چندی پیش هیات حاکمه بر افغانستان بر روی یکی از شاخههای اصلی هریرود، سدی به نام پاشدان کشید که این اقدام، تاثیرات مخربی بر زیستبوم منطقه سرخس در خراسان رضوی و کاهش منابع آبی در مناطق پاییندست هریرود (قسمتی از هریرود که در ایران جاری میشود) خواهد گذاشت و در حقیقت سدکشی افغانستان بر روی هیرمند و هریرود به منزله ایجاد رویهای تدریجی در قطع حقابه عرفی مناطق پاییندستی این رودخانهها است.
آبگیری پاشدان پس از سد سلما، به عنوان دومین مانع بر روی هریرود به شمار میآید که باعث سیراب شدن ۱۳ هزار هکتار زمین کشاورزی در افغانستان میشود، اما این سدکشیها بدون توجه به حقابه ایران میتواند اکوسیستم منطقه پاییندست رودخانه را برهم زده که تنها منحصر به دشت سرخس نمیشود و اگر آب به سد دوستی نرسد، میتواند مشکلات عدیدهای برای کشاورزی ترکمنستان نیز ایجاد کند. این اقدام با به خطر انداختن اقلیم و محیطزیست، میتواند امنیت انسانی را به طور جدی با تهدید روبهرو کند.
طبق قواعد بینالملل، هر کشور تنها میتواند نسبت به جریان اقلیمی مازاد در رودها با منشأ داخلی و با توجه به سرانه بارشهای فصلی اعمال حاکمیت کند و سدسازیهای انجامشده در کشور همسایه، باعث نقض آشکار حقوق کشور همجوار یعنی ایران میشود که کشور ما را از داشتن محیطزیست سالم محروم کرده و مسئولیت بینالمللی آن دولت را به همراه دارد و از طرفی اگر ایران به دنبال احقاق حقوق خود از هریرود نباشد، در ادامه احتمالا ساخت دو سد تیرپل و گفگان نیز در دستور کار هیات حاکمه بر افغانستان قرار خواهد گرفت.
افغانستان به دلیل عضویت در کنوانسیون تنوع زیستی، مکلف به حفظ محیطهای آبی است. بنابراین باید حقابه ایران از هیرمند و هریرود که موجب حفظ تنوع زیستی و جلوگیری از آسیب کمتر به آن میشود را تامین کند. از طرفی طبق اصل «مسئولیت مشترک اما متمایز» در حقوق بینالملل، حفظ محیط آبی هریرود بر عهده دو کشور همسایه است. ایران حق بهرهمندی از منابع طبیعی مانند جاری شدن هریرود به دشت سرخس و تامین آب ساکنین این منطقه را دارد و باید علاوه بر تامین منافع مشروع افغانستان در مدیریت منابع طبیعی، از خسارتهای احتمالی بر جامعه انسانی ایران به ویژه ساکنین خراسان رضوی پیشگیری شود.
ایران برای حفظ و احقاق حقوق محیطزیستی از هیرمند باید با تاکید بر معاهده حقابه ۱۳۵۱ بین ایران و افغانستان که جزو حقوق نرم است، دست به انجام اقدامات لازم و حقطلبی قاطع در سطح جوامع بینالمللی زند. از جمله مکانیزمهای موجود برای دستیابی به این مهم میتوان در گام نخست به ایجاد بسترهای دیپلماتیک برای گفتوگو با افغانستان اشاره کرد. در خصوص تامین حقابه از هریرود نیز با توجه به اینکه سد پاشدان به مرحله آبگیری رسیده است، ایران باید به دنبال اعتراض و رجوع به مقامات قضائی بینالملل باشد.
تا به الآن هیچ معاهده یا تفاهمی بین ایران و افغانستان در خصوص تعیین حقابه کشور ما از هریرود ایجاد نشده است، اما بر اساس مصوبات سازمان ملل متحد، در کشورهای همجوار که دارای رودخانههای مرزی مشترک هستند، باید حقابه پاییندست رعایت و حقوق محیطزیستی حفظ شود.
استناد حقوقی ایران بر نقض اصل همبستگی مندرج در اصل ۲۴ اعلامیه جهانی استکهلم ۱۹۷۲ توسط افغانستان، یک امر مهم و ضروری است تا بتوان با تکیه بر نظریه مسئولیت محض دولتها در حقوق بینالملل محیطزیست، افغانستان را وادار به جبران خسارات مالی قبلی، اعاده به وضع سابق و توقف وضعیت مخاطرهآمیز زیستمحیطی کرد.
تداوم سدسازی افغانستان؛ زنگ خطری مرگبار برای شرق کشور
سدکشی افغانستان؛ نسلکشی علیه ایران
محمد علایی، رئیس کمیسیون آب و محیطزیست اتاق بازرگانی مشهد معتقد است عدم تامین حقابه ایران از رودهای مشترک، نوعی نسلکشی محسوب میشود و تاکید دارد که معاونت راهبردی ریاستجمهوری و وزارت امور خارجه باید اقداماتی اساسی در این خصوص انجام دهند.
