محمدحسن نجمی؛ دو خداحافظی در یک روز برای دولتی که کمی بیشتر از ۶ ماه است بر سر کار آمده، دو خداحافظی که برای دولت مستقر میتواند ضربهای مهلک باشد و برای مخالفان پیروزی.
برای دولت مستقر به معنای چند قدم به عقب باشد و برای مخالفان چند برابر آن قدمها، گام رو به جلو؛ برای دولت مستقر زنگ خطر اتفاقات جدید و برای مخالفان نوید روزهای پیروزی؛ برای دولت مستقر ناکامی در پوشاندن جامه عمل بر وعدههایش و برای مخالفان ناکام گذاشتن دولت در عمل به وعدهها؛ و در نتیجه همه اینها، برای دولت مستقر رفتن لبه پرتگاه سقوط و برای مخالفان رسیدن به آرزویی که ماهها آن را دنبال میکنند تا خودشان را در دولت جایگزین پیروز انتخابات کمرونق تیر ۱۴۰۳ کنند؛ دولت مستقر به ریاست مسعود پزشکیان و مخالفان با حضور پایداریچیها و حامیان نامزد شکست خورده انتخابات، به سرتیمی همان نامزد شکست خورده، سعید جلیلی.
روز گذشته که حامیان نامزد شکست خورده انتخابات گذشته در قوه مقننه در حال هلهله کردن برای انداختن یک وزیر دولت «وفاق ملی» بودند، یکی از معاونان رئیس جمهوری هم به دفتر ریاست قوه قضا رفت تا نه به صورت کاغذی که به صورت لفظی حکم برکناریاش را تحویل بگیرد.
دو ضربه کاری به دولت پزشکیان در یک روز
روز گذشته عبدالناصر همتی وزیر وقت اقتصاد به دلیل افزایش نرخ تورم و قیمت ارز به مسلخ مجلس برده شد و آنجا او را برکنار کردند و محمدجواد ظریف به دفتر محسنی اژهای فراخوانده شده بود تا رئیس قوه قضاییه به او بگوید که بابت رعایت قانون مشاغل حساس باید از سمت خود کنار برود؛ قانونی که میگوید مدیران سطح یک کشوری و لشکری نباید در میان همسر(ان) و فرزندانشان کسی تابعیت کشورهای بیگانه را داشته باشد. مورد ظریف از طریق استجازه از یکی از مقامات عالی نظام حل شده بود و حتی کمال خرازی نامهای به رهبری نظام نوشته بود و در آن درخواست کرده بود تا این قانون فرزندانی که به صورت قهری کسب تابعیت کردهاند را مستثنی کند که رهبری نظام هم هامشی پای آن نوشته و آن نامه راهی کمیسیون مربوطه در مجلس شده بود.
در این دو ماجرا دولت در یک روز ضربات کاری زیادی خورد؛ وزیر اقتصاد و معاون راهبردی؛ اما در این بین مخالفان و دشمنان دولت بودند که به دو پیروزی رسیدند.
در روزی که مجلس به جای سوال و بازخواست رئیس کل بانک مرکزی به عنوان متولی بازار ارز و تورم،(که البته قانونا نمیتواند استیضاح شود) وزیر اقتصاد را قربانی کرد تا مدیری به جا مانده از دولت ابراهیم رئیسی و کسی که عملکردش در آن دولت هم با انتقادات زیادی روبرو شده بود، در امان بماند.
از سوی دیگر مخالفان یک پیروزی دیگرشان در دفتر رئیس قوه قضا رقم خورد؛ آنها به شدت به دنبال انداختن ظریف از کابینه پزشکیان بودند؛ اما با این وجود با مقاومت و لابیهای پزشکیان ناکام مانده بودند و در نهایت این فشارها هم جواب داد و ظریف استعفا داد.
آینده چه میشود؟/ قالیباف انتخاب خود را کرد، زمان تصمیم گیری پزشکیان است
از به بعد خیلی از مناسبات و تعاریف خواه ناخواه دچار تغییر و بازتعریف خواهند شد؛ از وفاق گرفته تا تعامل و همدلی و مناسبات سه قوه.
در چنین شرایطی این مسعود پزشکیان است که باید هرچه زودتر مفاهیم وفاق و تعامل را در ارتباط با دو قوه دیگر بخصوص مجلس و ریاست آن باز تعریف کند. در جریان استیضاح طیف قالیباف به وضوح پشت سر تندروها و طیف سعید جلیلی قرار گرفتند و با حمایت از این طیف، مخالفان و دشمنان دولت موفق شدند یکی از وزرای کلیدی دولت را بیندازند.
