محمدجواد محمدحسینی: این جلسه با عنوان «ترامپ، آمریکا، ایران، منطقه و جهان؛ ارزیابی چهار سال پیشِرو» با حضور آقایان علی نظیفپور (متخصص امور آمریکا)، دیاکو حسینی (متخصص امور بینالملل)، مجید تفرشی (مورخ، تحلیلگر سیاسی و مدیر و مؤسس خانۀ گفتارها)، امیرعلی امیری (اقتصاددان و کارآفرین) و با اجرای آقای محمدرضا مهاجری بود. در این گزارش، بهتفصیل به بررسی مباحث مطرح شده در این جلسه میپردازیم. علاقهمندان برای اطلاع کامل از مباحث نشست میتوانند به آرشیو خانۀ گفتارها در کلابهاوس مراجعه کنند و پوشۀ صوتی جلسه را بشنوند.
در میان چشمانداز سیاسی پیچیده، دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ بهعنوان رئیسجمهور ایالات متحده، تمرکز جدیدی بر روابط ایران و آمریکا ایجاد کرده است. این نشست به بررسی جنبههای مختلف دولت ترامپ، انگیزهها، پیچیدگیهای رویکرد او و پیامدهای احتمالی برای ایران پرداخت.
علی نظیفپور در ابتدای جلسه به ویژگیهای منحصر به فرد سیاست خارجی ترامپ اشاره کرد. او توضیح داد که ترامپ به عنوان رئیسجمهوری که رویکردی غیرقابل پیشبینی و غیرایدئولوژیک دارد، بیشتر بر پایۀ غریزه و احساسات شخصی تصمیمگیری میکند. این رویکرد باعث شده است که سیاست خارجی آمریکا در دورۀ ترامپ از الگوهای سنتی فاصله بگیرد. ترامپ بهشدت بر اقتصاد آمریکا متمرکز است و به دنبال کاهش هزینههای نظامی و افزایش سرمایهگذاریهای خارجی در داخل آمریکا است. این موضوع در توافقهای تجاری او با کشورهای مختلف از جمله چین و مکزیک مشهود است. ترامپ تمایل دارد تا از درگیریهای نظامی در خاورمیانه دوری کند. او در دوره اول ریاستجمهوری خود، تلاش کرد تا نیروهای آمریکایی را از افغانستان و سوریه خارج کند. همچنین برخلاف رؤسای جمهور پیشین آمریکا، ترامپ کمتر به ایدئولوژیهای سیاسی پایبند است و بیشتر بر پایه منافع کوتاهمدت و دستاوردهای قابلدفاع تصمیمگیری میکند.نظیفپور تأکید کرد که ایران باید از فرصتهای دیپلماتیک موجود استفاده کند و با ایجاد کانالهای ارتباطی مستقیم با ترامپ، از تنشها بکاهد. ایران میتواند به جای استفاده از کانالهای سنتی دیپلماتیک، کانالهای مستقیم و غیررسمی با افرادی که به ترامپ نزدیک هستند، برقرار کند. این افراد باید دسترسی شخصی به ترامپ داشته باشند و بتوانند بدون واسطه و از طریق روابط شخصی، نگرانیها را به او منتقل کنند. برای این کار، افراد نزدیک به ترامپ مانند ایلان ماسک یا افرادی مانند گابارت و جیدی ونس میتوانند مفید باشند.همچنین ایران میتواند از رسانههای دست راستی مثل فاکسنیوز برای تأثیرگذاری بر ترامپ و افکار عمومی آمریکا استفاده کند. این رسانهها تأثیر زیادی بر تفکر ترامپ دارند. بهعنوان نمونه، مصاحبههای رسانهای پیشین، مانند مصاحبه دکتر جواد ظریف با فاکس نیوز، در تغییر نظر ترامپ و اخراج جان بولتون از دولت او تأثیرگذار بود. ایران باید در فضای رسانهای راستگرا که تمایل به مخالفت با جنگ و تحریمها دارند، حضور فعال داشته باشد.
