عامل دیگر به کنار گذاشته شدن کریدور ارس برمی گردد. پس از تصرف قرهباغ توسط نیروهای آذربایجان در اکتبر ۲۰۲۳، ایران و آذربایجان در مورد یک مسیر ترانزیتی که این کشور را از طریق ایران به نخجوان متصل میکند، به توافق رسیدند. این کریدور با نام ارس قرار است از استان آذربایجان شرقی عبور کند و روستای آقبند در گوشه جنوب غربی بخش زنگیلان را به شهرستان اردوباد در جنوب نخجوان متصل کند. کریدور ارس میتواند با دور زدن ارمنستان، جایگزینی برای کریدور زنگزور با پتانسیل کاهش نگرانیهای ایران برای مرز مشترکش با ارمنستان باشد. قرار بود این کریدور جایگزین کریدور زنگزور شود اما از ابتدا تقریباً مشخص بود که چنین اتفاقی نخواهد افتاد و حتی اگر این مسیر ترانزیتی افتتاح شود، جمهوری آذربایجان از زنگزور دست نخواهد کشید.عامل به تقابل آمریکا و روسیه در قفقاز جنوبی برمی گردد. در حال حاضر آمریکا منفعت خاصی در این منطقه جغرافیایی ندارد و مقامات این کشور معتقدند مسائل منطقه باید بین آذربایجان و ارمنستان حل شود و در عین حال هر اقدامی که منجر به نفوذ روسیه می شود، مسدود گردد. از سویی کرملین با گسترش نفوذ ناتو به قفقاز جنوبی نیز مخالف است که این اتفاق در صورت ورود ترکیه، رخ خواهد داد. در این شرایط سیاستهای ایران در قفقاز با روسیه هماهنگی بیشتری دارد، زیرا هر دو کشور مخالف حضور ناتو هستند. اما چهار تعارض باعث می شود تهران و مسکو هم در این منطقه در اختلاف با هم قرار بگیرند.
روسها به دلیل تعهدی که در توافق ۲۰۲۰ دادند، دنبال ایجاد دسترسی برای آذربایجان به نخجوان هستند. بنابراین روسیه با اصل کریدور زنگه زور مخالف نیست و برخلاف ایران که به شدت نگران تهدید مرز مشترک با ارمنستان است، نگرانی روسیه بیشتر تضمین حضور و نظارت نیروهای مرزبانی روسیه بر این کریدور است که میتواند مکمل حضور نیروهای مرزبانی روسیه در مرز مشترک ارمنستان با ایران و ترکیه در سه دهه گذشته باشد. نکته بسیار مهم در این میان، عدم حمایت آشکار روسیه از طرح کریدور ریلی- جاده ای ارس بین جمهوری آذربایجان و منطقه برونگان نخجوان با عبور از خاک ایران است. روسیه به طور مخالف این دالان است زیرا امکان نظارت بر آن را ندارند.تعارض دوم به موضوع صادرات گاز ایران به ارمنستان برمی گردد که طی دو دهه گذشته همواره تحت الشعاع فشارهای پیدا و پنهان روسها قرار داشته است و این برداشت در بین مقامات و نخبگان ایرانی بسیار قوت گرفت که روسیه به دلیل انحصار شرکت گازپروم در ارمنستان، مانع اصلی افزایش صادرات گاز ایران به این کشور و نیز گرجستان است.تعارض سوم، به عدم شناسایی استقلال مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی از سوی ایران متعاقب جنگ اوت ۲۰۰۸ میلادی بین روسیه و گرجستان مربوط می شود.
در واقع، ایران در راستای امنیت ملی خود و یکپارچگی سرزمینی اساساً نمیتواند از هیچ جریان تجزیهطلبی و جداییطلبی قومی و سرزمینی که بدون رضایت کشور میزبان (مادر) و دولت مرکزی آن صورت گرفته باشد، حمایت کند.تعارض چهارم هم مسئله حضور و نفوذ اسرائیل در این منطقه است. دیدگاه روسیه در مورد نقش اسرائیل در قفقاز جنوبی، به ویژه در جمهوری آذربایجان نیز به طور قابل توجهی با ایران متفاوت است.بنابراین در چنین فضایی روسیه با قابلیت نظامی و سیاسی که دارد قادر است پروژه دالان زنگزور را به پیش ببرد. در حالی که تعارضات جدی ای بین تهران و مسکو وجود دارد که در نهایت باعث شده شرایط اکنون به ضرر منافع ملی ایران باشد.





ثبت دیدگاه