به گزارش اسرار، براساس گزارشهای منتشر شده مرکز آمار ایران تعداد ولادتهای ثبت شده برحسب جنس و مناطق جغرافیایی در سال ۱۴۰۰ یک میلیون و ۱۱۶ هزار و ۲۱۲ مورد بوده که به تفکیک ۵۷۵ هزار و ۹۵۸ نفر پسر و ۵۴۰ هزار و ۲۵۴ نفر دختر بودهاند.
در سال ۱۴۰۱ میزان ولادت کاهش یافته و یک میلیون و ۷۵ هزار و ۲۳۱ مورد ثبت شده که به ۵۵۵ هزار و ۸۲۰ نفر پسر و ۵۱۹ هزار و ۴۱۱ نفر دختر بودهاند.در سال ۱۴۰۲ نیز میزان ولادتهای ثبت شده بر حسب جنس و مناطق جغرافیایی به روند کاهشی خود ادامه داده و به یک میلیون و ۵۷ هزار و ۹۶۴ مورد رسیده که ۵۴۷ هزار و ۹۷۳ نفر پسر و ۵۰۹ هزار و ۹۹۱ نفر دختر بودهاند.
آن طور که در این گزارش آمده در سال ۱۴۰۳، میزان ولادتهای ثبت شده به زیر یک میلیون رسیده و ۹۷۹ هزار و ۹۲۹ مورد بوده که از این میزان ۵۰۵ هزار و ۴۰۳ پسر و ۴۷۴ هزار و ۵۲۶ دختر بوده است.همچنین در بهار امسال ۲۱۴ هزار و ۲۲۹ نفر متولد شدهاند که از این تعداد ۱۱۱ هزار و ۲۴۱ نفر پسر و ۱۰۲ هزار و ۹۸۸ نفر دختر بودهاند.
در تابستان ۱۴۰۴ هم ۲۴۵ هزار و ۹۸۰ مورد ولادت ثبت شده است که از این تعداد ۱۲۸ هزار و ۱۱۹ نفر پسر و ۱۱۷ هزار و ۸۶۱ نفر دختر متولد شدهاند.گفتنی است؛ آمار شش ماهه ولادت در سال جاری نیز نسبت به مدت مشابه پارسال روند کاهشی خود را حفظ کرده است.
درحالیکه میزان باروری ایرانیها در سال ۱۴۰۳ به کمتر از ۱.۵ فرزند به ازای هر زن کاهش یافته است، براساس مطالعات انجام شده «تهران» چهار سال پیش از رسیدن کشور به زیر سطح جانشینی، به این سطح رسیده و در سال ۱۴۰۳ میزان باروری ۱.۱ فرزند را تجربه کرده است.
هلیا اقدامی پژوهشگر حوزه زن و خانواده و کارشناس گروه سبک زندگی مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران در گفتوگو با خبرگزاری دانشجویان ایران، با بیان اینکه در دهههای اخیر، مسئله جمعیت در ایران از یک دغدغه صرفاً آماری به چالشی فرهنگی و معنایی تبدیل شده است، اظهار کرد: نرخ باروری کل کشور کاهش یافته و هشدارها درباره آینده جمعیتی ایران بسیار جدی است. ایران یکی از سریعترین کاهشهای باروری را در دنیا داشته است، به طوریکه باروری در ایران در چند دهه اخیر کاهش چشمگیری را تجربه کرده و حدود دو دهه است که به زیر سطح جانشینی رسیده است.
وی با بیان اینکه میزان باروری ایرانیها در سال ۱۴۰۳ به کمتر از ۱.۵ فرزند به ازای هر زن کاهش یافته است، درباره وضعیت استان تهران نیز گفت: استان تهران دارای باروری بسیار پایین ۱.۱ فرزند در سال ۱۴۰۳ بوده است و تهران چهار سال پیش از رسیدن کشور به زیر سطح جانشینی، به این سطح رسیده است.اقدامی با استناد به مطالعهای در این زمینه یادآور شد: براساس مطالعات انجام شده، شیب کاهشی باروری در استان تهران در آینده با شدت بیشتری ادامه خواهد یافت و انتظار میرود میزان باروری کل در استان تهران تا سال ۱۴۰۸ به حدود ۱.۰۶ فرزند برسد. حال سوال اصلی این است که چرا بسیاری از زوجین جوان، بهویژه متولدین دهههای ۷۰ و ۸۰، نسبت به فرزندآوری بیمیل یا مردد هستند؟.
این کارشناس گروه سبک زندگی مرکز مطالعات و برنامهریزی شهر تهران ادامه داد: هرچند اگر از زوجین بپرسید مانع اصلی شما برای فرزندآوری چیست؟ اکثریت آن ها می گویند مشکلات اقتصادی، مسکن و معیشت، اما بهنظر میرسد که مشکل نسل جوان، صرفاً اقتصادی نیست؛ طبق پژوهش های انجام شده در شهر تهران، پایینترین میانگین باروری برای مناطق ۱، ۲، ۳، ۵ و ۶ است که به لحاظ برخورداری از شاخص های توسعه یافتگی از بالاترین سطح برخوردارند، لذا مشکل در جای دیگری است و بهتر است علت عدم تمایل به فرزندآوری جوانان را در عمق باورها و نگرشهای آنان واکاوی کنیم.