نظیفپور به نقش کلیدی رئیسجمهور آمریکا در سیاست خارجی این کشور اشاره کرد و تأکید کرد که رئیسجمهور به عنوان بازیگر اصلی در این حوزه عمل میکند. او همچنین به اهمیت شخصیت و تفکر شخص رئیسجمهور در تصمیمگیریهای سیاست خارجی اشاره کرد و گفت که ترامپ به دلیل شخصیت خاص خود، به دنبال پیروزیهایی برای آمریکا است، حتی اگر این پیروزیها به روشهای غیرمتعارف به دست آید. از طرفی تیم اطرافیان ترامپ نسبت ب دوره قبلی ریاست جمهوری او، تغییرات زیادی کرده و این تغییرات میتواند بر سیاستهای او تأثیر بگذارد.
افرادی که در حلقه نزدیک ترامپ هستند، تأثیر زیادی بر سیاستهای داخلی و خارجی وی داشته و دارند. برای مثال، وقتی ترامپ تصمیم به حمله به ایران پس از ساقط شدن پهپاد آمریکایی داشت، صحبت او با تاکر کارسون باعث شد تا از این اقدام منصرف شود. این نشاندهنده تأثیرات تصمیمات ترامپ توسط اطرافیانش است، حتی اگر در مواردی آنها مخالف دیدگاههای رسمی اسرائیل یا سختگیریهای بیشتر نسبت به ایران باشند.
بنابراین مشاوران ترامپ نقش مهمی در تعیین جهت سیاستها ایفا میکنند. در دوره دوم ریاستجمهوری، مارکو روبیو نقشی کلیدی ایفا میکند و به مواضع سختگیرانهاش علیه ایران شهرت دارد. مایکل والتز، بهعنوان مشاور امنیت ملی، رویکردی عملگرایانه اما محتاطانه به ژئوپلیتیک خاورمیانه دارد. وزیر امور خارجه سابق، مایک پمپئو، و مشاور امنیت ملی سابق، جان بولتون، اگرچه دیگر در دولت نیستند، همچنان با حمایت از اقدامات سختگیرانه علیه ایران تأثیرگذار هستند. تعامل میان این شخصیتها سیاستهای دولت را شکل میدهد و تعادلی میان استراتژیهای سختگیرانه و مشارکتهای دیپلماتیک ممکن ایجاد میکند. در مورد سیاستهای خاورمیانه، برخی از اعضای تیم ترامپ مانند مارکو روبیو و مایکل والس به دنبال گسترش روابط با اسرائیل هستند، در حالی که دیگرانی چون جادی ونس و تولسی گابارد، که نزدیک به منافع ایران هستند، مخالف جنگ با ایران و اسرائیل بودهاند.
از سوی دیگر، ترامپ با این که خود را حامی اسرائیل میداند، تمایل دارد که درگیریهای زیاد در خاورمیانه را محدود کند و حتی در بعضی مواقع به دنبال دیپلماسی است. این به ایران فرصتی میدهد که از آن بهره ببرد، اما این فرصت ممکن است همیشگی نباشد. برای ایران مهم است که از این «پنجره دیپلماتیک» بهدرستی استفاده کند و فرصتها را از دست ندهد.
ترامپ به دنبال پیروزیهای سریع است و تاریخ نشان داده که بیصبری یکی از ویژگیهای اصلی او است. برای مثال، خروج از برجام و اعمال فشار حدکثری بر ایران بهطور عمده بر پایه انتظار فروپاشی سریع حکومت ایران صورت گرفت، اما این فشار به نتیجه دلخواه نرسید و ترامپ به دیپلماسی تمایل پیدا کرد. ترامپ تاکنون سیاست فشار حداکثری را بهعنوان ابزاری برای تغییر رژیم یا آغاز جنگ رد کرده است. او ممکن است این سیاست را برای دستیابی به توافق استفاده کند، اما تنها در صورتی که فشار حداکثری به توافق رسیدن کمک کند، نه تغییر رژیم یا وارد شدن به جنگ. اگر پیشنهادات سیاسی در آینده جواب ندهد، ترامپ ممکن است به سمت تحریمهای سختتر و فشار بیشتر برود. اخراج افرادی مانند جان بولتون و برایان هوک به این دلیل بود که ترامپ احساس کرد آنها از فشار حداکثری برای تغییر رژیم یا جنگ استفاده میکنند. این نشان میدهد که ترامپ به دنبال حفظ سیاستهای خود بدون درگیریهای غیرضروری است.





ثبت دیدگاه