دونالد ترامپ ۲۰ ژانویه ( ۱ بهمن) برای دومین بار به عنوان رئیس جمهوری آمریکا به کاخ سفید بازگشت. وی در دور اول ریاست جمهوریاش برنامههای غیرمنتظرهای حتی برای متحدان آمریکا داشت که با واکنشهای بسیاری همراه بود. طبق گزارشهای متعدد رسانههای بینالمللی، ترامپ این بار هم برای همه دنیا از جمله ایران برنامههای متفاوتی خواهد داشت که میتواند ترکیبی از سیاستهای دور قبل و جدید باشد.دونالد ترامپ برای دومین بار به دفتر بیضی کاخ سفید باز گشت تا شاید جهان شاهد پر التهابترین روزهای خود و یا برعکس آنچه دمکراتهای آمریکا و سیاستمداران اروپایی میگویند همانند چهار سال اول زمامداری خود بر واشنگتن شاهد کم جنگترین دوران تاریخ معاصر ایالاتمتحده آمریکا باشد.با نگاه و تکیه بر تحلیل دوره اول ریاستجمهوری ترامپ که از همان روزهای اول با فرمان خروج یکطرفه از معاهده برجام آغاز و با سیاستهای شدید ضد ایرانی و کمپین فشار حداکثری ادامه پیدا کرد، میتوان انتظار داشت، مدل کنش سیاسی دونالد ترامپ در دور جدید ریاست بر کاخ سفید نسبت به قبل تغییر چندانی نداشته باشدموضوعی که برای ما ایرانیها بیشتر از هر چیز دیگری در این روزهای بازگشت ترامپ حائز اهمیت جلوه میکند، مدل رفتاری و گفتمانی است که دونالد ترامپ و تیم سیاستخارجی و امنیت ملی دولت جدید آمریکا، نسبت به ایران در پیش خواهند گرفت.با نگاه و تکیه بر تحلیل دوره اول ریاستجمهوری ترامپ که از همان روزهای اول با فرمان خروج یکطرفه از معاهده برجام آغاز و با سیاستهای شدید ضد ایرانی و آغاز کمپین فشار حداکثری ادامه پیدا کرد، میتوان انتظار داشت، مدل کنش سیاسی دونالد ترامپ در دور جدید ریاست بر کاخ سفید نسبت به دور اول تغییر نداشته باشد.این ادراک ذهنی با سخنان تند و موضعگیریهای خصمانهای که رئیسجمهور جدید آمریکا و افراد نزدیک به وی ، مانند «مارکو ربیو» کاندیدای وزارتخارجه و «مارک والتز» مشاور امنیت ملی در دوران تبلیغات انتخاباتی و پس از آن انجام دادهاند، شکل گرفته است.
نگاهی گذرا به سیاستهای ضد ایرانی ترامپ در دور اول ریاستجمهوری
سیاستهای ضدایرانی ترامپ در دوره اول ریاستجمهوریاش، بسیار فراتر از یک رویکرد ساده بود و شامل مجموعهای از اقدامات هماهنگ و متقابل بود که هدف اصلی آن، اعمال فشار حداکثری بر ایران برای تغییر رفتارهای منطقهای،تسلیحاتی و هستهای تهران بود. این سیاست پیچیده و شامل ابعاد مختلفی بود که در ادامه برخی از جزئیات برنامه ترامپ را بررسی میشود:۱. خروج از برجام و بازگرداندن تحریمها: این اقدام، سنگ بنای اصلی سیاست فشار حداکثری ترامپ بود. او برجام را توافقی ضعیف و ناکافی میدانست که جلوی برنامه هستهای ایران را نمیگیرد و منافع آمریکا را در بلند مدت تأمین نمیکند. به جای مذاکره برای اصلاح برجام، ترامپ در ۸ مه ۲۰۱۸ از توافق خارج شد و به دنبال آن، تحریمهای پیشین را علیه ایران (که در چارچوب برجام تعلیق شده بودند) به طور کامل و با افزودن تحریمهای جدید، به اجرا گذاشت. هدف اصلی از این تحریمها، ایجاد فشار حداکثری اقتصادی بر ایران و در نتیجه مجبور کردن به مذاکره برای دستیابی به توافقی سختگیرانهتر بود.
۲. تحریمهای فراتر از برجام (Secondary Sanctions): علاوه بر بازگرداندن تحریمهای پیشین، دولت ترامپ تحریمهای جدیدی را نیز وضع کرد که فراتر از محدوده برجام بود. این تحریمها، افراد و شرکتهای خارجی را که با ایران تجارت میکردند، هدف قرار داد (Secondary Sanctions).
این اقدام، فشار زیادی بر شرکتها و دولتهای خارجی وارد و بسیاری از آنها را از همکاری با ایران منصرف کرد. این سیاست، به طور قابل توجهی ایران را از سیستم مالی جهانی جدا و دسترسی آن به منابع مالی بینالمللی را محدود کرد.
۳. افزایش فشار و تهدید نظامی: همزمان با اعمال تحریمهای اقتصادی، دولت ترامپ حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس و منطقه را افزایش داد. این شامل اعزام ناوهای هواپیمابر، افزایش تعداد نیروهای نظامی و افزایش رزمایشهای نظامی مشترک با متحدان منطقهای (مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی) بود.