وی در گفتوگو با اسرار با اشاره به پیشینه تاریخی ۵ تا ۶ هزار ساله ایران و اهمیت آب در تمدن ایرانی، بیان کرد: کمآبی و خشکسالی همواره چالشهای جدی برای کشور بوده است. بزرگترین خشکسالی در حدود ۲ هزار سال پیش از میلاد اتفاق افتاد. مدیریت منابع آبی در دو حوزه صورت میگیرد؛ آب سرزمینی که در اختیار ایران قرار دارد و آب رودخانههای مشترک که مدیریت آن در اختیار کشورهای دیگر است. بر این اساس، تأمین حقابه ایران از هریرود حق مسلم ایران است.
رئیس کمیسیون آب و محیطزیست اتاق بازرگانی مشهد ادامه داد: عدم تأمین حقابه هریرود پیامدهای جبرانناپذیری برای محیطزیست منطقه خواهد داشت. بسیاری از روستاها و شهرها در مسیر هریرود برای تأمین آب خود به این رودخانه وابسته هستند و کاهش آب ورودی به این مناطق منجر به نابودی کشاورزی، صنعت گردشگری و اقتصاد منطقه میشود. علاوه بر این، خشک شدن بخشی از هریرود که در ایران قرار میگیرد، به تشدید پدیده ریزگردها و گرد و غبار میانجامد که این امر بر کیفیت هوا در شهرهای بزرگ مانند مشهد تأثیر منفی خواهد گذاشت. همچنین، خشک شدن هریرود میتواند به گسترش بیابان و صحرای قرهقوم ترکمنستان بینجامد و پیامدهای ویرانگری در درازمدت داشته باشد.
علایی با بیان اینکه تأمین حقابه ایران از هریرود حق مسلم کشور است، گفت: جنبههای اقتصادی منطقه و تاثیر هریرود بر بازارچههای مرزی و کشاورزی منطقه و همچنین تأثیر هریرود بر تأمین آب شهر مشهد و روستاهای اطراف آن از جمله مهمترین محورهای مرتبط رودخانه هریرود است که باید مورد بررسی قرار گیرد. گرم شدن زمین و تغییر الگوی بارش، کاهش بارش برف، افزایش رگبارهای سیلابی و افزایش شدت تابش خورشید، از جمله عوامل مؤثر در کمبود منابع آبی در ایران هستند. همچنین، ذوب شدن یخچالهای طبیعی در کوههای هندوکش و پامیر که منبع اصلی آب رودخانه هریرود هستند، وضعیت را وخیمتر کرده است. ذوب شدن این یخچالها در طول ۴۰ سال گذشته به حدود ۲۸ تا ۳۰ درصد رسیده است.
وی اضافه کرد: میزان تأثیر تغییرات اقلیمی بر منابع آبی ایران باید با در نظر گرفتن اقدامات کشورهای بالادست مانند افغانستان، بررسی شود. کشورهایی که آب مناطق پاییندست را میبندند به نوعی نسلکشی کرده و این اقدام با قوانین بینالمللی و مصوبات سازمان ملل مغایرت دارد و در حقیقت آنچه در شرق ایران رخ میدهد، مطابق تعریف سازمان ملل متحد، نوعی نسلکشی محسوب میشود.
راهکاری نو برای حل بحران آب؛ توسعه پایدار در حوزه آبریز هریرود
علایی با اشاره به اینکه حدود ۴۰ درصد جمعیت جهان در حوضههای آبریز مشترک بین کشورها زندگی میکنند، اظهار کرد: سه نظریه رایج در مورد حقوق منابع آبی کشورهای بالادست و پاییندست در استفاده از منابع آبی وجود دارد که شامل حق استفاده بیقیدوشرط کشورهای بالادست، تأکید بر ضرورت توجه به حقوق کشورهای پاییندست و نظریهای که بر همکاری و توسعه پایدار در کل حوزه آبریز متمرکز است، میشود.
وی با اشاره به نظریه دکتر پاپلی و دکتر وثوق در کتاب «دیپلماسی آب ایران»، در مورد لزوم ایجاد طرحهای مشترک توسعه پایدار در کل حوضه آبریز هریرود، شامل افغانستان، ایران و ترکمنستان، بیان کرد: این مهم به گونهای طراحی شده که منافع سه کشور را تأمین و از رقابتهای ناسالم جلوگیری کند. این رویکرد در مورد دیگر رودخانههای مرزی ایران مانند هیرمند، دجله، فرات و ارس نیز قابل اجراست.





ثبت دیدگاه