ریحانه اسکندری: بیبیسی در گزارشی که برای واکاوی دلایل شهرت و نفوذ فرهنگ کره جنوبی به جهان نوشته است آغازی جالب انتخاب کرده است. مینویسد: «ایان برینگر استاد زبان انگیسی در کره جنوبی، تنها ۱۴ سال داشت که به طور تصادفی با سریال «فول هاوس» آشنا شد؛ یک کمدی رمانتیک کره جنوبی که در آن دو غریبه مجبور میشوند با هم زیر یک سقف زندگی کنند.»
او که در خانهاش در ممفیس نشسته بود، کنترل تلویزیون را برداشت و دکمه پخش را زد؛ با این تصور که این سریال، نسخه آسیایی از سیتکام معروف آمریکایی دهه ۱۹۸۰ با همین نام است. اما تا قسمت سوم طول کشید تا متوجه شود این دو سریال جز نام، هیچ شباهتی به هم ندارند. با این حال، او دیگر جذب داستان شده بود و بله، این انتخاب تصادفی، زندگیاش را برای همیشه تغییر داد.
هماکنون، یعنی تقریبا سیزده سال بعد از ماجرایی که در ابتدا روایت شد، ایان معلم زبان انگلیسی در کره جنوبی است و میگوید عاشق زندگی در آنجاست. او در این رابطه توضیح میدهد: «تمام غذاهایی را که در کیدراماها دیده بودم، امتحان کردم و توانستم در کنسرتهای چند تن از هنرمندان کیپاپ شرکت کنم؛ همانهایی که با ترانههایشان زبان کرهای یاد میگرفتم.»
زمانی که ایان در سال ۲۰۱۲ با سریال «فول هاوس» آشنا شد، صنعت سرگرمی کره جنوبی تنها یک نقطه کوچک در چشم جهانیان بود. در آن زمان، معروفترین صادرات موسیقی پاپ کرهای، آهنگ «Gangnam Style» از «سای» بود. آهنگ معروفی که در ایران هم شنوندههای زیادی داشته است، شنوندههایی که شاید حتی نمیدانند این موسیقی برای چه کسی یا محصول کدام کشور است، ولی حداقل یک بار به گوششان خورده است.
همه چیز برای کره جنوبی تغییر کرده است. تا همین لحظه، میتوان به جدیت گفت بیش از ۲۲۰ میلیون نفر در سراسر جهان طرفدار سرگرمیهای کرهای هستند، یعنی چهار برابر جمعیت خود کره جنوبی.
این شهرت جایی مورد توجه قرار می گیرد، که با پخش فصل چهارم و آخر سریال «بازی مرکب»، تمام رکوردهای نتفلیکس در تمام دوران جا به جا میشوند و مردم از تمام جهان یک سریال غیر انگلیسی زبان را تبدیل به پر مخاطبترین سریال این پلتفرم میکنند.
اما سوال اصلی اینجاست، کره جنوبی چه طور به این نقطه رسید؟ در حال حاضر نهتنها فیلم، سریال و موسیقی، بلکه حتی رمانهای کرهای و سبک تغذیه و مدل زیست فرهنگی آنها نیز برای مردم جهان قابل توجه است.
بهگفته کارشناسان، آنچه «موج کرهای» نام گرفته، زمانی جهان را درنوردید که موفقیت سرویسهای استریم با کیفیت تولید الهامگرفته از آمریکا همراه شد و در این میان، سرگرمی کرهای از موسیقی پاپ و درامهای عاشقانه گرفته تا آثار تحسینشدهای که بر پایه مضامینی جهانی ساخته شدهاند کاملاً آماده بهرهبرداری از این فرصت شدند.
فرار از دیکتاتوری به سمت جهانی شدن
پس از پایان دیکتاتوری نظامی کرهجنوبی در سال ۱۹۸۷، سانسور کاهش یافت و شبکههای تلویزیونی متعددی راهاندازی شدند. هی سونگ چونگ، دانشیار مطالعات سینمای کره در دانشگاه بوفالو، میگوید: «در زمانی کم، نسلی از خالقان هنری و فرهنگی ظهور کردند که با ستایش هالیوود و هیپهاپ بزرگ شده بودند.»
تقریباً همزمان با این تحولات، کرهجنوبی بهسرعت ثروتمند شد و از رونق صادرات خودرو و لوازم الکترونیکی بهرهمند گردید. سرمایه شرکتهای بزرگ تجاری، که در کره آنها را «چبول» مینامند، وارد تولیدات سینما و تلویزیون شد و به این آثار جلوهای شبیه به هالیوود بخشید.
چونگ توضیح میدهد: «این شرکتها صاحب بخش عمدهای از صنعت شدند؛ از تولید گرفته تا سالنهای سینما. بنابراین حاضر بودند برای ساخت فیلمها هزینههای هنگفتی بپردازند، بدون آنکه چندان نگران ضرر باشند.»
در همین حال، موسیقی کیپاپ در میانه دهه ۹۰ میلادی به یک تب و تاب داخلی در کره جنوبی تبدیل شد و موفقیت گروههایی مانند هات و شینهوا را به همراه داشت.
این موفقیت باعث شد تا آژانسهای سرگرمی در کره از سیستم سختگیرانه مدیریت هنرمندان ژاپنی الگوبرداری کنند؛ سیستمی که شامل شناسایی استعدادهای جوان (اغلب در سنین نوجوانی) و بستن قراردادهای بلندمدت با آنها بود؛ قراردادهایی که طی آن، هنرمندان به «آیدلهایی کامل» (اصطلاح از افراد مشهور که طرفداران زیادی دارند تبدیل به بت و الگوی تعدادی زیادی میشوند) تبدیل میشدند، با تصاویری بینقص و شخصیتهایی بهشدت کنترلشده در انظار عمومی. با جا افتادن این سیستم، کیپاپ نیز دگرگون شد و آیدلهای بیشتری خلق شدند.