این پژوهشگر حوزه زن و خانواده با اشاره به اینکه درک نسل جدید از معنای فرزند داشتن تغییر کرده است، گفت: نسل Z ایرانی، فرزند را نه بهعنوان ضرورت زندگی، بلکه تصمیمی هویتی میبیند و روزی به بچه دار شدن فکر می کند که هیچ آسیبی به استقلال و پیشرفت شخصی اش وارد نکند.
اقدامی معتقد است که در فرهنگ ایرانیِ سنتی، فرزندآوری نشانه تداوم حیات و اعتبار خانوادگی بوده است. خانواده، پیوندی میان نسلها میساخت و فرزند، نماد برکت و پایداری به شمار میرفت. اما طی سه دهه اخیر، تحولات اجتماعی و فرهنگی این معنا را جابهجا کرده است؛ افزایش شهرنشینی، رشد تحصیلات دانشگاهی، بالا رفتن سن ازدواج و دسترسی گسترده به اینترنت، همگی به شکلگیری نوعی فردگرایی فرهنگی انجامیدهاند که در آن مفهوم «خود» بر «ما» اولویت دارد. در چنین زمینهای، ازدواج و فرزندآوری دیگر بخشی از مسیر طبیعی زندگی نیستند، بلکه انتخابهایی هستند که باید «دلیل شخصی و قانعکننده» برای آنها وجود داشته باشد. نشانههای این تغییر معنا را میتوان بهوضوح در فضای مجازی دید؛ محتوای هزاران پست و توییت نشان میدهد که فرزند در این فضا نه برکت و امید زندگی ، بلکه مخاطره تلقی میشود؛ مخاطرهای برای آزادی، توسعه فردی و آرامش زوجها.وی تاکید کرد: در جهان ذهنی نسل Z، خوشبختی نه در تعداد اعضای خانواده، بلکه در گستره تجربه و رضایت فردی تعریف میشود. در نگاه آنان، زندگی ایدهآل لزوماً نیازی به تکرار مدل والدین ندارد. در این دیدگاه موفقیت و پیشرفت تنها در تحصیلات بالا، ارتقای شغلی، تفریح و سفر، داشتن امکانات و لاکچری نمایی تعریف می شود و شاید خوش گذرانیهای موقت و ناپایدار جایگزین عشق ابدی خانوادگی، امید و حمایت پایدار شده است. در روایت زندگی نسل Z، موفقیت بیش از هر چیز با پیشرفت فردی، استقلال، و توسعه فردی تعریف میشود.
خانواده و فرزند، در این چارچوب، نه بهعنوان بخشی از مسیر زندگی مطلوب، بلکه اغلب بهمثابه عاملی محدودکننده در مسیر رشد فردی بازنمایی میشوند.
این کارشناس گروه سبک زندگی مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران تصریح کرد: این دگرگونی نگرشی نه حاصل یک سیاست یا پیام مشخص، بلکه نتیجه انباشت پیامهای فرهنگی، الگوهای زیستی و بازنماییهای ضمنی است که در زندگی روزمره بازتولید میشوند. در چنین فضایی، فرزندآوری بهتدریج از یک کنش ارزشمند و معنادار اجتماعی، به انتخابی شخصی، پرهزینه و نیازمندِ توجیه تبدیل شده است.
اقدامی با بیان اینکه این تحول ارزش، چالش بزرگی برای سیاستگذاری فرهنگی است، افزود: تا وقتی ذائقه فرزندآوری و نگرش به خانواده به عنوان عاملی محدودکننده و دست و پا گیر تلقی میشود، نمیتوان با شعار یا پاداش مالی، منظومه معنایی خوشبختی را دگرگون کرد.
وی با اشاره به اینکه نسل Z ایرانی در مرحله بازتعریف ارزشهای بنیادی زندگی است، خاطرنشان کرد: برای بسیاری از نسل Z، فرزند داشتن انتخابی معناشناسانه است نه وظیفهای سنتی. سیاستهایی که هنوز بر منطق «باید و نباید» استوارند، درک نمیکنند که رفتار نسل جدید قبل از هر چیز، تابع جهان معنایی تازهای است اگر این جهان جدی گرفته نشود، همه برنامهها برای افزایش جمعیت (از وام ازدواج تا تسهیلات برای مادران شاغل) با مقاومت فرهنگی مواجه خواهند شد. مسیر پیشرو، نه بازگشت به گذشته، بلکه گفتوگویی فرهنگی است برای ساختن روایتی مدرن از خانواده است، خانوادهای که انتخاب میشود، با عشق حفظ میشود و با معنا ادامه مییابد.





ثبت دیدگاه