به گزارش اسرار از وزارت اقتصاد، تازهترین گزارش اداره میزهای صنعت و رتبهبندی ناشران سازمان بورس و اوراق بهادار که به بررسی میزان سود خالص صنایع در بازار سرمایه در سالهای ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۲ پرداخته نشان میدهد جمع کل سود ریالی صنایع فعال در بورس، بهاستثنای شرکتهای سرمایهگذاری استانی از سال ۱۳۹۹ تا پایان سال ۱۴۰۲ با ۱۲۰ درصد افزایش به ۱۲۹۲ هزار میلیارد تومان رسیده است.در این دوره ۴ ساله سود خالص صنایع بهصورت ریالی دستکم ۷۰۶ هزار میلیارد تومان افزایش یافته، البته در این محاسبات صرفاً سود خالص مثبت صنایع در نظر گرفته شده است.
در این گزارش در مجموع ۵۴۴ نماد مورد بررسی قرار گرفته است. ۶۰ درصد از شرکتهای مورد بررسی در این گزارش مربوط به شرکتهای تولیدی است و ۶۶ درصد از شرکتها در بورس اوراق بهادار تهران پذیرش شدهاند.دادههای آماری اداره میزهای صنعت و رتبهبندی ناشران سازمان بورس و اوراق بهادار نشان میدهد بیشترین رشد سود در میان صنایع بزرگ بورس مربوط به گروه بانکداری بوده است.
طبق این اطلاعات سود بانکها و مؤسسات اعتباری که در سال ۱۳۹۹ بالغ بر ۵۹ هزار میلیارد تومان بوده، با ۲۰۰ درصد افزایش، در سال ۱۴۰۲ به ۱۷۷ هزار میلیارد تومان رسیده، در این دوره سود خالص این صنعت ۱۷۷ همت رشد کرده است.در همین دوره میانگین رشد سایر صنایع نیز بیش از ۱۴۰ درصد افزایش یافته و به ۳۹۵ هزار میلیارد تومان رسیده و از این میزان در رده دوم قرار گرفتهاند.
صنعت فرآوردههای نفتی، کک و سوخته هستهای سومین گروهی است که با بیشترین رشد سود مواجه شده است. مهمترین شرکتهای این گروه را پالایشگاهها تشکیل میدهند.طبق دادههای آماری اداره میزهای صنعت و رتبهبندی ناشران سازمان بورس و اوراق بهادار، جمع کل سود این صنعت از سال ۱۳۹۹ تا سال ۱۴۰۲ با ۶۷ هزار میلیارد تومان افزایش به ۱۲۹ همت رسیده که نشان میدهد سود خالص این صنعت ۱۰۸ درصد افزایش یافته است.
بعد از گروه فرآوردههای نفتی، فلزات اساسی، محصولات شیمیایی و استخراج کانههای فلزی به ترتیب در ردههای بعدی قرار میگیرند.آمارها نشان میدهد سود خالص گروه فلزات اساسی در این دوره ۴ ساله ۱۰۰ درصد، محصولات شیمیایی ۹۵.۷ درصد و استخراج کانههای فلزی ۹۰.۶ درصد افزایش یافته است.از نظر پایداری سود نیز آمارها نشان میدهد نمادهای فعال در صنایع استخراج کانههای فلزی و فرآوردههای نفتی دارای پایداری کامل سود در طی ۴ سال و نمادهای صنعت بانکها و مؤسسات اعتباری دارای کمترین نسبت پایداری سود در طی ۴ سال هستند. منظور از تداوم پایداری سود، کسب سود خالص مثبت به طور پیوسته در طی ۴ سال است.
در همین پیوند ،معصومه آقاپور علی شاهی، عضو شورای عالی بورس، در یادداشتی به بررسی روند عرضه های اولیه و واگذاری موفق شرکتهای دولتی در بورس نقش بازار سرمایه در تامین مالی پرداخته است.وی اظهار داشت :آنچه در تابلوی معاملات بورس به عنوان قیمت سهام نمایش داده میشود، حاصل مجموعه عملیات تولید درون شرکتی، عملکرد مدیریت و همچنین تاثیر متغیرهای کلان اقتصادی و سیاسی است که سهامداران را به سرمایهگذاری در بازار سرمایه تشویق میکند.