تا دهه ۲۰۰۰، برنامههای تلویزیونی کرهای و موسیقی کیپاپ در شرق و جنوب شرق آسیا به محبوبیت رسیدند. اما این «استریمینگ» بود که آنها را به سراسر جهان برد و وارد زندگی هر کسی شد که یک گوشی هوشمند در دست داشت.
از آن زمان، «موتور پیشنهادگر محتوا» نقش اصلی را بر عهده گرفت. موتوری که نقش کلیدی در آغاز علاقهمندی مخاطبان به فرهنگ کرهای ایفا کرد؛ بهگونهای که تماشاگران را از یک برنامه به برنامه بعدی هدایت میکرد، در ژانرها و حتی پلتفرمهای مختلف.
گسترش فرهنگ کرهای را میتوان در اقسام مختلف مورد بررسی قرار داد. در بخش موسیقی گروههایی مانند بی تی اس و بلک پینک، با قدرتی عجیب میتوانند در مهمترین رویدادهایی جهانی و در بزرگترین مکانهای جهان بارها و بارها اجراهایی برگزار کنند که در آنها جای سوزن انداختن هم نیست. بیتیاس و بلکپینک حالا دیگر رسما نامهایی آشنا در مدار پاپ جهانی هستند. برای مثال در همین لحظه صفحه اینستاگرام گروه بی تی اس بیش ز ۷۸ میلیون دنبال کننده دارد که این موضوع خود قابل توجه است.
اما چرا گروهی مثل بیتیاس این قدر برای جهان جذاب میشود؟
گروه موسیقی بیتیاس که فعالیت خود را در سال ۲۰۱۳ تحت لیبل بیگ هیت اینترتیمنت آغاز کرد، در ابتدا با مفاهیمی چون فشارهای زندگی برای نوجوانان، نابرابری اجتماعی و هویت فردی در ترانههای خود، توجه مخاطبان داخلی را جلب کرد.
اما چیزی نگذشت که صدای آنها از مرزهای کره عبور کرد و به موجی جهانی تبدیل شد.
ترکیب موسیقی پاپ، هیپهاپ، آر اند بی و الکترونیک، رقصهای بسیار هماهنگ و حرفهای، روایتهای صادقانه از رنجها و امیدهایی که شخصا تجربه کرده بودند و همچنین حضور فعال در شبکههای اجتماعی، از جمله عوامل موفقیت جهانی این گروه به شمار میروند.
بیتیاس با تولیدات موسیقایی، ایجاد هویت مستقل، صداقت عاطفی، و ایجاد نزدیکی بیواسطه با هواداران خود که کمپانی برنامهریز آن ها نقش مهمی در آن دارد، توانستند نوعی رابطه عاطفی عمیق با میلیونها نفر در سراسر جهان برقرار کنند.
آنها نماینده صدایی شدند که بسیاری از جوانان در فرهنگهای مختلف در خود سراغ دارند اما کمتر دیده یا شنیده میشود.
همچنین استفاده هوشمندانه از زبان انگلیسی در برخی آثار، همکاری با هنرمندان بینالمللی، و پیامهای انسانی و صلحطلبانه در قالب کمپینهایی چون «Love Myself»، باعث شد تا از یک گروه موسیقی فراتر رفته و به یک پدیده فرهنگی جهانی تبدیل شوند.
در اینجا بحث مهم دقیقا همان ایجاد هویت مستقل است. منیجرهای بیتیاس دست روی نکاتی گذاشتند که شاید کمتر گروهی به سمتش میرفت. آنها در عین داشتن شهرتی که شاید حتی ترسناک باشد، توسط کمپانی خود فضایی را در اختیار داشتند که در عین طی کردن پلههای ترقی هرگز از طرفداران فاصله نمیگرفت و در تلاش ایجاد عنصر خانواده در این رابطه بود. همین موضوع باعث شد، این گروه مدتی بعد نهتنها در مراسم گرمی بدرخشد و در کاخ سفید حضور داشته باشد بلکه بتواند خود را تبدیل به به یک سمبل، چه درست و چه غلط بکند.
اما منتقدان ساکن غرب از بیتیاس چه میگوید؟
استاد و منتقد فرهنگی لی او ـ یانگ، که او را به «نوآم چامسکی» کره تشبیه کردهاند میگوید: «چرا مردم غربی چادر زده و بیرون خوابیدهاند تا بیتیاس را ببینند؟ برای تعقیب صداهای زیبا. آیا این به معنای فروش کالا است؟ نه، این تجارت قلبهاست.»
جف بنجامین، ستوننویس معتبر حوزه کیپاپ در آمریکا میگوید: «آنها نیروی تأثیرگذاری هستند که مرزهای موسیقی پاپ در آمریکا را تغییر دادهاند. بعد از لیدی گاگا، همه دنبال بیتیاس هستند. اکنون میبینیم افراد مهم بیشتری از هنرمندان کرهای حمایت میکنند.»
گاردین در تحلیلی درباره آلبوم «نقشهای برای قلب» این گروه مینویسد: «آنچه بیتیاس را متمایز میکند، مشارکت مستقیم اعضا در نوشتن، تولید و خلق هنری آثارشان است؛ نشانهای که مخاطبان غربی برایش ارزش زیادی قائلاند.»
از بیتی اس، کیدراما، تا صنعت سینما و ادبیات، چه طور کره جنوبی تبدیل به خانه قدرت فرهنگی شد؟





ثبت دیدگاه