ریشه فکری و استراتژیک ولادیمیر پوتین کجاست؟/ این مقاله در باره ایلین همه چیز را آشکار می کند
۱۸ فروردین ۱۴۰۴ - ۱۸:۰۷
0

  ایده های ایلین با بخشی از نخبگان روشنفکر روسیه که به دنبال بازتعریف هویت ملی روسیه و جایگاه آن در جهان بودند، طنین انداز شد. تاکید او بر ارزش‌های سنتی، تجدید روحی و رهبری قوی، چارچوبی برای نقد نفوذ غرب و ترویج مسیر توسعه مشخص روسی فراهم کرد. گروه اندیشه: برای بسیاری این سوال […]

نویسنده : سبحان سیاران*

 

ایده های ایلین با بخشی از نخبگان روشنفکر روسیه که به دنبال بازتعریف هویت ملی روسیه و جایگاه آن در جهان بودند، طنین انداز شد. تاکید او بر ارزش‌های سنتی، تجدید روحی و رهبری قوی، چارچوبی برای نقد نفوذ غرب و ترویج مسیر توسعه مشخص روسی فراهم کرد.
گروه اندیشه: برای بسیاری این سوال ایجاد شده است که چگونه به مدت کوتاهی، روسیه پس از اتحاد جماهیر شوروی، به سرعت توانست با رهبری پوتین، تا اندازه ای قدرت گذشته اش را احیاء کند؟ مقاله «سبحان سیاران» پژوهشگر دکتری دانشگاه دوستی ملل روسیه، که در سایت موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) منتشر شده، به بررسی تأثیر عمیق و پایدار ایوان الکساندرویچ ایلین، فیلسوف مهاجر برجسته روسی، بر منظومه فکری اندیشمندان روسیه معاصر و به ویژه بر ساختار زیربنایی نظام سیاسی این کشور علی الخصوص بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی می‌پردازد. سیاران معتقد است که با وجود دیدگاه‌های بحث‌برانگیز ایلین در دهه‌های ۱۹۳۰، ایده‌های او پس از فروپاشی شوروی احیا شده و به شدت بر تفکرات سیاسی روسیه، از جمله ولادیمیر پوتین، تأثیر گذاشته است. ایلین مدافع یک دولت قوی و متمرکز به عنوان یک مرجع اخلاقی، وحدت ملی مبتنی بر سنت‌های تاریخی و رد لیبرالیسم و سوسیالیسم است. این پژوهش ضمن تحلیل مؤلفه‌های اصلی فلسفه ایلین و ریشه‌های تاریخی و شخصی آن، به بررسی چگونگی تبدیل شدن ایده‌های او به نقشه راه اقدامات سیاسی کنونی روسیه، به ویژه در دوران پوتین، و شکل‌دهی به جهان‌بینی بخش قابل توجهی از نخبگان فکری این کشور می‌پردازد. سیاران می نویسد که تأکید ایلین بر هویت ملی، رهبری اقتدارگرا، نقد غرب و توجیه استفاده از زور در خدمت منافع ملی، به عنوان مبانی ایدئولوژیک برای سیاست‌های داخلی و خارجی روسیه مدرن عمل کرده است. از نظر سیاران، آن چه می توان مبانی فکری ایلین نامید که در پوتین نیز مشاهده می شود، مسیحیت روسی و مفهوم هویت ملی منحصر به فرد روسیه («ایده روسی» و «سوبورنوست»)، دولت ارگانیک و لزوم رهبری اقتدارگرا و کاریزماتیک («روح روسی»)، رد قانون‌گرایی صِرف و تأکید بر اولویت اصول معنوی و ارزش‌های سنتی است. ایلین نسبت به انحطاط غرب و تقلید کورکورانه از ارزش های غربی هشدار می دهد. در فلسفه ایلین توجیه استفاده از زور در راستای منافع ملی توجیه شده است. سیاران در حوزه تجربیات شخصی، معتقد است که ایلین تحت تاثیر تربیت مذهبی و پیوندهای خانوادگی با کلیسای ارتدوکس، تاثیر انقلاب روسیه و تاکید او بر رهبری قوی، مشاهدات او از فاشیسم در اروپا و تاثیر آن بر دیدگاه هایش در مورد دولت اقتدار گرا، و انزوای فکری در تبعید و تشدید احساسات ملی گرایانه و ضد غربی او است.
