده برخی از هزینههای اجتماعی را کاهش دهد. به ویژه برنامه مراقبتهای بهداشتی که توسط اوباما معرفی شده و به نام اوباماکر شناخته میشود، اما این طرح ترامپ پایان خوشی نداشت. در شرایط کنونی نمیتوان اقلام اجتماعی را به طور اساسی کاهش داد، برعکس آنها باید به دلیل پیری جمعیت افزایش یابند.
ترامپ هم چنین تلاش کرد بودجه پروژههای زیرساختی را افزایش دهد و اصلاحات مالیاتی را اجرا کند. این رویکردها میتواند تأثیر مثبتی بر اقتصاد داشته باشد، اما به سختی رشد آمریکا را در این زمینه به همراه خواهد داشت. علاوه بر این، کاهش مالیات به معنای کاهش درآمد است و درآمد در حال حاضر به طور قابل توجهی از هزینههای بودجه عقب است. همچنین تغییرات بودجه نیاز به تایید کنگره دارد که اغلب دستیابی به آن غیرممکن است در نتیجه تصور میشود که کسری بودجه به طور مداوم در حال افزایش یکی از مهمترین علل یک بحران در آینده آمریکا باشد.





ثبت دیدگاه