چرا استادان دانشگاه مهاجرت می کنند؟
۰۷ دی ۱۴۰۳ - ۱۹:۱۸
1
اوایل آذرماه بود که وزیر علوم از مهاجرت حدود ۲۵ درصد از استادان دانشگاه‌های کشور طی سال‌های اخیر خبر داد که سر و صدای زیادی به پا کرد و واکنش‌های متعددی به دنبال داشت.

سیمایی صراف، وزیر علوم گفته بود: شاید بتوانم بگویم در این چند سال اخیر، ۲۵ درصد از اساتید مهاجرت کرده‌اند، ۲۵ درصد عدد نگران کننده‌ای است وقتی این روند ادامه پیدا کند افرادی جایگزین آنها می‌شوند که شاید از مرتبه ضعیف‌تری برخوردار هستند. وزیر علوم افزود: این موضوع باعث می‌شود، همین طور دانشگاه نزول پیدا کرده و دانشجو هم به همین صورت است.
وی افزود: وقتی حقوق اساتید در دانشگاه همسایه ما آن طرف آب، بین ۴ تا ۷ هزار دلار است و حقوق استاد تمام ما با ۵۰ پایه به سختی به هزار دلار می‌رسد، حالا فکر کنید یک استاد جوان که وارد دانشگاه می‌شود ۳۰۰ دلار می‌گیرد، ممکن است استاد تمام ما حال و انگیزه مهاجرت نداشته باشد اما این استاد جوان می‌خواهد زندگی تشکیل دهد، مسکن تهیه کند، ماشین بخرد، فرزندش را راهی مدرسه کند، با ۳۰۰ الی ۴۰۰ دلار نمی‌تواند زندگی کند آن وقت جاذبه‌های آن طرف فراوان بوده، طبیعتاً علاقه‌ای نیز ندارد که مهاجرت کند اما برای معیشت مجبور است.
هر چند این اظهارات تا مدت‌ها در رسانه‌ها بازتاب داشت و برخی از منظر سیاسی، وزیر علوم را مورد انتقاد قرار دادند اما موضوع مهاجرت و آمارهای مربوط به آن نه محدود به چهره‌های دانشگاهی است و نه از نظرها دور می‌ماند.
به گفته علیرضا شریفی یزدی جامعه‌شناس و روانشناس اجتماعی ، یکی از اصلی‌ترین دلایل مهاجرت استادان، مساله عدم تطابق دخل و خرج است. کاهش ارزش پول ملی به خصوص طی هفت، هشت سال اخیر، کاهش درآمد استادان و افزایش تورم از جمله عواملی است که جذابیت اقتصادی مهاجرت را بیشتر کرده‌است. بسیاری از استادان معتقدند که درآمدشان کفاف هزینه‌های زندگی را نمی‌دهد؛ نه می‌توان با این درآمد خانه خرید، نه خودرو و نه حتی زندگی را به‌راحتی گذراند. با توجه به افزایش حقوق کمتر از تورم سالانه، انتظار می‌رود این مشکل در سال‌های آینده بیشتر هم بشود.
شریفی یزدی می‌افزاید: دومین دلیل عمده مهاجرت، فضای بسته دانشگاه‌ها در سال‌های گذشته بوده است. بسیاری از استادان معتقدند که دانشگاه‌ها تحت کنترل تفکرات خاص هستند و آزادی نظریه‌پردازی از استادان گرفته شده است. با وجود تأکید مقام معظم رهبری بر لزوم کرسی‌های آزاداندیشی، این تصور وجود دارد اگر استادی خارج از چارچوب سیاست‌های مدیران صحبت کند، ممکن است با مشکلات گزینشی، حراستی یا حتی اخراج مواجه شود. این محدودیت‌ها باعث شده تا برخی از استادان ترجیح دهند در فضایی آزادتر فعالیت کنند.
این مدرس جامعه‌شناسی بیان می‌دارد: متاسفانه در سال‌های اخیر افرادی که در کسوت استادی نیستند، وارد دانشگاه‌های معتبر کشور شده‌اند. نمونه بارز این موضوع در دانشکده‌های ادبیات مشاهده شد؛ جایی که جایگاه استادانی چون شفیعی کدکنی و بدیع‌الزمان فروزانفر توسط افرادی تصاحب شد که سابقه آکادمیک ندارند. این موضوع باعث کاهش شأن دانشگاه‌ها و ایجاد احساس بی‌ارزشی در بین استادان واقعی شده است.
