«دیپلماسی منطقه‌ای» باید جای «دیپلماسی قدرت‌های بزرگ» را بگیرد
۳۰ بهمن ۱۴۰۳ - ۱۸:۲۷
2
تحلیل‌گر ارشد روابط بین الملل در نشست «ابعاد و پویشهای ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی خلیج فارس در گستره تاریخ» با برشماری عوامل شکاف‌زا در منطقه خلیج فارس گفت: عربستان از خود سوال می کند که چرا باید بین آمریکا و چین، یا ایران و آمریکا یکی را انتخاب کند در حالی که می‌تواند هر دو را با هم داشته باشد؟ این نشان‌دهنده جدیت بیشتری در دیپلماسی منطقه‌ای است.

به گزارش اسرار، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت خارجه روز سه شنبه ۳۰ بهمن ماه میزبان «هشتمین کنفرانس تاریخ روابط خارجی ایران؛ سیاست خارجی ایران در خلیج فارس در گستره تاریخ» با حضور و سخنرانی سیدعباس عراقچی، وزیر خارجه بود.کیهان برزگر، استاد دانشگاه و تحلیل‌گر ارشد روابط بین الملل در نخستین نشست این کنفرانس با عنوان «ابعاد و پویشهای ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی خلیج فارس در گستره تاریخ» محور سخنان خود را بر بررسی نقش «قدرت های خارجی؛ عامل ادغام یا شکاف در خلیج فارس» قرار داده و گفت: بحث من این است که واقعاً قدرت‌های خارجی در خلیج فارس چه اقداماتی انجام داده‌اند. نگاه عمومی به این موضوع این است که این قدرت‌ها در منطقه حاضر شده‌اند و تحولی اقتصادی ایجاد کرده‌اند. به عنوان مثال، اگر به کشورهایی نظیر امارات و عربستان سعودی توجه کنیم، می‌بینیم که این کشورها با سرعت زیادی در حال پیشرفت هستند و نقطه‌ای برای تبادل کالا و کسب درآمد به حساب می‌آیند.وی با تاکید بر اینکه من فکر می‌کنم این روند مثبت است و باید از آن حمایت کرد، ادامه داد: اما مسئله‌ای که وجود دارد این است که همین قدرت‌های خارجی در مناطق دیگر در خلیج فارس باعث بروز شکاف‌هایی شده‌اند. علت این موضوع به این برمی‌گردد که دولت‌های با تمدن در این منطقه، از جمله جمهوری اسلامی ایران و سایر دولت‌های تمدنی، معمولاً برای قدرت‌های خارجی جذابیت کمتری دارند. این قدرت‌های خارجی کمتر به دنبال تعامل با چنین دولت‌هایی در منطقه هستند که بیشتر به رویکردهای خود توجه دارند و تاریخ برای آن‌ها اهمیت دارد. به همین دلیل، به نظر من حضور قدرت‌های خارجی، خصوصاً غربی‌ها و به ویژه آمریکایی‌ها، به بروز شکاف‌هایی در حوزه خلیج فارس منجر شده است.برزگر با اشاره به اینکه این شکاف به نوعی بازتابی از رویکردهای لیبرال دموکراسی و جهانی‌شدن غربی ها است، خاطر نشان کرد: جهانی‌شدن فقط مختص کشورهایی است که با غرب هماهنگ هستند و کشورهای دیگر که با این رویکردها همخوانی ندارند، از منافع این جهانی‌شدن، که البته هم‌اکنون نیز زیر چالش است، بهره‌ای نمی‌برند.آیا فکر می‌کنید اسرائیل بدون حمایت آمریکا می‌توانست چنین اقدامی کند؟ تکنولوژی آمریکایی به کمک اسرائیل آمد تا این عمل انجام شود. آمریکا نه تنها به خاطر اسرائیل، بلکه به خاطر حفظ سلطه و هژمونی خود این کار را انجام داد و سعی دارد در منطقه حضوری قوی داشته باشد و پیامی برای دیگر کشورها ارسال کند که قدرتمند بودن با تکنولوژی در میدان‌های مختلف چقدر حیاتی است.تکنولوژی مهم‌ترین عامل ایجاد شکاف‌های موجود در منطقه استاین استاد دانشگاه در ادامه به بیان و بررسی سه عامل به عنوان دلیل این شکاف پرداخته و گفت: اولین عامل، تکنولوژی است. به نظر من، تکنولوژی مهم‌ترین عامل ایجاد شکاف‌های موجود است. در حال حاضر، صدای شکاف بین جنوب و شمال خلیج فارس واضح است؛ جنوب پیشرفته و شمال به لحاظ تکنولوژیکی نسبتاً عقب مانده است. واقعیت این است که تکنولوژی به کشورهای خاصی از سوی غرب منتقل می‌شود که بتوانند تحت سلطه قدرت‌های غربی باقی بمانند. تکنولوژی ابزار سلطه غرب است در این مورد، تردیدی وجود ندارد و شاهد هستیم که چگونه برای کنترل تکنولوژی در حال رقابت هستند و حتی برای آن می جنگند.
