امروزه شاهد سربرآوردن انواع بلاگرها در فضای اینستاگرام هستیم. از بلاگرهای آشپز گرفته تا بلاگرهای روانشناس و حتی در چند سال اخیر هم شاهد شکلگیری بلاگرهای روحانی در فضای اینستاگرام هم هستیم. گرچه ظهور و بروز بلاگر در فضای اینستاگرام یکی از پدیدههای جهانی است، اما با این حال این امر فارغ از آسیب هم نیست. زیرا در بسیاری مواقع، بلاگرها شخصیت حقیقی و واقعی خود را به نمایش نمیگذارند، بلکه آنها با به نمایش گذاشتن چهره کاذب تنها درصدد رسیدن به اهداف خود هستند که این اهداف بیشتر از نوع اقتصادی یعنی پول و درآمدزایی است.
طبق گزارش «یکتانت» از بازاریابی دیجیتال ایران در سال ۱۴۰۲ روایت کرده است تعداد کاربران ایرانی فعال در اینستاگرام ۱۴۰۱، ۴۱ میلیون کاربر بوده و در سال ۱۴۰۲ به ۴۵ میلیون کاربر رسیده است. متوسط تعداد صفحات عمومی که کاربران اینستاگرام دنبال میکنند نیز ۳۲۷ صفحه است که در سال ۱۴۰۲ نسبت به سال ۱۴۰۱ رشد ۱۹ درصدی داشته است.
براساس این گزارش،۵ حوزه نخست فعالیت صفحات عمومی در اینستاگرام نیز به مد و پوشاک، سبک زندگی، اشخاص و افراد تاثیرگذار، اخبار زیبایی و مراقبت از پوست تعلق دارد و درآمد تقریبی صفحات پرمخاطب و اینفلوئنسرهای ایرانی در شبکههای اجتماعی از طریق تبلیغات بیش از ۶ هزار میلیارد تومان است، در حالیکه در سال ۱۴۰۱ این درآمد کمتر از ۲ هزار میلیارد تومان بود.
درآمد تقریبی صفحات پرمخاطب و اینفلوئنسرهای ایرانی در شبکههای اجتماعی از طریق تبلیغات بیش از ۶ هزار میلیارد تومان است، در حالیکه در سال ۱۴۰۱ این درآمد کمتر از ۲ هزار میلیارد تومان بودبا توجه به این آمار و واکاوی آسیبهای بلاگری در فضای اینستاگرام، پژوهشگر اسرار با «محمدپویا قاسمی» و «معصومه شمس» کارشناسان علوم ارتباطات و حوزه شهرت و هواداری به گفت و گو نشست:
الگوها میتوانند هم آفریننده و هم آسیب زننده باشند
قاسمی در مورد شیوه پدیدآمدن الگوهای رسانهای در جامعه میگوید: الگوها به همان اندازه که میتوانند آفریننده باشند، به همان اندازه هم میتوانند آسیب زننده باشند. زیرا ممکن است ما یک وجه از زندگی آنها را ببینیم و سایر ابعاد زندگی آنها را درک نکنیم. در شرایطی که ما شاهد سربرآوردن انواع اینفلوئنسرها در بستر پلتفرم اینستاگرام هستیم، باید در وهله نخست به این توجه کنیم که چرا این اتفاق افتاده است؟
وی میافزاید: اولا اینستاگرام همانند یک دستگاه «ام آر ای» عمل میکند که به وسیله آن لایههایی را مشاهده میکنیم که قبلا رویتپذیر نبودند. روزگاری نه چندان دور ما فقط در معرض رسانههای داخلی و ملی بودیم و به همان اکتفا میکردیم، کمکم شاهد ظهور پدیدهای به نام ویدئو در اواخر دهه شصت و در ادامه ماهواره در دهه هفتاد بودیم.