فرض عقلایی بودن سرمایهگذاران که عموم مردم هستند ایجاب میکند فرصتهای بازار سرمایه جذابیت بیشتری نسبت به سایر بازارها داشته باشد تا سرمایهگذاران حاضر باشند پول خود را در بازار سرمایه نگه دارند. لذا تا زمانی که متغیرهای اقتصادی تاثیرگذار بر قیمت سهام دستخوش تغییرات منفی نشود، رونق در بازار سرمایه برقرار است.
با رونق گرفتن بازار سرمایه میتوان به تامین مالی بنگاههای دولتی در بازار هم فکر کرد. مثلا اخیر ا بانکهای ملی و صادرات از طریق عرضه سهام توسعه نیشکر علاوه بر تامین مالی از بورس، مقدمات واگذاری یکی از شرکتهای بزرگ دولتی را فراهم کردند.
واگذاری موفق شرکتهای دولتی در بورس و تامین مالی از این طریق نیازمند حفظ رونق در بورس است، البته طبیعی است که اگر عرضههای اولیه بیشتر از کشش بازار صورت گیرد و اصطلاحا فشار عرضه ها زیاد باشد، این عرضهها خود میتواند موجب افت قیمت سهام سایر شرکتها در تامین نقدینگی لازم و از رونق افتادن کل بازار سرمایه شود که خیلی سریع موجب فراری دادن سهامداران از بورس و ورود آنها به سایر بازارها از جمله ارز و طلا و خودرو و … میشود.
در هفتههای اخیر شاهد عرضه اولیههای بسیار خوبی در بازار سرمایه بودیم که لازمه تداوم این عرضهها متناسب بودن آن با شرایط بازار سرمایه در زمانهای مختلف است، به طوری که باعث رکود بازار و در نهایت کاهش جذابیت بازار سرمایه نشود که با از دست رفتن جذابیت بازار سرمایه کل فرآیند تامین مالی از بورس نیز متوقف خواهد شد.
از سوی دیگر،شاخص کل بورس در ماه میانی فصل پاییز سال جاری، از ناحیه دو میلیون واحدی شروع به صعود کرد و توانست سقف مرداد 99 و اردیبهشت 1402 را با قدرت و شتاب پشت سر بگذارد. اما بهرغم رشد نماگر اصلی بازار سهام، بسیاری از سهمها با این رشد همراه نبودند و تنها نمادهای شاخصساز توانستند خود را با رشد شاخص کل همراه کنند.بر همین اساس، برخی از فعالان بازار این فرضیه را مطرح کردند که نوعی شاخصسازی در بازار سهام رخ داده و رشد بازار سرمایه واقعی نیست.
آراد پورکار، کارشناس بازار سرمایه، درباره دلایل عقبماندگی اکثر سهمها نسبت به شاخص کل بورس توضیح داد: موضوع شاخص کل و اینکه بسیاری از نمادها به سقف قبلی خود نرسیدند، مربوط به مباحث بنیادی بازار سرمایه است. مهمترین محرک بازار در رشد هفتههای گذشته افزایش قیمت دلار بوده است.
این کارشناس بازار سرمایه تشریح کرد: رشد قیمت دلار بر برخی از نمادها از جمله شاخصسازها تاثیر بسیاری میگذارد، اما بعضی صنایع دیگر نیز وجود دارند که از رشد قیمت دلار تاثیر نمیپذیرند یا با یک فاصله زمانی رشد خواهند کرد؛ از جمله این صنایع میتوان به گروههای زراعت و غذایی اشاره داشت.
پورکار اظهار کرد: رشد قیمت دلار برای بخشی از صنایع آثار منفی دارد که از جمله این صنایع گروه خودرویی است؛ البته این تاثیر تا زمانی وجود دارد که این صنایع مجوز افزایش نرخ فروش محصولات نداشته باشند.این کارشناس بازار سرمایه تصریح کرد: هنگامی که مبنای قیمت دلار تغییر میکند، ابتدا پول در بازار به سمت صنایعی که تعدیل و P/E بالاتری دارند حرکت میکند که صنعت فلزات اساسی و پالایشی جزو این صنایع محسوب میشوند.
او افزود: در مرحله بعد وجوه نقد به سوی نمادهای کوچکتری که میتوانند در آینده P/E خوبی بسازند، سرایت خواهد کرد.پورکار در پایان گفت: موضوع شاخصسازی در برخی مواقع در نمادهای بزرگ از جمله فارس اتفاق میافتد، اما به طور کلی دلیل عقبماندگی بسیاری از صنایع از شاخص کل مربوط به میزان تاثیر قیمت دلار روی صنایع مختلف است.





ثبت دیدگاه