زهره نوروزپور: این روزها نام ترکیه اردوغان بر سر رسانههای منطقهای و جهان افتاده است. حالا او فعلا با تصاحب سوریه قدرت را در منطقه به دست گرفته و یکه تازی میکند. در اخرین اقدامات جدید خود حتی تلویزیون فارسی زبان را هم راه اندازی کرده است! اقدامات ترکیه چه معنایی برای ما دارد؟ ایا او سیاست ضدایرانی در پیش گرفته یا فقط قصد تقابل با تهران را دارد؟ از سویی دیگر روسیه نیز در مقابل اقدامات ترکیه سکوت کرده و واکنش دندانگیری نداشته است. این سکوت را چگونه باید تعبیر کرد؟ ایا روس ها در فکر انتقام هستند یا با ترکیه و دولت جدید سوریه همکاری خواهند کرد؟ پاسخ سوالات را از جعفر حقپناه استادیار مطالعات منطقهای دانشگاه جویا شدیم که در ادامه میخوانیم:ترکیه خیلی سال است که سیاست خاصی را نیت دارد علیه ایران پیش ببرد، ارتباط این کشور با علیاف سدهای لب مرز و اقدامات این دو کشور درباره دلان زنگه زور و حالا هم راه اندازی تلوزیون فارسی اقدامات ترکیه پس از سقوط اسد و اینکه سوریه فعلا دست انکارا است با توجه به اقوام لب مرز این کشور چه سیاسی را مقابل ایران پیش می برد؟
درباره فهم سیاست جاری ترکیه که مستقیم و غیرمستقیم ایران را در بر میگیرد بهتر است تقلیل گرایانه تحلیل نکنیم و با حذف سایر متغیرهای زمینهای و واسط در سطوح داخلی، منطقهای و بین المللی صرفا روابط دوجانبه ایران و ترکیه را مبنای بحث قرار ندهیم. باید فهمی از ترکیه جدید داشته باشیم. خصوصا در دوران اک پارتی که به تدریج به وضعیت فعلی رسیده و حالا در این چارچوب پیامدهای آن را در موضوعات مختلف آنالیز کنیم. با دستهبندی سیاست جاری ترکیه که بخشی از آن مستقیم به ایران برمیگردد، در این صورت سیاست آنها معنا و مفهمم پیدا میکند که آیا آنها سیاست ایران ستیزانه یا بی طرفانه؟ یا مکمل یا مقرن؟ یا دوجانبه و تاریخی میان دوکشور را دنبال میکنند؟در این دستهبندی من معتقدم که آن فهمی که از ترکیه داشتیم، به مثابه یک همسایهای که موازنه قدرت تاریخی با ایران را شکل داده که بر اساس آن ما با ثبات ترین، پایدارترین و حتی قدیمیترین مرزهای شناخته شده در خاورمیانه را بین خودمان داشتهایم و همواره این موازنه در مناسبات دو جانبه منطقهای اساس روابط ایران و ترکیه را شکل داده است؛ این موازنهای که وجود داشته شاید بعد از این اتفاقات به هم خواهد خورد و در آینده دچار تحولات جدی شود.یکی از دلایل پیشروی سیاست خارجی ترکیه این بود که اردوغان در دهههای گذشته توانست چالشهای محیط سیاست داخلی را کنترل کند. با همه تعارضات و شکنندگی که گریبان سیاست داخلی این کشور را گرفته بود اما بخش عمده آن حل و فصل شد و به نوعی به قدرت افکنی حتی خارج از مرزهای این کشور انجامید. حتی در حوزه اقتصادی شاهد بودیم با وجود تداوم برخی چالش ها؛ کاهش ارزش پول این کشور، در مجوع اقتصاد پویا و بالنده ای داشته است. حجم اقتصادی این کشور بیش از دو برابر شده و در نتیجه به این کشور قدرتی داده است که موازنه سابق را در مقابل بسیاری از قدرت های منطقه ای؛ شمول ایران، عربستان، مصر و حتی روسیه را به هم بزند و از رویکرد دیگر وارد تعامل شود. طبیعتا در همه این سالها باد مناسبی هم به بادبان کشتی سیاست خارجی ترکیه وزیده و این کشور با موقع شناسی و همراهی با تحولات نظام بین الملل از موقعیت ژئوپلوتیک و ژئواکونومیک خود بهرهبرداری بسیاری به عمل آورد.
