به گزارش اسرار، با شدت گرفتن مبارزات سیاسی مردم و علنیتر شدن مخالفت آنان با رژیم پهلوی به ویژه پس از چند مناسبت مذهبیِ سال ۱۳۵۷ به خصوص پس از برگزاری نماز عید فطر در شهریور ماه، غوغای تاسوعا و عاشورای حسینی در ماههای آبان و آذر و قیامِ اربعین حسینی در اواخر دی ۱۳۵۷ ، حضور جوانان در خیابانها و مشارکتشان در سرنگونی رژیم پهلوی جدیتر و پر تعدادتر از ماههای قبل شد.
آنان با شعار «الله اکبر» و «مرگ بر شاه» انزجار روزافزون خود از شاه، دربار و حکومت تحت امر پهلوی را با زبان نرم و بدون خشونت در کوچهها و خیابانها و میادین شهرها و روستاها فریاد میزدند.
هر قدر از روز ۲۶ دی ۱۳۵۷ روز فرار شاه از ایران گذشت، اصناف مختلف اتحاد و همراهی بیشتری با انقلابیون داشتند. کمتر مسجد و محلهای بود که شور و حال انقلابی نداشت. ادیبها و شعرا حتی مداحان هیاتهای عزاداری با ساختن شعارهایی که ضرب آهنگین و شورانگیز داشت، تعداد بیشتری از مردم را به شرکت در تجمعات و راهپیماییهای اعتراضی در کوچهها و خیابانها کشاندند.
این اقدامات موجب تشدید خشونتهای نظامی و امنیتی رژیم پهلوی علیه مردم و سختگیرانهتر شدن ساعات منع آمد و شد و حکومت نظامی در تهران و سایر شهرهای ایران شد. نظامیان رژیم پهلوی ابایی از به رگبار بستن دختران و پسران، زنان و مردان و پیرزنها و پیرمردهایی که با شعار «الله اکبر خمینی رهبر» و «مرگ بر شاه» خواستار پایان رژیم طاغوت بودند، نداشتند.
شعارهای ساخته شده، بر در و دیوار شهرها هم نوشته و حک شد. هر قدر که مردم به خصوص طبقات روشنفکر، غیرمذهبی و غیرسیاسی این شعارها را مشاهده کردند و با خود زمزمه کردند بیش از قبل، بر دل و جانشان نشست و بر آنان تاثیر گذاشت. این شعارها علاوه بر از بین بردن روحیه یاس و ناامیدی و ریختن ترس مردم، موجب شکلگیری فضای معنوی و مباحثات فکری بین خانوادهها به خصوص در ماه های شوال، محرم و صفر شد.
اولین شعارها
شعار «مرگ بر شاه» اولین شعار بیپرده مردم علیه رژیم پهلوی بود که در تظاهرات مردم قم در ۱۹ دی ۱۳۵۶ سر داده شد. راهپیمایی مردم در قم و به رگبار بستن آنان، حلقه اول زنجیرهای از راهپیماییها در تبریز، شیراز، یزد، جهرم و اهواز را شکل داد.این راهپیماییها به مناسبت گرامیداشت چهلمین روز شهادت مردم در این شهرها و برای پاسداشت و ادای احترام به آنان برگزار میشد. مردم اما در هر کدام از این بزرگداشتها با دست های خالی با نظامیان مسلح رژیم پهلوی درگیر میشدند و تنها شیوه آنان در برابر نظامیان، سر دادن شعار و پرتاب سنگ و چوب بود.اعضای حزب توده و سازمان منافقین نیز با ساختن و انتشار شعارهای سیاسی در جمعهایی که علیه رژیم برگزار میشد، فضای سیاسی – انقلابی آن روزها را تشدید کردند.شعارهای مردم در راهپیماییها و تظاهراتهایی که به مناسبتهای ملی یا مذهبی برگزار میشد، در تلویزیونها، روزنامهها و تلکس خبری خبرگزاریهای خارجی انعکاس وسیعی یافت. به عنوان نمونه روزنامه نیویورکتایمز در گزارشی که ۱۰ بهمن ۱۳۵۷، ۲ روز قبل از حضور امام خمینی در ایران نوشت، به تشریح حال و هوای مردم در منطقه مهرآباد تهران پرداخت.
این روزنامه آمریکایی به محتوای پلاکارهای نصب شده روی دیوارها، کاغذنوشتههای در دست مردم و شعارهای نوشته شده بر روی شیشه یا بدنه خودروهای عبوری از این محدوده پرداخت و نوشت: «روی یک پارچه نوشته شده بود «اکنون پرچم انقلاب در دستان شماست» و روی پارچه دیگری که عکس امام خمینی را بر خود داشت نوشت شده بود «شما رهبر دینی، سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی مایید».
برندهترین شعارهای سیاسی مردم ایران
مشروح شعارها
شعارهایی که از سال ۱۳۵۶ بین مردم دهان به دهان شد و بر روی دیوار و پلاکاردها نوشته شد، عبارت بود از:
مرگ بر شاه؛ وای به روزی که مسلح شویم؛ خمینی عزیزم، بگو تا خون بریزم؛ الله یاور ماست، خمینی رهبر ماست؛ وای به حالت بختیار اگر امام فردا نیاد؛ زنها به ما پیوستند بیغیرتها نشستند؛ ما پیرو قرآنیم بیحجاب نمیخواهیم؛ نم نم بارون میاد – خمینی تهرون میاد؛ به کوری چشم شاه عکس آقا تو ماهه؛ ایران کشور ماست – خمینی رهبر ماست؛ تا خون در رگ ماست خمینی رهبر ماست؛ جان ما فدایت همچو مصطفایت و خمینی بتشکن ریشه شاه و بکن.
یکشنبه آقا نیاد دوشنبه انقلابست؛ صل علی محمد رهبر ما خوش آمد؛ به همت تودهها شاه تو را میکشیم، تا مرگ شاه خائن نهضت ادامه دارد؛ این شاه آمریکایی اعدام باید گردد؛ شاه جنایت میکند کارتر حمایت میکند؛ به کوری چشم شاه زمستونم بهاره؛ تا شاه کفن نشود این وطن، وطن نشود؛ هوا بارونیه، کشتن شاه قانونیه و هوا ابریه، مردن شاه حتمیه.
نصرُ منالله و فتحٌ قریب، مرگ بر این سلطنت پرفریب؛ برای جنگ با رژیم فاسد تهیه کن مسلسل ای مجاهد؛ بازرگان بازرگان منتخب امام است؛ بازرگان بازرگان منتخب امامی؛ تو را به نا حق کشتند غلامرضای تختی؛ به تو حسادت میکرد غلامرضای پهلوی.





ثبت دیدگاه