این مقاله تنها به عوامل تاثیرگذار بر ایلین تاکید می کند، بلکه تاثیر اندیشه های ایلین بر نظام اندیشه سیاسی روسیه مدرن را نیز بررسی می کند. سیاران در باره تاثیر ایلین بر نظام اندیشه سیاسی روسیه مدرن، بر روی محورهایی چون احیای آثار ایلین پس از فروپاشی شوروی و همزمانی آن با احیای روحیه ملی، هم‌صدایی ایده‌های ایلین با روشنفکران محافظه‌کار روسیه در بازتعریف هویت ملی، الهام گیری ولادیمیر پوتین از اندیشه های ایلین و ترویج مطالعه آثار او، استفاده از تأکید ایلین بر مسیحیت و هویت ملی برای تقویت ناسیونالیسم روسی و سیاست خارجی قاطعانه، و نقش نقد ایلین از غرب در شکل‌دهی به جهت‌گیری ضدغربی نظام سیاسی روسیه تاکید می کند. در تحلیل سیاران، نمونه‌هایی از تأثیر ایلین در جهت‌گیری‌های سیاسی روسیه مدرن شامل تفسیر الحاق کریمه بر اساس مفهوم دفاع از حوزه‌های نفوذ و حمایت از روس‌زبانان، مفهوم «دموکراسی مستقل» به عنوان رد دموکراسی غربی و مشروعیت‌بخشی به مدل حکمرانی روسیه، و تأکید بر ارزش‌های سنتی (میهن‌پرستی، ارزش‌های خانوادگی، ایمان مذهبی) به عنوان سنگری در برابر نفوذ غرب مشاهده می شود. این مقاله در زیر از نظرتان می گذرد:
****
چکیده
گزارش حاضر تأثیر پایدار ایوان الکساندرویچ ایلین، فیلسوف برجسته مهاجر روسی، بر منظومه فکری اندیشمندان روسیه مدرن و به طور خاص، بر ساختار زیربنایی نظام سیاسی روسیه را بررسی می کند. ایوان الکساندرویچ ایلین، فیلسوف و نویسنده روسی، تأثیر شایان توجهی بر آگاهی سیاسی روسیه، به ویژه در دوران پس از فروپاشی شوروی داشته است. ایده‌های او، علی‌رغم خاستگاهش در نیمه اول قرن بیستم، بار دیگر با واقعیت‌های سیاسی مدرن مرتبط هستند و بر دیدگاه‌ سیاستمداران روسیه از جمله ولادیمیر پوتین تأثیر می‌گذارند. ایلین مفهوم یک دولت قوی را به عنوان یک مرجع اخلاقی ترویج کرد و بر اهمیت وحدت ملی بر اساس سنت‌های تاریخی تأکید داشت. او با لیبرالیسم و سوسیالیسم مخالف بود و آنها را برای فرهنگ روسیه مخرب می دانست. در این پژوهش مولفه‌های اصلی فلسفه ایلین مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفته و منشأ آن‌ها در زمینه تاریخی و همچنین تجربیات شخصی وی بررسی می شود. با تمرکز بر گرایش‌های ملی‌گرایانه، چگونگی تعریف ایده‌های ایلین به عنوان نقشه راه اقدامات سیاسی معاصر روسیه، به‌ویژه در عصر ولادمیر پوتین، و بدین ترتیب جهان‌بینی قسمت اعظمی از اندیشمندان روسیه واکاوی می شود.
مقدمه
ایوان ایلین (۱۸۸۳-۱۹۵۴)، فیلسوف روسی در تبعید پس از انقلاب بلشویکی، مجموعه فکری پیچیده و بحث برانگیزی را ایجاد کرد که بر هویت ملی، معنویت و نیاز به یک دولت متمرکز استوار بود. در حالی که ایلین به دلیل جانبداری از موسولینی و هیتلر در دهه ۱۹۳۰ (بعداً در مورد هیتلر عقب نشینی کرد) [۱]، در غرب تا حد زیادی به عنوان یک طرفدار فاشیست نادیده گرفته شد، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و در دوره روسیه مدرن به صورت کامل احیا شد. آثار او که اغلب یک برند منحصر به فرد از میهن پرستی محافظه کار را ترویج می کند، مخاطبان وفاداری به ویژه در میان بخش‌هایی از نخبگان روشنفکر و در محافل سیاسی حاکم پیدا کرده است. هدف این تحقیق تشریح ایده های اصلی ایلین و ارزیابی تأثیر آنها بر چشم انداز سیاسی و فکری حال حاضر در روسیه است.
مبانی اصلی اندیشه ایلین:
فلسفه ایلین را می توان با اصول کلیدی زیر تبیین کرد:
مسیحیت روسی و هویت ملی: در اندیشه ایلین، ایده پیشتازی معنوی و فرهنگی منحصر به فرد روسیه پیش از هر عنوان دیگری در اولویت قرار دارد. او معتقد بود روسیه دارای یک “ایده روسی[۲]” متمایز است که ریشه در مسیحیت ارتدوکس و یک حس قوی از هویت جمعی (سوبورنوست[۳]) دارد. او استدلال کرد که رنج تاریخی روسیه به آن اقتدار اخلاقی و مسئولیتی بخشیده است تا جهان را به سمت تجدید روحی سوق دهد و آن را از غرب مادی‌گرا و منحط متمایز نماید.