در حال حاضر ترکیه با چین، روسیه و در کنار انها با اتحادیه اروپا روابط راهبردی و حسنه داشته و هم میتواند داشته باشد.این کشور از فضای رقابتی و خلاءی که در منطقه به وجود امد توانست منفعت و بهره خود را کسب کند. حتی توانست درخواست همکاری با بریکس را هم بدهد و از سوی دیگر از روسها اس ۴۰۰ بگیرد و از آمریکا و ناتو هم سفارش جنگنده پیشرفته دهد.
در یک دورهای این کشور سیاست خارجی خود را در ازمون و خطا قرار داد و نهایتا نتیجه آن ترکیه فعلی شد. این کشور به تدریج از قد و قوراه یک کشور کوچک منطقهای، در حال پوستاندازی به یک قدرت نوظهور درمنطقه است. به این معنا که سیاست خارجی ترکیه از حالت میانجی گرایانه ، انزوا و پرهیز از مداخلات در بحرانهای خاورمیانه و اقتصاد تجارت پیشهای که سیاست خارجی در خدمت اقتصاد قرار می داد خارج شده و میل به مداخله گرایی بیشتر در سیاست خارجی خود را دنبال میکند و در آینده بیشتر هم خواهد شد.
خلاء قدرتی که در منطقه خاورمیانه و قفقاز جنوبی به وجود آمد شرایط را برای قدرت گرفتن ترکیه فراهم کرد. در قفقاز جنوبی با ضعف روسیه و در خارومیانه با کاهش حضور امریکا در کنار اینها آغاز آن از بهار عربی که برخی از رهبران سنتی منطقهای مانند مصر و عربستان را به چالش کشید و ترکیه را نگران کرد که ایران بخواهد این خلاء قدرت را پر کند، به همین خاطر وارد یک سیاست ماجراجویانه هم در قفقازجنوبی و سوریه شد که در شروع چندان هم موفق نبود.
از چه نظر موفق نبود؟
به این دلیل که ترکیه در فرهنگ استراتژیک خود به گونه و شکلی که ایران در منطقه داشت تجربه نکرده بود. بنابراین بر اساس قدرت و توان اقتصاد ملی توانست به سرعت کاستیها را جبران کند. ترکیه در خاورمیانه و در قفقاز جنوبی سیاست خارجی تهاجمی پیش گرفته است که در هر دو منطقه با منافع و حوزه نفوذ سنتی ایران تقابل دارد. به نظر میرسد که همچنان این جنبه رقابتی با ایران استمرار داشته باشد. در عین حال ترکیه بر خلاف ما بیشتر اهل مذاکره و چانه زنی است. ترکیه با موقعیت شناسی خود که در آن خبره هستند می تواند به سرعت دستاوردهای شکننده خودش را تثبیت کند و در معامله با دیگران دستاوردهای خود را رسمیت بینالمللی ببخشد. ترکیه حتی در برخی موارد همکاری با ایران را هم به دلیل منافع کشورش ادامه در این موقعیت ممکن است ادامه دهد.
در ترکیه این جنبه رقابتی یک سویه نیست. ممکن است اردوغان در برخی از عرصه ها و موضوعات حتی با روسیه و ایران، حتی با کشورهای رقیب مانند مصر و امارات وارد همکاری شود به این جهت که در برخی حوزه ها مایل نیست وارد یک سرزمین سوخته شود و هزینه بیشتری کند. در سوریه هم شاهد بودیم که هزینههای میدان را قطر میپرداخت وترکیه ساز و برگ امکانات جغرافیایی، توان اطلاعاتی و قدرت نرم خود بهرهبرداری میکرد. من فکر میکنم آمیزهای از رقابت راهبردی و همکاری تاکتیکی در سطح منطقهای در ۳ الی ۵ سال آینده مبنای تعامل ایران و ترکیه را در مناطقی مثل شامات، خلیج فارس و خاورمیانه عربی و قفقاز جنوبی شکل خواهد داد.
برخی از تحلیلگران می گویند روسیه ساکت نمی ماند به دلیل از دست رفتن منافع و نابودی پایگاه نظامیاش در طرطوس، از سوی دیگر همکاری اوکراین در آموزش گروههای مخالف سوری، تا کنون روسیه واکنشی نداشته و این سکوت را برخی تعبیربه یک انتقام سیاسی یا نظامی کردهاند نظر شما دراینباره چیست؟
ما نمیتوانیم اتفاقاتی که در میدان میافتد را درمعادلات استراتژیک خیلی قطعی به عنوان تنها عامل ببینیم. به هرحال از ناحیه عملیات و تحرکات ترکیه به منافع روسیه اسیب جدی وارد شد. اما الان وضعیت در حال گذار است که به قطعیت نرسیده چون اولویت روسیه مدیریت جنگ اوکراین است. درواقع روسها در زمین اوکراین تعاملات را با همه قدرت ها از جمله ترکیه باز تنظیم و بازتعریف میکنند.