به گفته شریفی یزدی یکی دیگر از عوامل مهاجرت، نبود امکانات کافی علمی است. تحریم‌ها و کاهش بودجه دانشگاه‌ها، دسترسی به آزمایشگاه‌های مجهز یا منابع علمی روز دنیا را دشوار کرده است. بسیاری از استادان احساس می‌کنند که از جریان علمی جهانی عقب می‌مانند و برای به‌روز ماندن، مجبور به مهاجرت می‌شوند.
وی کاهش فرصت‌های مطالعاتی و تبادل علمی را از دیگر دلایل مهاجرت دانسته و بیان می‌کند: در گذشته، فرصت‌های مطالعاتی با تأمین منابع ارزی کافی به استادان اختصاص داده می‌شد تا بتوانند دانش خود را به‌روز کنند و آن را به کشور بازگردانند. اما طی سال‌های اخیر، این فرصت‌ها کاهش یافته یا بودجه اختصاص‌یافته برای پوشش هزینه‌های استادان کافی نیست. این مساله نیز یکی از گلایه‌های جدی استادان است.
شریفی یزدی می‌گوید: وضعیت آزادی‌های مدنی طی سال‌های اخیر و بروز طیفی از فشارهای اجتماعی بر خانواده‌ها در حوزه‌هایی مانند حجاب و فیلترینگ و … نیز از دیگر دلایل مهاجرت است. در مقابل، کشورهای مقصد با فراهم کردن رفاه اجتماعی و ارزش‌گذاری بر علم، شرایط جذابی برای استادان مهاجر ایجاد می‌کنند.
اخراج‌های گسترده در سال‌های اخیر و تأثیر آن بر مهاجرت از دیگر موضوعاتی بود که شریفی یزدی به آن اشاره کرده و ادامه می‌دهد: اخراج‌های نسبتاً گسترده استادان که به‌ویژه در دوره دولت احمدی‌نژاد شدت یافت و در دوره‌های بعدی نیز ادامه داشت، از دلایل مهم مهاجرت به‌شمار می‌رود. این روند نشان‌دهنده کم‌توجهی به حقوق حرفه‌ای استادان و کاهش امنیت شغلی آن‌ها است.
شریفی یزدی با انگشت نهادن بر این نکته که مهاجرت استادان بیشتر به دلیل دافعه‌های داخلی از جمله مشکلات اقتصادی، نبود امکانات و محدودیت‌ها و … رخ می‌دهد تا جاذبه‌های مقصد، به ارائه راهکارهایی در این زمینه پرداخته و می‌گوید: حقوق استادان باید متناسب با تورم افزایش یابد تا نیازهای اساسی زندگی آن‌ها تأمین شود و شأن اجتماعی و اقتصادی آن‌ها حفظ گردد. تأمین منابع مالی برای تجهیز آزمایشگاه‌ها، کتابخانه‌ها و مراکز تحقیقاتی ضروری است. دانشگاه‌ها باید به منابع علمی به‌روز دسترسی داشته باشند.
این جامعه‌شناس می‌افزاید: دانشگاه نباید با پادگان اشتباه گرفته شود. استادان باید بتوانند با نگاه سازنده، سیاست‌ها و شیوه‌های مدیریتی را نقد کرده و راهکار ارائه دهند. باید معیارهای علمی جایگزین معیارهای ایدئولوژیک در جذب استادان شود. این امر نه‌تنها کیفیت آموزشی را ارتقا می‌دهد، بلکه انگیزه مهاجرت را نیز کاهش می‌دهد. ارتباط نزدیک‌تر دانشگاه‌ها با صنعت و بدنه اجرایی کشور هم می‌تواند زمینه‌ساز رفع بسیاری از مشکلات و افزایش بهره‌وری علمی و اقتصادی شود. بازنگری در گزینش و استخدام‌ها نیز ضروری است. جایگاه‌های دانشگاهی باید به افرادی شایسته سپرده شود. این امر اعتبار دانشگاه‌ها را احیا می‌کند و مانع مهاجرت نخبگان می‌شود. با اجرای این راهکارها می‌توان مهاجرت استادان را به حداقل رساند و شرایطی را ایجاد کرد که دانش و تخصص در خدمت توسعه کشور قرار گیرد.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.