برزگر در ادامه افزود: به عنوان مثال، جنگ تجاری بین آمریکا و چین به نوعی نشانه‌ای از تلاش چین برای افزایش قدرت تکنولوژیک خود است؛ امری که می‌تواند هژمونی آمریکا را به چالش بکشد. از زمانی که واسکو دو گاما، دریانورد پرتغالی، به هند غربی در سال ۱۴۶۸ وارد شد، این شکاف تکنولوژیک آغاز شد. این تحولات مسیر تجارت را از جاده ابریشم به تجارت دریایی تغییر داد و اروپایی‌ها با تکنولوژی‌های خود، در منطقه تسلط پیدا کردند. این وضعیت تا ادامه دارد و مسیر تجارت با تکنولوژی یک مفهوم جدید شد. ما شاهد ایجاد مفاهیم جدیدی چون آزادی کشتیرانی، آزادی انرژی و… هستیم که این‌ها همه در چهارچوب ایدئولوژی لیبرال دموکراسی غربی شکل گرفته‌اند. این در مسیر حفظ هژمونی است که غربی ها با ابزار تکنولوژی به دنبال تداوم برخورداری از آن هستند.
شکاف تکنولوژیکی می‌تواند در آینده به منبع بی‌ثباتی تبدیل شود
این تحلیل‌گر روابط بین الملل با اشاره به اینکه این تکنولوژی به کشورهایی اعطا نمی‌شود که با تمدن‌های دیگر در حال تعامل باشند، افزود: این انتقال تکنولوژی از سوی غرب به کشورهایی صورت می‌گیرد که در ادامه سیاست‌های غربی‌ها هستند. من مخالف پیشرفت کشورها نیستم؛ به عنوان مثال، امارات متحده عربی موفق به رشد و ارتقاء خود شده و این خود قابل احترام است. اما در عین حال، توسعه نامتقارن از ناحیه عدم انتقال تکنولوژی به کشورهای دیگر رخ می‌دهد و این شکاف تکنولوژیکی ممکن است در آینده به منبع بی‌ثباتی تبدیل شود و حتی برای قدرت های بزرگ دردسرهایی ایجاد کند. این نکته مهم است که یک ادغام نامتقارن اقتصادی در خلیج فارس در حال شکل‌گیری است و این موضوع ممکن است که خود عاملی برای بروز شکاف‌های سیاسی و اقتصادی باشد.
وی ادامه داد: من می‌خواهم بر این نکته تأکید کنم که غرب از تکنولوژی به عنوان ابزاری برای سلطه خود استفاده می‌کند. تمدن غربی بر پایه تکنولوژی استوار است، در حالی که تمدن شرقی بر اصول ژئوپولیتیک و ارزش‌ها و هویت خود تکیه دارد. در این میان، تمدن غربی در تلاش است تا فشار بیشتری به تمدن‌های شرقی وارد آورد و برتری ژئوپولیتیکی خود را حفظ کند. اگر به وضعیت فعلی روسیه در جنگ اوکراین توجه کنید، می‌بینید که این کشور به‌هیچ‌وجه شکست نخواهد خورد و در حقیقت، می‌توان گفت برنده جنگ است. درست است که کشورهای غربی فشار زیادی به این سمت وارد می‌کنند و در حال حاضر به دنبال صلح هستند، اما این جنگ در واقع یک جنگ تکنولوژیک است. کشورهای غربی به این دلیل وارد جنگ اوکراین شده‌اند و از آن حمایت می‌کنند که می‌دانند قادر به شکست دادن روسیه نیستند، اما می‌خواهند برتری تکنولوژیک خود را حفظ کنند و از این طریق بر روسیه و چین فشار بیاورند تا آن‌ها را سال‌ها به عقب برگردانند.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.