در نخستین شکل آن، غرب جمعی کمکهای مالی و نظامی قابل توجهی را به اوکراین ارائه کرد. سیستم های تسلیحاتی منتقل شده به اوکراین هر روز پیشرفتهتر و مخربتر میشوند. هرچه از زمان جنگ میگذرد عرضه تسلیحات به کییف از انبارهای تسلیحاتی به جا مانده از دوران شوروی در کشورهای پیمان ورشو رو به کاهش میرود و ارتش اوکراین باید آن را با سیستمها و مهمات غربی جایگزین کند. اگرچه این جایگزینی بر اساس توانمندیهای صنایع دفاعی غرب و همچنین ذخایر موجود در این کشورها در شرایط کنونی محدود شده، اما در صورت تشدید درگیریها کشورهای اروپایی پتانسیل و توان صنعتی تولید و جایگزینی تسلیحات مورد نیاز را هرچند به سختی خواهند داشت.
از آنجا که روسها به اراده سیاسی غرب جمعی برای حمایت از اوکراین بهمنظور تضعیف روسیه مطمئن هستند کرملین ظاهراً خود را برای بدترین سناریوها، یعنی افزایش مداوم کمکهای نظامی جامع و بلندمدت به اوکراین آماده کرده است. علاوه بر تامین سلاح و مهمات، این کمکها شامل آموزش پرسنل، کمک در توسعه صنایع نظامی و زیرساختها و بازپرداخت هزینهها جاری کشوری نیز میشود که این موضوع به اوکراین اجازه میدهد منابع موجود خود را روی بخش دفاعی متمرکز کند.
دوم، اوکراین از حمایت گسترده غرب در قالب دادههای اطلاعاتی از جمله موارد فنی، دادههای ماهوارهای، سیستمهای راداری، هواپیماهای شناسایی و سایر منابع برخوردار است. اطلاعات به دست آمده حل طیف گستردهای از مشکلات را برای کییف امکانپذیر کرده است، اطلاعات ارائه شده به نیروهای اوکراینی از وضعیت کلی نقاط درگیری آغاز و با نشان دادن اهداف خاص در جبهههای روسیه خاتمه مییابد. مستشاران نظامی غربی بهعنوان ارائه دهندگان این اطلاعات ممکن است در به اشتراک گذاشتن انواع خاصی از اطلاعات با مقامات اوکراینی احتیاط کنند، اما در مورد استفاده از این دادهها در عملیات نظامی علیه نیروهای روسیه تردیدی وجود ندارد.
سوم، گزارشهایی مبنیبر مشارکت پرسنل نظامی کشورهای عضو ناتو در جبهههای مختلف اوکراین وجود دارد. بهنظر میرسد با گذشت زمان حضور آنان در میدانهای جنگ توسط دولتهای غربی به رسمیت شناخته میشود. براساس تخمین گزارشهای اخیر منابع روسی تا اکتبر ۲۰۲۳، گفته میشود که حدود ۲۰۰۰ نفر از از مزدوران خارجی در جبهههای اوکراین حضور داشتهاند. البته این گزارشات میتواند تا حدودی متفاوت باشد، اما نکته مهم در این موضوع این است که مبارزینی که با هماهنگی کییف وارد این کشور میشوند از یک فرایند کاملا سیستماتیک تبعیت میکنند. باید به این موضوع نیز اشاره کرد که در چند ماه گذشته نظامیان برخی از کشورهای ناتو همانند فرانسه به صورت رسمی وارد درگیریها شدهاند که این موضوع میتواند تبعات غبر قابل پیشبینی را به همراه داشته باشد.
عامل مهمی که میتواند منجر به تشدید تنش و رویارویی مستقیم بالقوه بین روسیه و ناتو شود، احتمال استقرار نظامی نیروهای ناتو در خاک اوکراین است. برخی از شخصیتهای سیاسی غرب در مورد چشمانداز چنین سناریویی بحث کردهاند، هرچند دیدگاههای آنها مورد حمایت ایالات متحده قرار نگرفت و یا به عنوان موضع رسمی ناتو ارائه نشده است. چندین رهبر از کشورهای عضو از ایده استقرار نیروها در اوکراین فاصله گرفتهاند. اما در این لحظه باید پرسید چه عاملی میتواند منجر به اتخاذ چنین تصمیمی شود و چگونه میتوان آن را اجرا کرد؟
مهمترین عامل، در امکان مداخله مستقیم کشورهای عضو یا ورود کل ائتلاف ناتو به درگیری میتواند موفقیت نظامی قابل توجه ارتش روسیه باشد.
در حال حاضر، شرایط میدانی خط مقدم نسبتاً پایدار باقی مانده است، اما موفقیتهای میدانی نیروهای روسی در تصرف سرزمینهای مورد مناقشه در ماههای گذشته قابل توجه بوده است.یکی از محتملترین و فاجعهبارترین سناریوها برای نیروهای اوکراینی میتواند یک پیشروی بزرگ توسط نیروهای روسیه به سمت خارکف، اودسا و یا یک شهر بزرگ دیگر باشد که البته این موضوع به تنهایی میتواند بهعنوان یک کاتالیزور مهم در جهت مداخله کشورهای ناتو مورد بررسی قرار گیرد. .شاخصههای که بیان شد تنها میتواند یکسری احتمالات فرضی باشد با این وجود، نمیتوان آنرا را در نظر نگرفت. تا همین اواخر، تعداد کمی از مردم، احتمال تحویل چنین حجمی از تسلیحات به اوکراین به ذهنشان خطور میکرد. سه سال پیش، خود درگیری روسیه و اوکراین بعید به نظر میرسید. اما امروز این یک واقعیت در پیشروی جهانیان است. در نهایت باید چشم انداز یک جنگ تمام عیار بین روسیه و ناتو جدی گرفته شود. که میتواند تبعات جبران ناپذیری را برای جهان درپی داشته باشد.





ثبت دیدگاه