پر واضح است که اگر قالیباف میخواست و ارادهاش بر تعامل با دولت بود، با قدرت لابیگری خود میتوانست جلوی نتیجه استیضاح را بگیرد و اجازه ندهد در فاصله ۲۰ روز مانده تا پایان سال یکی از مهمترین وزارتخانهها بدون وزیر شود. اما او با وجود آنکه در یکی دو هفته اخیر از سوی طیف سعید جلیلی مورد هجمه سنگین قرار گرفته است، اما باز هم ترجیح داد تا زیر خیمه نمایندگان حامی جلیلی برود و به میل آنها قدم بردارد.
از این رو دیگر نمیتوان گفت که وفاق میان رئیس مجلس با رئیس جمهوری مانند روز قبل از استیضاح است. به عبارت دیگر قالیباف میان پزشکیان و جلیلی، در روز استیضاح جلیلی را انتخاب کرد و در ادامه نیز باید این انتخاب خود را ادامه دهد؛ چرا که رفتار ژلهای در سیاست ایران سالهاست که به بنبست رسیده است.
ظریف و همتی؛ دو قربانی در یک روز/ تندروها فشار برای استعفای پزشکیان را افزایش میدهند؟
انگیزه برای فشارهای بیشتر؛ از عفاف و حجاب تا FATF و استیضاح دیگر وزرا
از سوی دیگر تندروها در آیندهای نزدیک با این دو پیروزی که کسب کردهاند، دست برتر در سیاست را خواهند داشت؛ آنها دیدهاند که با هجوم و ایجاد فشار همهجانبه بر دولت و مجلس و قوه قضاییه، و مهمتر از همه، سر و صدای رسانهای با استفاده از امپراتوری رسانهای که در اختیارشان قرار دارد(مانند رسانههای خاصی که به برخی نهادها منتسب هستند) میتوانند تاثیرگذاری خود را بازیابی کنند.
آنها این روزها سرمست از دو پیروزی در یک روز، خیز پرفشاری برای برداشتند گامهای بعدیشان برمیدارند؛ از جمله اجرای قانون عفاف و حجاب. چرا که تا دیروز با اجماعی که در شورای عالی امنیت ملی ایجاد شده بود(احتمالا غیر از سرتیم مخالفان دولت) جلوی اجرای قانون عفاف و حجاب گرفته شده بود؛ اما حالا با دست بالای تندروها در فضای سیاسی و همینطور در پیش بودن فصول بهار و تابستان باید منتظر بود که تندروها با هجمههای سنگینتر از مورد ظریف، این قانون را به اجرا دربیاورند.
مورد رفع فیلترینگ یکی دیگر از وعدههای پزشکیان بود که به مذاق تندروها و سرتیم آنها خوش نمیآید؛ آنها حتی تاب و تحمل رفع فیلترینگ از پیامرسان نامحبوب واتساپ را هم نداشتند و دولت را برای این اقدام آماج حملات خود قرار دادند. کما اینکه پس از اعلام سخنگوی دولت مبنی بر احتمال رفع فیلترینگ از اینستاگرام و تلگرام تا پایان سال، حملات تندی از سوی جماعت تندرو به سمت دولت آغاز شد. یا مورد دیگر حل و فصل استخوانی لای زخم به نام دو لایحه مرتبط با FATF است؛ لوایح پالرمو و CFT که سالهاست در مجمع تشخیص مصلحت نظام معطل مانده و اقتصاد کشور را هم معطل گذاشته است که خرج این معطلی از جیب مردم ایران میرود؛ چرا که با توجه به حضور ایران در لیست سیاه این نهاد مالی، جابجایی پول برای ایران هزینهای چندبرابری دارد و این هزینه اضافه باید از جیب مردم برداشته شود.
با این وجود چند ماه پیش پزشکیان طی نامهای، از رهبری نظام اجازه خواست که این لوایح معطل مانده، دوباره در مجمع بررسی شوند که رئیس جمهوری به خواسته خود رسید؛ اما از زمانی که جواب مثبتی برای این موضوع گرفته تا الان، نه تنها تعیین تکلیف و تصویب نشدهاند بلکه هیچ پالس مثبتی نیر مبتنی بر اینکه قرار است تصویب شوند هم به فضای سیاسی مخابره نشده است.
تندروها البته بعید است که استیضاح را کنار بگذارند و در گام های بعدی ممکن است به سراغ دیگر وزرای دولت خصوصا اصلاح طلبان دولت مانند ظفرقندی و میدری هم بروند، و البته وزیر راه دولت که سوال از او درنیز کلید خورده است.
از به بعد با استیضاح همتی و استعفای ظریف، خیلی از مناسبات و تعاریف خواه ناخواه دچار تغییر و بازتعریف خواهند شد؛ از وفاق گرفته تا تعامل و همدلی و مناسبات سه قوه.





ثبت دیدگاه