روابط مسکو و انکارا هیچوقت به حالت تنش گونه ای نخواهد رسید. حتی در بعد همکاری که در بحث هسته ای دارد و این همکاری را ادامه خواهند داد. احتمالا سایه ای از سردی و سکون برمناسبات دو کشور سایه بیاندزد. همانطور که بالاتر اشاره کردم؛ ترکیه مهارت چانه زنی و مذاکره را دارد به عنوان مثال سرنگونی هواپیمای نظامی روسیه از سوی ترکیه در آسمان سوریه در سال ۲۰۱۵ که اردوغان را راهی مسکو کرد و او با لحنی از عذر خواستن فضا را تلطیف کرد. ترک ها این مهارت را دارند که به سرعت از وضعیت بحران از طریق مذاکره خارج شوند. دیدیم که در بحبوبحه سقوط دمشق مذاکرات استانه را سریعا در دوحه با حضور آقایان عراقچی و لاوروف و فیدان برگزار کردند.
اگر چنانچه روسیه بتواند پایگاه نظامی خود را مجددا در لاذقیه و طرطوس داشته باشد که ما نمیدانیم در آینده معلوم خواهد شد و اگر این موضوع به خواست و اراده ترکیه مرتبط باشه ان وقت شاید ماجرا طور دیگری تعریف شود.
با وجود اینکه این مساله برای روسیه تلخ و سنگین است و به نوعی این وضعیت را از چشم ترکیه هم می بیند؛خیلی بر مناسبات دو کشور تاثیر نخواهد داشت. اما روس ها ابزار بازی و کارت خودشان را دارند که به وقت از ان استفاده کنند که من بعید می دانم. آن تلخی و سنگینی بین دو کشور مانند تهران و آنکارا نیست که بخواهد دو کشور را تحت تاثیر خود قرار بدهد.
منظور شما از سردی روابط ایران و ترکیه چیست لطفا کمی توضیح دهید؟
یک نوعی از سردی در همکاریهای منطقهای تهران و آنکارا وجود دارد درواقع طرز تلقی و رویکرد هریک از طرفین به بحران ها و نقش افرینی کنش گران و تاثیری که بر منافعشان دارد متفاوت است. از جمله در موضوع بحران فلسطین، شامات، مقابله با تروریسم افراطی گری و همینطور در قفقاز جنوبی. به همین دلیل بعید میدانم با وجود همه ساز و کارهای همکاری در کنفرانس اسلامی اجلاس دی هشت و اکو و بقیه موارد تصور نمی کنم خیلی تعامل و باب همکاری بین دو کشور گشوده شود. هر کدام راهبرد خود را جستجو و پیش خواهند برد.خصوصا اینکه متحدان و کشورهای بزرگی که هریک از این دو کشور با آن ارتباط دارند باهم در رقابت هستند.یعنی روسیه که الان رقیب است بیشتر با ایران همکاری دارد تا ترکیه و از آن سو ترکیه نیز با کشورها اروپایی که میانه خوبی با ایران ندارند همکاری دارد. که سردی روابط بین دو کشور از این زاویه قابل تحلیل است. از سوی دیگر روابط مسکو و آنکارا نیز نمی توان گفت که تیره است در همین وضعیت هم نوعی روابط ادامه دارد با این تفاوت که اولویت های هر دو کشور متفاوت است که برمبنای آن یک بازتعریف کلی خواهند کرد که امکان بده بستان را میان دو کشور فراهم می کند. اما درباره ایران و ترکیه قاعده حاصل جمع صفر وجود دارد و امکان همکاری بین دو کشور در سطح خیلی پایین وجود دارد.
صفحه اصلی » گروه » گزارش و تحلیل
یک کارشناس مسائل ترکیه معتقد است که ترکیه از ترس قدرت گرفتن ایران در منطقه پس از بهار عربی واهمه داشت و از آن پس سیاست تهاجمی را در پیش گرفت تا مانع از قدرت گرفتن تهران در منطقه شود.





ثبت دیدگاه