۴. تمرکز بر فعالیتهای منطقهای ایران: سیاستهای ترامپ نه تنها بر برنامه هستهای ایران، بلکه بر فعالیتهای منطقهای آن نیز تمرکز داشت. دولت ترامپ از گروههای مخالف دولت ایران ( به صورت محتاطانه و غیر مستقیم) حمایت میکرد و به طور همزمان از رقبای منطقهای ایران حمایت نظامی و لجستیکی انجام میداد. ایجاد ائتلافهای منطقهای علیه ایران نیز در این چارچوب قرار داشت.
۵. لفاظیهای تند و تحریک آمیز: رئیس جمهور ترامپ عمدتا از زبانی تند و گاه تحریکآمیز علیه ایران استفاده میکرد. این لفاظیها، در کنار اقدامات عملی، با هدف افزایش حس نبود امنیت در ایران و بیثباتی بیشتر در منطقه پیگیری میشد.با توجه به مطالب فوق، باید گفت که سیاست فشار حداکثری ترامپ پیامدهای متفاوتی داشت. در حالی که برخی معتقدند این سیاستها توانستهاند ایران را از توسعه برنامه هستهایاش باز دارد، دیگران از افزایش تنشها، بیثباتی منطقهای، و ضربه شدید به اقتصاد ایران به عنوان پیامدهای منفی این سیاستها یاد میکنند. اثرات بلندمدت این سیاستها همچنان موضوع بحث و بررسی و جدلهای سیاسی چه در داخل طیفهای سیاسی ایران و چه در میان احزاب ایالاتمتحده است.ترامپ در دوره چهار ساله ریاست دمکراتها بر کاخ سفید نیز بیکار ننشست و در جهت نقد برنامههای سیاست خارجی دولت «جو بایدن» در موضوعات مختلف به خصوص جنگ اوکراین و ایران موضعگیریهای شدید انتقادی را در رسانههای داخلی، بینالمللی و حتی فضاهای شبکههای اجتماعی بیان کرد. اوج این موضوعگیریها را باید در دوران کمپین انتخاباتی وی برای شرکت در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴ پیگیری کرد که نشان دهنده دیدگاه و تفکرات وی به مهمترین مسائل سیاستخارجی ایالاتمتحده بوده است.
اظهارات ترامپ در مورد ایران؛ از کمپین انتخاباتی تا پیش از ورود به کاخ سفید
بهمنظور درک بهتر نقشهراه ترامپ در خصوص سیاستهای خود در قبال ایران باید به موضعگیریها و دیدگاههای افراد موثر و وزیران پیشنهادی رئیسجمهور جدید ایالاتمتحده که پیش برنده سیاستهای دولت جمهوریخواه این کشور است نیز توجه کرد تا شاید به دیدگاهی وسیعتر و دقیقتر دست پیدا کنیم.
در ادامه تحلیل دقیقتری از لفاظی ضد ایرانی ترامپ، دیدگاههای کلیدی شخصیتهای سیاست خارجی او و رویکرد دولت آینده آمریکا نسبت به ایران ارائه میشود:
۱. اظهارات ضد ایرانی ترامپ در کمپین ۲۰۲۴
در طول کمپین ریاستجمهوری ۲۰۲۴، ترامپ به شدت بر این تأکید داشت که خود را به عنوان یک رهبر قوی و قاطع در سیاست خارجی، بهویژه در مورد ایران، معرفی کند. عناصر کلیدی اظهارات و موضعگیریهای وی شامل موارد زیر بود:
تاکید بر ادامه سیاستهای دوره اول: ترامپ به طور مکرر به تصمیم خود برای خروج از توافق هستهای (برنامه جامع اقدام مشترک یا JCPOA) در سال ۲۰۱۸ به عنوان یک اصل بنیادین در موضع قوی خود در برابر ایران اشاره کرد. او دولت بایدن را به خاطر خواست بازگشت به برجام مورد انتقاد قرار داد و دولت وی را به «ضعف» در قبال تهران متهم کرد.
خاورمیانه: ترامپ تنشها در خاورمیانه را مورد سرزنش قرار داده و اظهار کرده که برای حفاظت از منافع ایالات متحده و رژیم اسرائیل تمام تلاش خود را به کار خواهد گرفت.
۲. دیدگاههای شخصیتهای کلیدی سیاست خارجی
بیشک برخی از وزیران و مشاورین دولت ترامپ در اتخاذ و اجرای اهداف سیاستخارجی ایالاتمتحده نقش کلیدی و موثری خواهند داشت. به همین دلیل مرور برخی موضعگیریها این افراد میتواند در شناخت و فهم تصمیمات و عملکرد دولت آینده آیالاتمتحده موثر باشد.
مارکو روبیو ( وزیر امورخارجه دولت دوم ترامپ)
پیشینه و لفاظی: روبیو از مدتها پیش اظهارات و مواضع ضد ایرانی شدیدی داشته و مخالف امضا واجرای برجام بوده است و بر ضرورت تحریمها برای مقابله با نفوذ منطقهای ایران و برنامه موشکی آن تأکید کرده است.
جهتگیری سیاسی: روبیو بر تقویت اتحادها در خاورمیانه، بهویژه با اسرائیل و کشورهای خلیج فارس،تأکید کرده و خواستار افزایش حضور دریایی ایالات متحده در خلیج فارس است.





ثبت دیدگاه