با گسترش استفاده ماهواره، شرایط و سبکهای مختلف زندگی بازنمایی شد که با آنچه که از رسانه ملی بازنمایی میشد متفاوت بود، با این وجود رسانه ملی تا سال ۱۳۷۶ مرجعیت خبری و فرهنگی بلامنازعی داشت که با شیوع ماهواره این مرجعیت دچار خدشه شد.قاسمی اظهار میدارد: در نیمه دوم دهه هفتاد و اوایل دهه ۱۳۸۰ سریال کانادایی «به سوی جنوب» از صدا و سیما پخش میشد و علاقهای که افسر کنسولگری کانادا در خاک آمریکا به کشورش داشت، مثال زدنی بود و با همکاری که با افسر آمریکایی داشت، انگار این افسر کانادایی است که ناجی مردم آمریکاست، در پایان با تبلیغ غیرمستقیم کانادا توسط این افسر خوش پوش کانادایی این تصور در ناخودآگاه جمعی ما نشست که حتی در آن یخچال هم میشود زندگی کرد.همچنین در اواخر دهه ۱۳۸۰ و اوایل دهه ۱۳۹۰، ما شاهد بازنمایی نظاممند و دامنهدار سریالهای کرهای بودیم. یعنی اولین مبلغ و پذیرای سریالهای کرهای خود صدا و سیما بود. این روند با سریال جواهری در قصر با کاراکتر «یانگوم» شروع شد و همین گونه به صورت مکرر سریالهای کرهای مثل «امپراتور دریا، جومونگ ۱ تا ۳» و تکرار مکرر این سریالها و در این اواخر هم «سایمدانگ» رو به رو بودیم. مشابه همین روند درباره سریال استرالیایی «پرستاران» رخ داد.قاسمی ادامه میدهد: کمکم با روی کارآمدن شبکههایی مانند «فارسی وان، جم تی وی» و سایر برنامهها که از ماهواره پخش میشد، طیف قابل ملاحظهای از مردم به ویژه طبقه متوسط به این شبکهها روی آوردند و تبعات این رژیم فرهنگی هیچ وقت به طور جدی بررسی نشد، فقط در قالب هشدارهای پراکنده ادامه داشت و در نهایت با طرح تجمیع ماهوارهها از منازل همراه بود که آن نیز بی اثر بود، آنچه باقی ماند عناصر فرهنگی متعارضی بود که همزمان از سریالهای آمریکای لاتین، ترکیه و کرهای در ناخودآگاه مخاطب ایرانی جا خوش کرده بود.بطور کلی رسانه ملی در بازنمایی آثار فرهنگی دیگر ملل قطعا مقصر است و ما هیچ مطالعهی جدی با رویکرد مطالعات تاثیر و مطالعات بینافرهنگی در این حوزه انجام ندادیم که عاقبت بازنمایی مکرر و منظم کشورهایی چون کره جنوبی و دیگر کشورها چه خواهد بود؟قاسمی میافزاید: به طور کلی رسانه ملی در بازنمایی آثار فرهنگی دیگر ملل به طور قطع تاثیر بسزایی داشته است و ما هیچ مطالعه جدی با رویکرد مطالعات تاثیر و مطالعات بینفرهنگی در این حوزه انجام ندادیم که عاقبت بازنمایی مکرر و منظم کشورهایی مانند کره جنوبی و دیگر کشورها چه خواهد بود؟ بنابراین مقصر اینستاگرام نیست، بلکه زمانی که صدا و سیما هماورد و رقیب جدی نداشت نیز در نقش مبلغ فرهنگی دیگر کشورها نقش آفرینی میکرد.
باید میان بلاگرها و کاربران مولد متن در اینستاگرام تفاوت قائل شویم
قاسمی در مورد تفاوت بلاگرها و کاربران مولد متن در اینستاگرام میگوید: ما باید بین بلاگرها و کاربران مولد متن در اینستاگرام تمایز قایل شویم. بلاگر با وب یک ارتباط پیدا میکند و فردی است که انواع مختلف متن را در بستر وبلاگ تولید میکرد و در ادامه در وبسایت. در دهه ۲۰۰۰ بلاگرها سربرآوردند و انواع مختلف متون را بیشتر به صورت تکست و متن در حوزههای مختلف نوشتند.
اتفاقا بلاگر کاربر محترمی است. اما اینکه چرا پلتفرم اینستاگرام مورد توجه قرار گرفته است، باید گفت برای استفاده از فیس بوک ناچار بودیم که لب تاب داشته باشیم، اما اینستاگرام نرم افزاری بود که با ورودش در بستر تلفنهای همراه و گوشیهای هوشمند تعریف شده بود.
آن زمان هم فیلتر نبود و به راحتی در دسترس بود. نسل اول اینستاگرامرها مثل «آرش پروین و آذر ماهی صف» اینچنین رشد کردند. یعنی فیلترینگ نبود و پروتکلهای حاکم بر اینستاگرام اصلا سخت و پیچیده نبودند و خیلی راحت عکس گرفته و انتشار داده میشد. زمان انتشار هم موضوعیت نداشت و کافی بود کمی ظرافت به خرج داد. در واقع، هیچکس با پیام رسانهای اجتماعی و شبکههای اجتماعی مسالهای نداشت تا اینکه با تحولات اجتماعی پیوند خوردند. زمانی پیامرسانها و رسانههای اجتماعی مورد توجه قرار گرفتند که به عنوان عامل شتابزای تحولات اجتماعی نقشآفرینی کردند.
وی ادامه میدهد: این موضوع از دی ماه ۱۳۹۶ با پیامرسان تلگرام شروع شد و برخی از کانالهای خاص در این پیامرسان مورد توجه مسئولان قرار گرفت، کمکم در بزنگاههای مختلف تلگرام فیلتر شد و اینستاگرام کماکان به دور از فیلترینگ ادامه حیات میداد.
در مجموع فیلترینگ تلگرام منجر به اقبال بیشتر کاربران مولد متون دیجیتال به اینستاگرام شد. مردم ما یک بار کوچ جمعی جدی از وایبر به تلگرام را تجربه کردند. وقتی وایبر فیلتر شد مردم به سمت تلگرام رفتند و اینجا درست نقشی که صدا و سیما و دیگر نهادهای قانونگذار در نسبت با تبلیغ موفق دیگر ملل داشتند، این بار با فیلتر کردن تلگرام منجر به افزایش کوچ مردم به این بستر یعنی اینستاگرام شد.
کمکم رقبای داخلی هم مطرح شدند مثل سروش، آی گپ، ایتا، اما با وجود شکلگیری پیامرسانهای متعدد داخلی تبلیغات مکرر از جانب صدا و سیما منجر به کوچ کاربران از تلگرام و اینستاگرام به آنها نشد. بنابراین تجمع کاربران ایرانی در اینستاگرام وامدار عوامل متعددی است.





ثبت دیدگاه