دولت ارگانیک و رهبری اقتدارگرا: ایلین از یک دولت متمرکز و قوی، به رهبری یک رهبر کاریزماتیک که مظهر “روح روسی[۴]” است، دفاع می کرد. او به شدت با دموکراسی به سبک غربی مخالفت کرد و آن را ذاتاً معیوب، آشفته و مستعد دستکاری منافع خارجی می دانست. او معتقد بود که روسیه برای غلبه بر اختلافات داخلی و تحقق بخشیدن به سرنوشت ملی خود به یک دیکتاتوری خلاق، به معنای یک اقتدارگرایی خیرخواهانه نیاز دارد. به گفته ایلین، رهبر باید بر اساس اصول معنوی هدایت شود و در خدمت منافع بلندمدت ملت باشد، حتی اگر این امر مستلزم محدود کردن آزادی‌های فردی باشد.
رد قانون گرایی و تأکید بر اصول معنوی: ایلین از تأکید غرب بر رویه‌های قانونی رسمی انتقاد کرد و بر اولویت داشتن قانون معنوی که ریشه در ارزش های سنتی و اصول دینی دارد، استدلال کرد. او معتقد بود که قانون گرایی سفت و سخت می‌تواند خلاقیت را خفه کند و مانع از تعقیب اهداف ملی شود. رهبر، با هدایت شهود و قطب‌نمای اخلاقی خود، باید قدرت عمل قاطعانه را داشته باشد، حتی اگر به معنای دور زدن محدودیت‌های قانونی باشد.
نقد انحطاط غربی: ایلین غرب را گرفتار نسبی گرایی اخلاقی، فردگرایی افسارگسیخته و جستجوی فرساینده ثروت مادی می‌دید. او نسبت به پذیرش کورکورانه ارزش‌ها و نهادهای غربی هشدار داد و استدلال کرد که این ارزش‌ها هویت فرهنگی منحصر به فرد و قدرت معنوی روسیه را تضعیف می‌کنند. او خواستار یک رنسانس معنوی مبتنی بر ارزش‌های سنتی روسیه و رد آنچه به‌عنوان گرایش‌های نیهیلیستی غرب می‌دانست، شد.
توجیه زور و خشونت: اگر چه فلسفه ایلین اغلب به صورت معنوی بیان می شود، می تواند به عنوان توجیه استفاده از زور و حتی خشونت در خدمت به ملت تفسیر شود. او معتقد بود که برای دفاع از منافع روسیه، چه در داخل و چه در خارج، یک کشور قوی ضروری است و گاهی برای بقا و عظمت ملی، اقدام قاطع، حتی اگر از دیدگاه غرب از نظر اخلاقی مورد انتقاد قرار بگیرد، ضروری است.
تأثیر تجربیات بر افکار ایلین
نقش مراحل مختلف زندگی بر نظام فکری ایلین انکارپذیر نیست و تجربیات شخصی ایلین عمیقاً دیدگاه فلسفی او را شکل داده است. ایلین، فیلسوفی که اندیشه وی متاثر از جنگ و انقلاب بوده است، در مورد اینکه چه زمانی استفاده از زور اشکالی ندارد، بسیار فکر کرد. او در سال ۱۹۲۵ کتابی با عنوان «مقاومت در برابر شر به زور» [۲] نوشت، که در آن استدلال کرد که برای مبارزه با بلشویک‌ها به خشونت نیاز است، که باعث اختلافات زیادی در بین روس‌های مهاجری شد که بر خلاف ایده مقاومت در برابر شر، کشور را ترک کرده بودند.
حتی قبل از آن، در مقاله‌ای به نام «تضاد اخلاقی اساسی جنگ» [۳]، او در مورد این صحبت کرد که چگونه گاهی اوقات باید از زور برای متوقف کردن شر استفاده کرد، حتی اگر به نظر اشتباه باشد. اعتقادات دینی ایلین، به ویژه در سال‌های پایانی زندگی‌اش، بر مسیحیت ارتدوکس متمرکز بود، همانطور که در اثر اصلی او، بدیهیات تجربه دینی (۱۹۵۳) [۴]، که از سال ۱۹۱۹ نگارش آن آغاز گردید، دیده می‌شود. این کتاب معنویت را با استخراج از سنت‌های مسیحی و سایر ادیان مانند هندوئیسم و ​​بودیسم بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که مسیحیت معنوی جهانی ارتدکس چگونه برآورده می‌شود. ایلین نوعی هماهنگی را بین ایمان مسیحی و معنویت عمومی انسان می‌دید [۵]، حتی شخصیت‌هایی مانند سقراط را مسیحی اولیه می‌دید. او این ایده را به دیدگاه‌های سیاسی خود تعمیم داد و در کتاب «درباره جوهر آگاهی حقوقی» [۶] استدلال کرد که قانون و ملکوت خدا در هم تنیده شده‌اند و دولت باید عناصر معنوی و اجتماعی را در هم ادغام کند و میهن‌پرستی و ایمان یک کل واحد را تشکیل می‌دهند.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.