موانع تولید ۱۳ واحد صنعتی اشتهارد بررسی شد
دیدار مدیر بیمه دی البرز از خانواده شهدای پل B1
گام جدید مرکزامور اصناف و بازرگانان ایران برای حمایت از تولیدکنندگان حوزه عفاف و حجاب
تداوم ملاقاتهای بیواسطه مدیرعامل فرودگاه پیام با صنعتگران
عبور «بیمه دی» از مرز ۱۰۰ همت فروش/ ثبت رکوردی تاریخی در صنعت بیمه کشور
قدرت صدای واحد حقوقی؛ استفاده از ظرفیت UIA برای دادخواهی ملت ایران
شستشو و لایروبی بیش از ۱۳۰۰ کیلومتر از شبکه فاضلاب البرز در سال ۱۴۰۴
اصفهان؛ پیشگام در سلامت روان و اجرای طرحهای حمایتی خانواده
اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان اصفهان برگزیده سومین دوره جایزه استانی جوانی جمعیت شد
کشف ۱۰۸۰ شلوار جین قاچاق در محورهای مواصلاتی شاهینشهر / ارزش محموله یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان اعلام شد
- زنان با تواناییهای خود در حوزههای سیاستگذاری، اجرا، نوآوری و آموزش، میتوانند نقشی بیبدیل در توسعه انرژیهای تجدیدپذیر ایفا کنند. مشارکت آنها نهتنها به حیات زیست بوم و توسعه پایدار کمک میکند، بلکه عدالت جنسیتی و توانمندسازی اجتماعی را به دنبال میآورد.
نه احیای قطعنامههای شورای امنیت؛ بلکه احیای سازوکارهای اعتمادساز، طراحی ابزارهای نظارت متقابل و بازنگری در ساختار حقوقی برجام متناسب با واقعیات ؛ میتواند به فعال شدن ابتکارات دیپلماتیک جدید کمک کند
مسئله آب در ایران را میتوان از منظر قدرت سیاسی نگریست. دستگاه اداری هر حکومتی در نقش کارگاهی است که قدرت تولید میکند و فرصت «اجبار قانونی» برای سیاستگذاری عمومی فراهم میکند. اگر این کارگاه از تولید قدرت بازبماند، دولت ناکارآمد میشود و مردمان نیز نقش مقصود از کارگاه قدرت نمیگیرند و هریک در کار منفعت خویش میتازند. اما این ناکارآمدی دقیقا چگونه رخ میدهد؟
اعلام اخیر رئیس جمهور فرانسه مبنی بر تصمیم قریبالوقوع کشورش برای به رسمیت شناختن کشور فلسطین، گامی مهم و قابل توجه در مسیر احقاق حقوق اولیه ملت فلسطین، به ویژه حق بازگشت آوارگان تلقی میشود. این اقدام نه تنها در تداوم مصوبات گذشته مجمع عمومی سازمان ملل قرار میگیرد بلکه میتواند نقطه عطفی در تغییر نگاه بینالمللی نسبت به موضوع اشغالگری اسرائیل باشد.
تصمیم دولت برای خروج اتباع فضایی را ایجاد میکند که نیروهای ایرانی بر اساس قواعد و قوانین کار به کار گرفته شوند. با توجه به ظرفیتهای موجود در کشور، به سرعت میتوان نیروی کار ایرانی را جایگزین اتباع کرد و به نفع اقتصاد ملی و اشتغالزایی ارزش افزوده ایجاد کرد.
این روزها در یکی از مقاطع حساس تاریخ ایران به سر میبریم. کشور با مشکلاتی بنیادی در حوزه تابآوری و زیستپذیری سرزمینی، خطر بستهشدن پنجره جمعیتی و مهاجرت نخبگان مواجه است.
در مواجهه با فشردهترین موج تهدیدات نظامی، رسانهای و روانی علیه ایران طی سالهای اخیر، واکنش جامعه ایرانی واجد ویژگیهایی متفاوت با الگوهای پیشین بود. برخلاف بسیجهای تبلیغاتی از بالا که در موارد مشابه با مقاومت یا انفعال عمومی همراه میشد، اینبار شکلگیری نوعی همبستگی اجتماعی، هرچند ناپیدا و غیر فرمولهشده، در بستر یک درک مشترک از تهدید و ضرورت حفظ منافع ملی شکل گرفت.
در روزهایی که آتش جنگ در منطقه، هر لحظه در کمین شعلهور شدن دوباره است و دشمنان این سرزمین در پی رخنه به امنیت و انسجام ملیاند، در داخل برخی کنشگریهای سیاسی حکایت از عدم درک این موقعیت خطیر دارند. انتظار عمومی این بود که شرایط جدید باعث فهم ضرورت برخی تغییر رویکردها در داخل شود، از جمله در نوع رقابتهای سیاسی.
برجام حاصل جمع توان دیپلماتیک دنیا و اولین تصمیم حکومت ایران برای اتخاذ رویکرد بینالمللیگرایی بود تا از درون هنجارهای بینالمللی به اهداف و توانمندیهای صلحآمیز هستهایاش دست یابد. ولی با خروج ترامپ از آن امید مردم برای تعامل با جامعه بینالمللی به یأس تبدیل شد! اما حالا که این برجام قرار نیست برای ایران آب داشته باشد، بهتراست برای اروپا هم نان نداشته باشد.
هر چند جنگ ۱۲ روزه و پیامدهای آن، تلنگر و زنگ هشداری بود که حاکمیت و مردم را به کنترل راههای نفوذ و جاسوسی مصمم کرده است؛ اما در این میان، مسیری انحرافی، با تخدیر افکار عمومی، مرز میان واقعیت و توهم را مخدوش میکند. این پدیده را میتوان «جاسوسبازی» نامید که از سطح گفتوگوهای روزمره به دنیای رسانه به ویژه فضای مجازی و بالعکس سرایت میکند.