آیا اژدهای سرخ ترامپ را می‌بلعد؟ یا ترامپ او را؟
02 فوریه 2025 - 19:13
0
هدف ترامپ ایستادگی در برابر چین، بازگرداندن مشاغل و قرار دادن آمریکا در اولویت بود. سلاح انتخابی او یعنی افزایش تعرفه‌ها، یک شکاف عمده با اجماع نئولیبرالی چند دهه اخیر را نشان داد. در واقع، جنگ تجاری ترامپ هرگز درباره تجارت یا مشاغل نبود. این جنگ عمدتا پاسخی به نگرانی‌های ایالات متحده درباره از دست دادن برتری از نظر تکنولوژی در برابر سیاست صنعتی موفق چین بود.

به گزارش اسرار، ، لری مک فارلین در اوپن دموکراسی با عنوان ظهور اژدهای سرخ نوشت: پس از ورود چین به سیستم تجارت جهانی در سال ۲۰۰۱، بسیاری از اقتصاددانان در غرب فرض کردند که مدل سرمایه‌داری دولتی چین؛ یک رشد آنی را به ارمغان می‌آورد و سپس به سرعت به بن‌بست می‌خورد. نظریه آنها این بود، در حالی که سیستم‌های دولتی می‌توانند به‌سرعت منابع موجود را با خود همراه کنند، در هدایت رشد بهره‌وری و نوآوری با مشکل مواجه می‌شوند. تصور می‌شد که این امر در نهایت چین را مجبور خواهد کرد تا اقتصاد خود را باز کند و لیبرال دموکراسی را بپذیرد. با این حال، دستاوردهای چین تا به امروز چنین اظهاراتی را کاملا ساده‌لوحانه جلوه داده است.
ترامپ تهدید خود را عملی کرد/کاخ سفید از امضای یک دستور مهم خبر داد/گزینه بعدی اتحادیه اروپا!
نه تنها لیبرال دموکراسی به جمهوری خلق چین نرسیده است، بلکه حزب کمونیست یک مدل اقتصادی متمایز را توسعه داده که نزدیک به یک میلیارد نفر را از فقر خارج کرده و چین را به یکی از بزرگ‌ترین و پویاترین اقتصادهای جهان تبدیل کرده است. حتی می‌توان گفت این دولت‌های غربی بودند که مجبور شدند خود را با مدل چین وفق دهند. در سال‌های اخیر، موفقیت‌های چین دولت‌های غربی را مجبور کرده است تا از اصول بازار آزاد فاصله بگیرند و سیاست صنعتی قوی‌تری را احیا کنند که مدت‌ها از سیاست غرب کنار گذاشته شده بود.
اهمیت موفقیت‌های چشم‌گیر چین را در پیروزی ترامپ در سال ۲۰۱۶، نمی‌توان نادیده گرفت. در زمانی که اکثر آمریکایی‌ها احساس می‌کردند اقتصادشان دیگر کار نمی‌کند، ترامپ تفسیر واضح اما نادرستی را از مشکلات ارائه و چین و مهاجران را مقصر جلوه داد. او سپس یک استراتژی تهاجمی برای مقابله با آن‌ها ارائه کرد. این در حالی بود که دموکرات‌ها هیچ‌کدام از این کارها را انجام نمی‌دادند.
هدف ترامپ ایستادگی در برابر چین، بازگرداندن مشاغل و قرار دادن آمریکا در اولویت بود. سلاح انتخابی او یعنی افزایش تعرفه‌ها، یک شکاف عمده با اجماع نئولیبرالی چند دهه اخیر را نشان داد. در واقع، جنگ تجاری ترامپ هرگز درباره تجارت یا مشاغل نبود. این جنگ عمدتا پاسخی به نگرانی‌های ایالات متحده درباره از دست دادن برتری از نظر تکنولوژی در برابر سیاست صنعتی موفق چین بود. از همان ابتدا، جنگ تجاری بیشتر درباره محدود کردن توسعه چین و جلوگیری از ظهور آن به عنوان یک قدرت تکنولوژیکی رقیب به‌نظر می‌آمد. از زمان خروج ترامپ از کاخ سفید در سال ۲۰۲۱، این تغییر دولت در اقتصادهای غربی شتاب گرفته است و دو نیروی دیگر هم چنین دیدگاهی را تقویت کرده‌اند. اولین نیروی مؤثر، افزایش اقدامات جهانی برای مقابله با بحران اقلیمی بوده است. بسیاری از کشورها سیاست‌های صنعتی جدیدی را برای تقویت قابلیت‌های خود در رقابت با زنجیره‌های تأمین سبز نوظهور اجرا کرده‌اند. عامل دوم، پاندمی کووید-۱۹ بود که باعث شد تا شاهد دخالت بی‌سابقه دولت‌ها در اقتصاد باشیم. برای کنترل پیامدهای اقتصادی پاندمی، کشورهای غربی برنامه‌های نئولیبرالی را کنار گذاشتند و به سمت برنامه‌ریزی دولتی گسترده رفتند. هرچند وعده‌ها برای بازسازی بهتر اقتصاد، به طور حتم توخالی به نظر می‌رسید، بسیاری از دولت‌ها و کسب‌وکارها اقداماتی برای تقویت زنجیره‌های تأمین داخلی انجام دادند تا به کمبود تاب‌آوری که پاندمی آن را آشکار کرد، رسیدگی کنند.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.