به گزارش اسرار از روابط عمومی حوزه هنری، آیین اختتامیه نخستین جشنواره ادبی باران یکشنبه ۱۹ اسفندماه، در سالن مهر حوزه هنری برگزار شد و برگزیدگان خود را شناخت.
در ابتدای این برنامه، حمید بابایی در توضیح روند برگزاری جشنواره ادبی باران گفت: اوایل دی ماه بود که از سوی دوستانم در موسسه شمیم نو بحث برگزاری جشنواره باران مطرح و از ما خواسته شد تا در بازه زمانی کوتاه این رویداد را برپا کنیم. من نیز، ایده برگزاری این جشنواره را با دوستان مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری در میان گذاشتم.
دبیر نخستین جشنواره داستان و ناداستان باران ادامه داد: ما تصورمان این بود که ۲۰۰ تا ۲۵۰ اثر ارسال شود، اما در یک بازه زمانی۵۰ روزه، ۶۳۱ اثر به دستمان رسید و ما آنها را بررسی کردیم و به ۶۲۱ اثر رسیدیم،چراکه ۱۰ اثر دیگر تکراری بود.
نجات یک نفر نجات بشریت است
بابایی با اشاره به اینکه تعداد ۶۲۱ اثر رسیده جدا از کتابهای ارسالی است، عنوان کرد: ۳۵۳ اثر در بخش داستان کوتاه، ۱۳۱ اثر در بخش داستانک، ۶۴ اثر در بخش دانشآموزی، ۶۴ اثر هم در بخش ناداستان به دست ما رسید. در بخش کتاب نیز،۱۰ اثر به دستمان رسید و ما نیز آثارمنتشر شده را با موضوع اعتیاد بررسی کردیم.
او همچنین یادآور شد: از آنجا که موضوع اعتیاد در جنبههای مختلف مبحثی است که بسیاری از خانوادهها را درگیر کرده تشریح علل پرداختن به آن چندان ضرورت ندارد. یکی از دلایلی که باعث شد دبیری این جشنواره را بپذیرم این بود که من در منطقه خاکسفید بزرگ شدهام و بسیاری از دوستانم درگیر این بیماری شدند. بنابراین احساس میکنم بیان این مساله میتواند در این زمینه کمک کند و همانطور که در فراخوان هم گفته شده، نجات یک نفر نجات بشریت است و ما به این موضوع اعتقاد داریم.
وی در پایان گفت: تمام آثار توسط یک تا سه داور خوانده شده و من نیز تمام آثار را خواندهام. امیدوارم این جشنواره تداوم داشته باشد تا شاید با برگزاری آن بتوانیم به نجات یک امت برسیم.
اعتیاد و نقش کمک کننده ادبیات
در ادامه برنامه، میلاد عرفانپور مدیر مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری اظهار کرد: ما قطعا نیاز داریم که ادبیات، به چالش و کلان مسالههای حوزه اجتماعی توجه جدی داشته باشد. در حال حاضر مسائل اجتماعی از مهمترین مسائل کشوراست و حل مساله اجتماعی چون اعتیاد که اتفاقات پیچیدهایی را در خانوادهها رقم می زند، از اهمیت بالایی برخورد است و ان شالله ادبیات بتواند در کاستن مشکلات ناشی از آن، سهیم بوده و نقش خویش را ایفا کند.
ادبیات باید به کلان مسالههای حوزه اجتماعی توجه جدی داشته باشد
گفتند تنهایی نرو، رفتم!
سپس ابوالحسن صفرپور عنوان کرد: ما در موسسه شمیم نو، به پیشگیری از آسیبهای اعتیاد میپردازیم و مخاطبان ما به صورت ویژه، کودکان و نوجوانان و والدین هستند. کار ما بیشتر جنبه میدانی دارد و سعی میکنیم در استانها و محلات مختلف سراسر کشور که در معرض اعتیاد هستند -یا به آن دچار شده اند- به جلوگیری از آسیب معضلات اعتیاد ورود کنیم، از این رو به استانهای مختلف سفر میکنیم و من از این سفرها خاطرات عجیبی دارم.
مدیرعامل موسسه شمیم نو (موسسه درمان معتادان خود معرف) ادامه داد: وقتی بحث اعتیاد و مواد مخدر به میان میآید معمولا نام استانهایی چون خراسان جنوبی و کرمان و سیستان و بلوچستان به ذهن میآید، اما یک سری استانها هستند که فکرنمیکنیم در زمینه اعتیاد موردی خاصی داشته باشند و آنها را بیشتر به عنوان استانهای گردشگری و شیک میشناسیم، درحالی است که این استانها بعضی اوقات محلاتی دارند که قلب ایجاد کننده آسیب اعتیاد هستند.
مدیرعامل موسسه شمیم نو در ادامه به ذکر خاطرهایی در این زمینه پرداخت و گفت: یکی از این مکانهای گردشگری، استان مازندران است. در فاصله ۱۰ دقیقهایی میدان امام خمینی شهر ساری این استان، محلهایی به نام ترک محله وجود دارد که درون و بیرون آن بسیار متفاوت است. این محله در زمینه اعتیاد، من را یاد فیلم بلوک ۱۳میاندازد و من در سفرم به ساری، به ترک محله رفتم(ساکنان آنجا آذری و ترک زبان نیستند و از قبل از انقلاب کارکنان یکی از شهرکهای صنعتی در آنجا زندگی میکنند)
وی ادامه داد: من قبلا هم به محلات دیگر در استانهای مختلف رفته بودم، اما تصور نمی کردم که این محله در زمینه اعتیاد به چه صورت است. دوستان به من گفتند وقتی به این محله نزدیک شدی، داخل نشو، تا ما برسیم. اما من تنهایی رفتم، وارد محله که شدم جا خوردم، محله خانههای مخروبهایی داشت که افرادی در آنها ساکن بودند؛ ساقی، مواد فروش و معتادهای متجاهر زیادی در آنجا وجود داشتند.
وی افزود: با آنها همراه شدم و به یکی از پاتوقهایشان که در یک خانه بود، رسیدیم. در یکی از اتاقهای این خانه، تعدادی در حال استعمال مواد بودند و یکی از آنها که نشئه بود، دست من را گرفت و گفت بشین! او فکر می کرد من فرستادهایی هستم که مامور شدهام که به آنجا بروم و او را نجات بدهم. قصدم از گفتن این خاطره این بود که بگویم خیلی از آدم هایی خوب وجود دارند که متاسفانه درگیر اتفاقات شوم اعتیاد شدند و نیاز به کمک دارند.
وی در بخش دیگر سخنانش تصریح کرد: من تنها جایی که شنیدم یک مادر بگوید دیگر با من تماس نگیرید و فقط خبر مرگ فرزندم را برای من بیاورید در مساله اعتیاد است و من به شخصه چندین بار شاهد این اتفاق بودم و این مسأله بسیار تاسف آور است.
صفرپور در پایان عنوان کرد: ما در موسسه شمیم نو و شبکهایی که در کشور ایجاد شده، در حد بضاعت مان در حال پیشگیری از آسیبهای اعتیاد هستیم اما زورمان خیلی کم است و فکر میکنم هنرمندان با قلمشان میتوانند به ما کمک کنند که اعتیاد منفور شناخته شود و آدمها به راحتی به سمت مصرف مواد مخدر نروند.





ثبت دیدگاه